پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۷
 
۱۰ دانش و آموزش  
 
شماره قبل

بعد علمى قرآن كريم
نگرشها به "آيات علمى‏" قرآن

قسمت دوم  و پاياني

3- برداشت ما
ما معتقديم كه قرآن كتاب هدايت‏براى انسانهاست‏و حاوى تمامى چيزهايى است كه بشر در حوزه ايمان وعمل بدانها نياز دارد. به نظر ما قرآن يك دائرة المعارف علمى نيست، و نبايد قرآن را با نظريه‏هاى متغير علمى‏الزاما تطبيق داده از طرف ديگر نمى‏توان كتمان كرد كه‏در قرآن اشارات مكرر به پديده‏هاى طبيعى است. امااينها براى تعليم علوم نيست. بلكه هدف آنها تشويق‏مردم است‏به تعلم علوم طبيعى و در نتيجه توجه به‏عظمت‏خلقت و در نهايت نزديكى به خالق جهان. همچنين ما معتقديم كه پيشرفت علم فهم بعضى ازآيات قرآنى را آسان مى‏سازد.
مثلا آيه شريفه:
"اولم يرالذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاففتقنا هما و جعلنا من الماء كل شى‏ء حى ..." (انبياء ، 30)
( آيا كافران نمى‏بينند كه آسمانها و زمين يكپارچه بودند وما از هم بازشان كرديم و هر زنده‏اى را از آب پديد آورديم...)
اشاره به تحول منظومه شمسى و نقش آب در حيات‏دارد، و آيه شريفه:
"و من كل شى‏ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون‏"(ذاريات، 49)
(و از هر چيز يك جفت آفريديم، باشد كه ياد كنيد و عبرت‏گيريد)
از عموميت زوجيت در مخلوقات سخن مى‏گويد.بديهى است كه درك اينگونه مطالب در عصر ما بسيارساده‏تر از عصر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم است. به طور خلاصه نظر مادر تعبير "آيات علمى‏" قرآن همان است كه شيخ‏فقيدالازهر مصطفى المراغى در مقدمه كتاب الاسلام والطب الحديث متذكر شده است:
"هدف من اين نيست كه بگويم قرآن مجيد به طوراجمال يا به تفصيل تمامى علوم را به شكل كتابهاى‏درسى دربردار. بلكه مى‏خواهم بگويم كه آن اصول‏عامى را در بردارد كه به كمك آنها مى‏توان آنچه را كه‏براى رشد فيزيكى و معنوى انسان دانستن آنها لازم‏است استنتاج كرد...لازم است كه معناى يك آيه راآنقدر توسعه ندهيم كه قابل تعبير و بر حسب علم‏جديد باشد. همچنين نبايد تعبير حقائق علمى را آنقدرتوسعه داد كه بتوان آن را با يك آيه قرآنى تطبيق داد. امااگر معناى ظاهر يك آيه با يك حقيقت علمى جاافتاده‏سازگار باشد، اين آيه را به كمك آن حقيقت تعبيرمى‏كنيم." به عقيده ما در حالى كه قرآن دائرة‏المعارف علمى‏نيست، اما در "آيات علمى‏" آن پيامهاى مهمى وجوددارد و دانشمندان مسلمان بايد به اين پيامها توجه كنند.نه اينكه تمامى همشان را صرف اثبات اعجاز علمى‏قرآن و يا سازگارى آن با علم روز كنند.

بالای صفحه

گوش و شنوايي

وَلَقَدْ مَكَّنَّا هُمْ فيمَآ اِنْ مَكَّنَّكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصَارًا وَ أًفْئدَةً فَمَآ أَغْنَي عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لآأَبْصَارُهُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ وَ لَآ أَفئدَتُهُم مِنْ شيءٍ إِذْ كَانوُا
 يَجْحَدوُنَ بِأَيَاتِ اللهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانوُا بِهِ يَسْتَهْزِؤنَ؛
وبه آن قوم (عاد ) تمكين و قوتي داديم كه شما امت را  چنان نيروي بدني نداديم و با آنكه بر آنها گوش و چشم و قلب مدرك قرار داديم ،‌ هيچ اين قواي مدركه آنها را از عذاب نرهانيد. بدين جهت كه آيات خدا را انكار مي‌كردند و آنچه  را كه استهزا كردند به آنها فرا رسيد.
پيشرفت علم جنين شناسي پرده از چهرة يكي ديگر از موارد اعجاز قرآن برداشته و آن هم ترتيب حواس در آيات قرآن مي‌باشد.
قرآن كريم به ذكرگوش و چشم به عنوان دو حس اصلي از ابزارهاي شناخت و ارتباط با جهان خارج، اكتفا كرده و اين به جهت اهميت بسيار زياد اين دو حس در كار ادراك حسي است . اما نكتة بسيار جالب و شگفت‌انگيز، تقدم گوش بر چشم در آيات قرآن است . در قرآن كريم نوزده مورد به لفظ گوش (سَمْع) و چشم (بَصَر) اشاره شده كه از اين نوزده مورد، هفده بار واژة " سَمْع " بر " بَصَر" مقدم شمرده شده، به طوري كه ابتدا ازگوش و سپس از چشم صحبت به ميان رفته است . حال مي‌خواهيم ببينيم ، از نظر علمي دليل تقدّم گوش بر چشم در آيات قرآن چيست؟
1ـ حس شنوايي از جمله حواسي است كه بلافاصله پس از تولد شروع به كار مي‌كند . زيرا نوزاد به محض تولد مي‌تواند صداها را بشنود كه اين خود يكي از رفلكس‌هاي طبيعي نوزادان است به اين صورت كه در هنگام تولد، نوزاد با شنيدن صداي شديد پلك زده و حركت مي‌كند و شروع به گريه مي‌كند. اين در حالي است كه براي ديدن اشياء به طور واضح نياز به زمان داريم .
تحقيقات جديد علمي فيزيولوژيست‌ها ثابت كرده است كه حساسيت شبكية چشم انسان در مقابل نور به هنگام تولد ضعيف است و رشد ساختمان شبكية چشم، تقريباً در پايان شش ماهة اول تولد كامل مي‌شود. به طوري كه نوزاد در شش ماه دوم عمر بوضوح قادر به رويت اشياء است . لازم به ذكر است كه نوزاد در بدو تولد، نمي‌تواند در برابر صداهاي ضعيف و كوتاه واكنش نشان دهد،‌اما در برابر صداهاي بلند و شديد مي‌تواند واكنش نشان دهد و پس از پشت سرگذاشتن مراحل رشد، مي‌تواند بين صداهاي متفاوت با فركانس‌هاي مختلف تفاوت قايل شود. اين تكامل در رشد شنوايي از سال سوم تولد شروع مي‌شود و حدود 13 تا 14 سالگي به كمال رشد خود مي‌رسد.
2 ـ حس شنوايي هميشه و در همه حال مي‌تواند وظيفه خود را بدون حتي اندكي توقف انجام دهد،‌در حالي كه اين در مورد بينايي صادق نيست . يعني در برخي شرايط انسان قادر به ديدن نيست . مثلاً در تاريكي، حتي با وجود چشمهاي باز قادر به رويت واضح اشياء نيستيم اما مي‌توانيم به خوبي بشنويم، همچنين در هنگام خواب كه انسان چشمانش را مي‌بندند و مي‌خوابد. اما اگر در محيط سروصدا ايجاد شود، فرد از خواب بيدار مي‌شود. چرا كه تحقيقات جديد فيزيولوژيست‌ها ثابت كرده آخرين حسي كه در هنگام خواب حساسيت خود را از دست مي‌دهد، حس شنوايي است و اين خود يكي ديگر از دلايل قاطع اعجاز قرآن است . زيرا خداوند متعال در داستان اصحاف كهف و در بيان خواب چند صد سالة ايشان، به طور شگف‌انگيزي مي‌فرمايد:
فَضَرَبْنا عَلَي ءَاذَانِهِمْ فِي اُلْكَهْفِ سِنيِنَ عَدَدًا؛
پس ما بر گوش آنها (در آن غار ) تا چند سالي پردة بيهوشي زديم .
3 ـ گوش در كار ادراك حسي و امر يادگيري و تحصيل دانش از چشم مهمتر است . زيرا يادگيري زبان و تحصيل علوم در صورت از دست دادن بينايي براي انسان، امكان پذير است ولي، اگر شنوايي را از دست بدهيم يادگيري زبان و تحصيل دانش برايمان امري مشكل خواهد بود.
يكي از دلايل مهمي كه نشان دهندة اهميت تأثير گوش در ادراك و آموزش ست، اين است كه قرآن آن را به تنهايي در كنار عقل ذكر كرده است تا بفهماند ميان گوش و عقل رابطة محكمي وجود دارد
خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:
 وَقَالوُا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَاكُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعيرِ
و آنگاه (اهل دوزخ با تأسف و حيرت باهم ) مي‌گويند كه اگر ما (در دنيا) سخن انبياء را مي‌شنيديم يا به دستور عقل رفتار مي‌كرديم امروز از دوزخيان نبوديم.
همچنين در بسياري از آيات قرآن واژة سَمْع به معناي فهم و تدبّر و تعقّل به كار رفته است كه در اين مورد به آية زير اشاره مي‌كنيم:
 وَإِذَا سَمِعُوا مَآ أُنزِلَ إِلَي الرَّسولِ تَرَي أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفوُاْ مِنَ الْحَقِّ يَقوُلُونَ رَبَّنَاءَ امَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ اٌلشَّاهِدينَ
و چون آياتي را كه به رسول فرستاده شد بشنوند اشك از ديدة آنها جاري مي‌شود،‌زيرا حقانيت آن را شناخته و گويند: بار الها ما (به رسول تو،‌محمد صلي
 الله عليه و اله وصلم و كتاب آسماني او ، قرآن ) ايمان آورديم ، ما را در زمرة گواهان صديق او بنويس.
4 ـ يكي ديگر از دلايل اهميت فوق‌العاده گوش و چشم كه در ابتداي بحث از آن صحبت شد، نقش هر يك از اين اعضاء در تعادل بدن است .
اطلاعات ارسالي از چشم‌ها و سيستم دهليزي (Vestibular) واقع در گوش داخلي همراه با اطلاعات حس عمقي  (Proprioceptive) از گردن و اندامها به سمت سيستم عصبي مركزي آمده و پس از هماهنگي‌هاي لازم به طرف مراكز بالاتر مغزي مي‌روند و احساس تعادل را ايجاد مي‌كنند.
جالب است بدانيم، اگر عملكرد يكي از اين اجزاء از بين برود، دو جزء ديگر مي‌توانند بتدريج حس تعادل را ايجاد كنند، ولي اگر دو جزء از بين بروند يك جزء بتنهايي نمي‌تواند اين فقدان را جبران كند و حس تعادل از بين مي‌رود.
5 ـ نكته جالب اين است كه قرآن ، گوش را به صورت مفرد ذكر مي‌كند ولي چشم (بَصر) را در اكثر آيات به صورت جمع (أًبصَار) مي‌آورد . اين خود يكي از نشانه‌هاي اعجاز در روش قرآن است ، به اين دليل كه حس شنوايي صداهايي را كه از تمام جات مي‌رسد، دريافت مي‌كند . در حالي كه چشم ، فقط وقتي مي‌تواند ببيند كه انسان خواسته باشد چشم را به طرف چيزي كه مي‌خواهد به آن بنگرد، برگرداند و اگر در مكاني افرادي جمع باشند و صدايي به وجود آيد، همگي تقريباً همان صدا را به طور يكسان مي‌شنوند. در صورتي كه، همين عده يك چيز را اززواياي مختلف مي‌بينند و به همين دليل، ديدشان نسبت به آن شيءِ كاملاً يكسان و شبيه به هم نخواهد بود،‌كما اين كه ممكن است آنها در همان لحظه به تبع سمتي كه به آن مي‌نگرند، اشياي مختلف ديگر را نيز ببينند. علاوه بر اين ، هر گاه صدايي كه مستقيماً از جايي به سمت ما مي‌آيد، امواج صوتي آن در يك زمان به هر دو گوش مي‌رسد و شدت تأثيرش بر پرده هر دو گوش يكسان است . اما اگر چيزي كه در برابر ما قرار گرفته بنگريم، صورتي كه در شبكيه چشم راست نقش مي‌بندد با شكل همان چيزي كه در شبكيه چشم چپ نقش مي‌بندد،‌فرق دارد . زيرا چشم راست ، اشياء را از طرف راستشان مي‌بيند، در حالي كه چشم چپ آنها را از طرف چپشان مي‌نگرد
اكنون با دانستن اين همه شگفتي و نظم و هماهنگي در هر يك از اين اعضاي بدن انسان،‌ مي‌توان به اهميت ساير حواس نيز پي برد و دانست كه هيچ نظمي در خلقت انسان بدون علت نيست . خلقتي كه خالق انسان مرحله به مرحله آن را در كتاب خود بيان داشته و اين از دلايل اعجاز اين كتاب آسماني است . پس به حقيقت بايد گفت،‌آفرين بر قدرت كامل بهترين آفريننده.
ولز ( از دانشمندان برجستة انگلستان ) مي‌گويد :
هر كس بخواهد ديني را اختيار كند كه سير آن با تمدن بشر پيشرفت داشته باشد، بايد كه دين اسلام را اختيار كند و اگر بخواهد كه معني اين دين را بيابد به قرآن مراجعه كند. قرآن ، بهترين راهنماي يك عقيده قلبي يعني توحيد و اخلاق فاضله است . اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدي زيباست كه عقول عقلا را حيران ساخته است . قرآن كتابي است ابدي و جهاني .
منبع:کتاب شگفتيهاي پزشکي در قرآن کريم

بالای صفحه

امروز برگزار مي‌شود
نكوداشت استاد پروفسور "حميد مولانا"

در سال نوآوري و شكوفايي ، در جهت نكوداشت بزرگان ايراني ، مراسم تجليل و بزرگداشت استاد پروفسورحميد مولانا، پنجشنبه 26ارديبهشت ماه در موسسه مطبوعاتي ايران ، برگزار مي‌شود.
پروفسور حميد مولانا استاد برجسته روابط بين‌الملل در سطح جهاني ، و موسس بخش ارتباطات بين‌المللي دانشگاه واشنگتن است . وي هم چنين از بنيان‌گذاران رشته ارتباطات و روابط بين‌الملل در سطح جهان مي‌باشد .
مراسم نكوداشت پروفسور مولانا با همكاري شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، موسسه فرهنگي و مطبوعاتي ايران، ايرنا، و دانشكده خبر بر گزار مي‌شود.

بالای صفحه

بدن انسان

قسمت دوم
****سحر شدن چشم
در قرآن مي خوانيم پس از اينکه موسي آيات خداوند را (يعني معجزاتي که به موسي داده بوده که به فرعون و درباريان وي نشان دهد را) به فرعون و درباريان وي نشان ميدهد، مي گويند اين سحر است و ما هم ميتوانيم براي تو سحر بياوريم. به اتفاق همديگر وقتي تعيين مي کنند که در حضور مردم اين کار را انجام دهند. در اين  داستان در رابطه با اثر سحر بر انسان چنين مي خوانيم:
" (ساحران) گفتند: اي موسي! يا مي اندازي و يا اينکه ما اندازندگان باشيم ـ (موسي) گفت: بيندازيد! همينکه (طنابها و چوب دستي هاي خود را) انداختند چشم هاي مردم را سحر زده نموده و آنها را هراسناک نمودند و سحر بسيار بزرگي اجرا کردند".
آيه مي گويد ساحران چشمهاي مردم را سحر کرده اند. دستاورد پژوهشهاي علمي انجام شده در زمينه سحر نيز نشان مي دهد که سحر بر چشم فرد اثر مي گذارد. سحر کارکرد چشم را مختل مي کند يا همه رنگها بجز رنگ آبي را جذب مي کند. 
در رابطه با اينکه سحر در واقع تغييري در پديده هاي طبيعي ايجاد نمي کند نيز در آيه 66 سوره طه نيز ميخوانيم: " فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى: سحر آنها به موسي اين خيال را داد که چوب دستي ها و طنابهاي آنها حرکت مي کند".  يعني ساحران چوب دستي و طنابهاي خود را به موجودي که حيات و اراده اي داشته باشد و از خود حرکتي بکند تبديل نکرده اند بلکه چنين به خيال موسي آمده است.
****نعمت بودن مـرجـان
" از هر دوي آنها (از هر دو درياي شور) مرواريد و مرجان درمي آيد. کداميک از اين نعمتهاي پروردگار خود را مي توانيد تکذيب کنيد"؟!
نکته آيه: آيه مرجان را نعمت شمرده است:
در زمان پيامبر مرجان استفاده اي که بتوان آنرا نعـمت ناميد نداشته است. امروزه انسان از برخي مرجانها در ترميم استخوانهاي آسيب ديده و ناقـص شـده استفاده مي کند. وقتي مرجان  به استخوان پيوند زده مي شود، علي رغم اينکه بـدن فـسـفـات کـلـسـيم دارد و مرجان کربنات کلسيم، با اين حال اسـتخوان مرجان را رد نمي کند، بلکه آنرا مي پذيرد. ابتدا خون دور قطعه مرجان را محاصره مي کند و آنرا ذوب مي کند. بعد استخوان آنرا در خود قـاطي مي کند و رفته رفته با استفاده از آن، خود را ترميم مي کند و دقـيـقـاً شکل اصلي خود را بخود مي گيرد.
مرجان از استخوان قويتر است ولي ترکيبات آنها ضـمـن کـم و زيـاد بـودن در هـر کـدام مشترک است. مثلا هر دو کلسيم، منزيم و فـلـور دارند. کـلـسيم مرجان و استخوان تقريباً مساوي است. منزيمِ استخوان تـقـريـبـاً کمي کمتر از دو برابر منزيم مرجان است. از نظر فـلـور، مرجان کمي بيشتر از استخوان فـلـور دارد.
***رونـد قـوي و ضـعـيـف شـدن بـدن
" خدا آنست که شما را از چيزِ سست آفريد، مدتي پس از سستي روند پيوسته نيرومند شوندگي قرار داد، مدتي پس از روند نيرومندي روند پيوسته سست شوندگي و پيري قرار داد. خدا آنچه را مي خواهد مي آفريند و او داناي توانمند است".
نکات آيه:
1ـــ انسان ابتدا از چيز سست آفريده مي شود:
انسان در ابتدا از يک سلول آفريده مي شود که ترکيب در هم ذوب شده اي است از تخمک زن و سلول مـني مرد (اسپرم). اين سلول موجودي است کاملاً سست. يعني بي استخوان و غضروف و غيره.
2ـــ مدتي پس از سستيِ ساختارِ خلقت، انسان پيوسته روند نيرومند شوندگي بخود مي گيرد:
پس از مدتي (تـقـريباً پـس از سه هـفـته) رشد سـلـول اولـيه (کـه کاملاً سست است) به نـقـطه تـولـيد اسـتخـوان مي رسد کـه نيرومندترين بافـت بدن است. در اسـتـخوانها نيز همانگونه که بافتهاي جديد توليد مي شوند بافتهاي قديمي خراب مي شوند. از وقتي که توليد بافـت استخواني آغـاز مي شود  تا 30 سالگي هـر ساله پـيـوسـته بافـتي کـه تولـيد مي شود يک درصد از بافتي که خراب مي شود بيشتر است. يعني دقـيـقـاً هـمانطور که آيه مي گويد: انسان پس از سستي ساختار خلقت خود روند پـيـوسـتـه نـيـرومند شوندگي بخود مي گيرد. ( واژه جَعْـل به معني "قـرار دادن" به معني: پـيـوسته و همواره انجام دادن يا بودن چيزي يا کاري است. مثلا وقتي آيه مي گويد: پس از سستي نيرومندي جَـعْـل کرده (قرار داده)، به اين معني است که انسان پيوسته نيرومند مي شود).
3ـــ مـدتي پس از روند پيـوسته نـيـرومـنـد شوندگيِ ساختارِ خلقت، خلقت روند پيوسته سست شوندگي را در پيش مي گيرد:
 از 40 سـالـگـي به بعد ميزان خراب شدن بافتهاي استخواني در هر سال يک درصد بيشتر از ميزان توليد آنهاست. به اين ترتيب چنانکه آيه مي گويد: مدتي پس از نيرومند شوندگي (که تا 30 سالگي بود)، انسان پـيـوسـته روند سست شوندگي را در پيش مي گيرد (که از 40 سالگي است).
ضـعـيـف شـدن بافـتهاي اسـتخواني تا جائي مي رود که  سوراخهاي ريز در آنهـا ايجاد مي شود، طـوريکـه حتي يـک بـار سبک نيز مي تواند منجر به سکستگي آنها بشود. امکـان شکستگي استخوان در مردان نصف زنان است، چـون مـردان از ابتدا بافـت استخواني بيشتري دارند.
ادامه دارد

بالای صفحه

صوت و لحن قرآن كريم

قسمت اول
مقدمه
هنر قرائت؛ مانند هر فن و علم ديگري محتاج مقدمات و لوازمي است كه بدون آنها موفقيت كامل، حاصل نخواهد شد ضروريترين پيش نياز هنر قرائت، يادگيري كامل معني قرآن و مفاهيم آن است كه اين امر با تسلط اجمالي بر قواعد عربي و لغات قرآن ميسر مي شود. ضرورت اين امر ـ كه متأسفانه چندان به آن اهميت داده نشده است ـ با مراجعه به متن قرآن و روايات شريفه بدست مي آيد. در قرآن كريم چندين بار مفهومي يكسان با الفاظي مختلف بيان شده است و آن مفهوم چنين است: " قرآن نازل شده است براي اينكه مردم در آيات آن تدبر نمايند." آيا تدبر در آيات شريفه قرآن بدون دانستن معاني و مفاهيم آن ميسر است؟ البته، براي كسي كه نمي خواهد در اين هنر نوراني قدم بگذارد شايد يك قرآن با ترجمه كافي باشد. زيرا با نگاه كردن به قرآن ثوابي شامل حالش خواهد شد، ولي براي كسي كه مي خواهد، هنر قرائت را فرا گيرد و به وسيله آن كلام الهي را با زيباترين روش ابلاغ نمايد، دانستن معنا بسيار ضروري است.
و اما، مهمترين لوازم هنر قرائت عبارتند از:
1- رعايت تقواي الهي
2- تزكيه و صفاي باطن
البته اين دو اصل، براي همه اهل ايمان لازم و ضروري است ولي براي هنرمندي كه مي خواهد با وحي الهي مأنوس شود و از طريق الفاظ ظاهري و نوراني قرآن، به مفاهيم باطني و اقيانوس معارف الهي آن دست يابد، ضروري تر مي نمايد. زيرا قرآن نور است و تاريكي سنخيّتي با نور ندارد. كسي كه مي خواهد مصاحب و همنشين با قرآن شود بايد نوراني باشد يعني از اخلاق رذيله كه ظلمت محض هستند، دور شود و به اخلاق حسنه كه نور مطلق مي باشد نزديك گردد. در اين حالت است كه ملائكه الهي به وجود اين قاري مباهات مي كنند و درباره اش سخن مي گويند. چه زيباست! نور از زبان نور! كه با صداي زيباي او ظاهر مي شود؛ و هذا نورٌعلي نورٌ...
پس قاري قرآن همانطور كه به يادگيري صوت و لحن و موسيقي ـ قرآن مي پردازند، بايد به تحصيل اين لوازم و ضروريات نيز مشغول شود. لازم به ذكر است كه بدون اين لوازم و اسباب هم مي توان صوت و لحن زيبايي بدست آورد ولي قرائتي نوراني و مورد رضايت صاحب قرآن، هرگز.
در اينجا دونكته خاطر نشان مي شود:
1-  در مورد پيش نياز هنر قرائت، چاره اي جز تحصيل آن، هرچند بطور اجمال نيست، چون اساس كار در تدريس صوت و لحن، تطبيق موسيقي قرائت قرآن با مفاهيم آن است. پس اساس هنر قرائت، دانستن ترجمه و معناي قرآن است.
2- و اما درباره تزكيه و تقوا؛ چون انسان ضعيف است و نفس آدمي به هر وسيله اي مانع از سلوك در مسير انسانيت است، بايد با نيّت و عزم، اين مسير را پيمود و هميشه متوسل به ساحت قدس الهي بود كه توفيق عنايت فرمايد ومسلماً كسيكه با اين نيت سلوك كند ان شاء الله به مقصود خواهد رسيد و در تكامل و رشد هنر قرائت نيز موفق تر خواهد بود.
*تعريف و چگونگي ايجاد صوت
صدايي راكه از حنجرة انسان خارج مي‌ شود صوت گويند. صوت از ارتعاش دو تيغة نازك به نام "تارهاي صوتي" بوجود مي آيد. تارهاي صوتي در حنجره قرار دارد و حنجره نيز درست در عقب زبان واقع است و در بخش فوقاني ناي مي باشد.
وقتي تارهاي صوتي در اثر عمل ماهيچه هاي ويژه اي كشيده مي شوند، شكاف باريكي ميان آنها ايجاد مي‌ شود كه با عبور هواي بازدم از اين شكاف، تارهاي صوتي به ارتعاش در مي آيند. اين ارتعاش، هواي داخل حلق، ششها، دهان و حفره هاي بين بيني را نيز مرتعش مي كند و بدين ترتيب، صوت ايجاد مي شود.
*شناخت صوت
يكي از مظاهر توحيد افعالي، دستگاه تكلم انسان است. صداي هر انساني با صداي ديگري فرق دارد و اگر با ديد الهي بنگريم، همه صداها زيباست، منتها بايد با تمرين و ممارست اين زيبايي را از استعداد و قوه به فعل رساند. نخستين گام در اين راه، شناخت صداست. ابتدا قاري قرآن بايد صدايش را بشناسد وبعد با اهتمام فراوان به ساختن صداي خود بپردازد. شناخت صدا بسيار مهم است، كساني كه در اين مرحله موق شوند، به رشد مطلوبي در هنر قرائت خواهند رسيد.
براي شناخت صدا، ابتدا بايد با استعدادهاي صوتي آشنا شد كه در اينجا برخي از آنها را توضيح مي‌دهيم.
**طنين
طنين، پژواك و پيچش صوتي در دستگاه تكلم است كه هر چه بيشتر و بهتر باشد، صداي زيباتري به گوش خواهد رسيد. طنين از استعدادهاي خدادادي صداست و نسبت به صداهاي مختلف فرق مي كند و با تمرين مي توان آن را به كمال رساند، مگر صدايي كه ازاين استعداد اصلاً بهره اي نداشته باشد.
گاهي استفادة ناصحيح از صوت، اين استعداد الهي را تباه مي سازد يا كارآيي اش راكم مي نمايد؛ مثلاً افرادي كه در حين تلاوت صدايشان را حبس مي كنند يا به اصطلاح  " صدايشان را مي گيرند " مانع ظهور كامل طنين صدايشان مي شوند.
در ميان قاريان مصري نيز چنين افرادي ديده مي شوند و در نتيجه كساني هم كه از ايشان تقليد مي كنند، ناخودآگاه صدايي بدون طنين ايجاد مي نمايند. پس براي كارآيي بيشتر طنين صوتي، هرگز نبايد صدا را حبس كرد. البته فرق هنر قرائت با هنر آواز اين است كه در هنر قرائت، به واسطه رعايت قواعد تجويدي، بطور طبيعي صداي قاري كنترل شده خارج مي شود و لاجرم مقداري از صدا حبس خواهد شد، منتها اين حبس صدا منافاتي با بروز كامل طنين صوتي ندارد. اما حبس صدا منافاتي با بروز كامل طنين صوتي ندارد. اما حبس صوتي كه بيش از اين باشد باعث لطمه زدن به طنين مي شود.
ادامه دارد...


نخستين کنگره روشهاي نوين تشخيصي و درماني عفونت استخوان برگزار مي شود

نخستين کنگره روشهاي نوين تشخيصي و درماني استئوميليت (عفونت استخوان) ، روزهاي 26 و 27 خرداد ماه در تالار امام بيمارستان امام خميني (ره) برگزار مي شود.
اين کنگره با همکاري معاونت بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثارگران و پژوهشکده مهندسي و علوم پزشکي جانبازان و ساير سازمانهاي درماني و تخصصي ذيربط برگزارمي شود.
اين کنگره با هدف شناخت روشهاي نوين پاراکلينيکي در تشخيص، نحوه درمان غيرجراحي، ارتقا سطح قابليت ها ، توانمنديها و مهارت هاي پزشکان و مراقبت هاي ويژه پرستاران از اين بيماران به ويژه جانبازان برگزار مي شود.
توانبخشي بيماران استئوميليت مزمن، بررسي مشکلات رواني، اجتماعي بيماران استئوميليت و نقش حمايت رواني در کيفيت زندگي اين بيماران از ديگر اهداف برگزاري اين کنگره است.
مخاطبان اين کنگره متخصصان رشته هاي جراحي ترميمي - ارتوپدي، عفوني توانبخشي و روانپزشکان و متخصصان تغذيه هستند.
کنگره در دو بخش به صورت سخنراني و برگزاري پانلهاي تخصصي و کارگاهي برگزار خواهد شد.
بر اين اساس کنگره تلاش خواهد کرد تا با تلاش و جديت به اهداف پيش بيني شده دست يابد و با توجه به حضور سخنرانان از کشورهاي آلمان و اتريش آخرين روشهاي درمان استئوميليت در جهان به شرکت کنندگان در کنگره منتقل شود


جشنواره كتاب دين و پژوهش‌هاي برتر برگزار مي شود

سومين جشنواره كتاب دين و پژوهش‌هاي برتر به همت معاونت آموزشي و پژوهشي سازمان تبليغات اسلامي اواخر سال جاري برگزار مي‌شود.
اين جشنواره به منظور تجليل از پژوهشگران و انديشمندان در حوزه دين و فرهنگ برگزار مي‌شود.
مولفان و پژوهشگران مي‌توانند با ارايه دو نسخه از اثر خود به دبيرخانه در اين جشنواره شركت كنند.
اين جشنواره با موضوع‌هاي علوم قرآن و حديث، فقه و مباني حقوق، كلام، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامي، تاريخ، فرهنگ و تمدن و دين و علوم انساني برگزار خواهد شد.
علاقه مندان براي شركت در اين جشنواره مي‌توانند آثار خود را تا پايان بهمن سال جاري به نشاني وليعصر، خيابان زرتشت غربي، معاونت آموزشي سازمان تبليغات اسلامي ارسال كنند.