پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۷
 
۳ عترت  
 
شماره قبل
نهج البلاغه
نهج البلاغه (به معناي راه رسا سخن‌گفتن, يا روش بجا سخن‌گفتن) نامي است که سيد رضي (م 496ق) به مجموعه‌اي که خود از سخنان مولاي متقيان علي (عليه ‌السلام) گردآورده, نهاده است. نهج البلاغه کتابي است که در برگيرنده حکمتهاي متعالي, مواعظ نوراني, نظام تربيتي, آيين حکومت‌داري, سنتهاي تاريخي و عرفان حقيقي است. اين کتاب صحيفه‌اي است براي ساختن فرد و جامعه و منبعي است براي شناخت معارف ديني.
اين کتاب در سه بخش فراهم آمده است:
1. خطبه‌ها و کلمات اميرالمؤمنين که شامل 241 خطبه و کلام است. طولاني‌ترين خطبه، خطبه 192 با عنوان "قاصعه" است.
2. نامه‌ها شامل 79 نامه, وصيت, سفارش, فرمان, دعا و پيمان‌نامه است. فرمان امام (عليه ‌السلام) به مالک اشتر بلندترين فراز اين بخش است.
3. حکمت‌ها که شامل 480 جمله کوتاه حکمت‌آميز است. حکمت شماره 147 با حدود 2 صفحه بلندترين حکمت به شمار مي ‌رود.
انديشه‌وران شيعه و اهل سنت از ديرباز به نهج البلاغه توجه داشته‌اند و آن را موضوع کارهاي علمي گرانسنگي از قبيل شرح‌نويسي, تصحيح, مستندسازي گفتار امام (عليه ‌السلام), استدراک بخشهاي ديگر سخنان امام (عليه ‌السلام) و ترجمه قرار داده‌اند. از ميان شرحهاي مهم نهج لبلاغه مي‌توان از شرح ابن ابي‌الحديد, شرح ابن‌ميثم بحراني, شرح علّامه خويي, و از ميان ترجمه‌هاي رايج مي‌توان از ترجمه دکتر جعفر شهيدي, آيتي و فيض الاسلام نام برد.
* صحيفه سجاديه چه کتابي است؟
"صحيفه سجاديه" که به آن "زبور آل محمد" و "انجيل اهل بيت" نيز مي‌گويند, مجموعه‌اي از دعاهاي امام سجاد (عليه ‌السلام) است که به وسيله آن حضرت انشاء و توسط امام باقر (عليه اسلام) و زيد بن علي نگارش يافته است. در اين اثر گرانسنگ, خواننده در لابه‌لاي دعاها با دريايي از معارف ديني و مسائل سياسي و اجتماعي روبه‌رو است. صحيفه سجاديه در اصل در بر گيرنده هفتاد و پنج دعا بوده است, امّا متأسفانه تنها پنجاه و چهار دعا در صحيفه‌هاي موجود به دست ما رسيده است.
برخي محدثان با گردآوري شمار ديگري از دعاهاي امام سجاد (عليه ‌السلام) عدد دعاها را دوباره به هفتاد و پنج رسانده‌اند و مجموعه‌هاي جديدي را پديد آورده‌اند که عبارت‌اند از:
1. صحيفه سجاديه ثانيه، محمد بن حسن حرّ عاملي (م 1104ق).
2. صحيفه سجاديه ثالثه، ميرزا عبدالله افندي (م 1130ق).
3. صحيفه سجاديه رابعه، ميرزا حسين نوري (م 1320ق).
4. صحيفه سجاديه خامسه، سيد محسن امين (م 1372ق).
5. صحيفه سجاديه سادسه، محمد‌صالح مازندراني (م 1350ش).
جامع‌ترين صحيفه سجاديه، صحيفه سجاديه کامله است که توسط آية الله سيد محمد‌علي ابطحي فراهم آمده و مجموع کتابهاي پيشين است. گفتني است تا کنون شرح و تعليقه‌هاي بسياري بر صحيفه سجاديه نگاشته شده و نيز ترجمه‌هاي متعددي از آن فراهم آمده است.
بالای صفحه

زندگاني چهارده معصوم(ع)" در تايلند انتشار يافت

مجموعه "زندگاني چهارده معصوم(ع)" از سوي رايزني فرهنگي کشورمان در بانکوک، با هدف آشنا کردن کودکان و نوجوانان مسلمان تايلندي با زندگي و سنت ائمه معصومين به زبان تايي ترجمه و منتشر شد.
 اين مجموعه خواندني که مزين به تصاوير رنگي و زيباست و مختص کودکان و نوجوانان تهيه و در 1000 نسخه به چاپ  رسيده است در مناسبتهاي مختلف در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
حضرت محمد (ص) شامل زندگاني پيامبر اسلام قبل و بعداز هجرت تا وفات ايشان،  حضرت علي (ع) شامل زندگاني ، امامت و جنگهاي ايشان تا وفات آن حضرت،  حضرت زهرا (ع) شامل زندگي نامه آن حضرت و شهادت او از جمله عناوين اين مجموعه هستند .
زندگي ائمه اطهار از ولادت تا شهادت نيز به طور مشروح در اين کتاب به چاپ رسيده است .

بالای صفحه

کشف بمب در اطراف حرم امام حسين(ع)
بمبي ديروز در اطراف حرم امام حسين(ع) کشف و خنثي شد.
به گزارش واحد مرکزي خبر از بغداد،‌ خبرگزاري نون کربلا به نقل از پليس اين شهر اعلام کرد نيروهاي امنيتي صبح ديروز بمبي دست ساز را درمنطقه "خيمه گاه" در نزديک حرم مطهر امام حسين(ع) کشف و خنثي کردند.
به گفته نيروهاي امنيتي مواد منفجره قوي درقوطي شير خشک جاسازي شده بود.
بالای صفحه

آيت‌الله"نوري‌ همداني" :
بايد با الگو برداري از ائمه (ع) در برابر زياده خواهي امريكا و هم پيمانشان بايستيم

آيت‌الله"نوري‌ همداني" در ديدار جمعي از فرماندهان ارشد نيروي زميني ارتش تاکيد کرد: امروز بايد با الگو برداري از ائمه (ع) در برابر زياد خواهي آمريكا و هم پيمانانش بايستيم و با افشا كردن دروغ‌هاي آنان چهره واقعي شان را به جهانيان بشناسيم.
   وي عامل اصلي عقب افتادگي مسلمانان را خود كامگي سردمداران دانست و گفت: بني‌اميه در طول دوران حكومت خود بيشتر در پي عياشي و خوش گذراني بودند.
وي تصريح كرد: اسلام مي‌خواهد يک فرد فقيه، اسلام شناس، آگاه به زمان و مدير و مدبر در راس جامعه باشد كه اگر افراد داراي اين شرايط متعدد باشند ،اصلح از طريق آرا ي عمومي انتخاب مي‌شود، مانند امروز كه حضرت آيت الله خامنه‌اي در رأس جامعه اسلامي هستند.
آيت‌الله نوري همداني با اشاره به آيات و روايات تصريح كرد: در آخر الزمان بساط علم از نجف برچيده خواهد شد و در قم پهن مي‌گردد كه اكنون اينگونه است و پيام اسلام كه امروز همان پيام انقلاب است از قم به شرق و غرب خواهد رسيد.
وي تصريح كرد: كساني كه به قم مي‌آيند بايد در سه زمينه احكام اعتقادات و اخلاق كسب علم و معرف كنند و به ترويج آن بپردازند.
وي، حضرت زينب (س) را قافله سالار اسارت در كربلا عنوان كرد و افزود: كاروان امام حسين (ع) داراي دو قافله سالار بود: يكي امام حسين(ع) كه قافله سالار شهادت بودند و ديگري زينب (س) كه قافله سالار اسارت بود.
اين مرجع تقليد، حضرت زينب (س) را الگوي مناسبي براي مسلمانان در تمام دوره‌ها معرفي كرد و گفت: چون هر روز مانند عاشورا و هر زمين مانند كربلا است، پيروي از حضرت زينب (س) مي‌تواند به خوبي‌ ما را هدايت و راهنمايي كند.

بالای صفحه

اعزام 5 هزار زائر از دماوند به مرقد مطهر حضرت امام (ره) 
بمناسبت سالگرد رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران 5 هزار زائر از شهرستان دماوند به مرقد مطهر حضرت امام (ره) عزيمت مي کنند.
سرهنگ رحماني جانشين فرماندهي سپاه ناحيه مقاومت شهرستان دماوند گفت : به منظور برگزاري هرچه باشکوه تر مراسم سالگرد رحلت امام راحل (ره) دراين ناحيه شش ستاد فرعي تشکيل شده است.
وي افزود: کميته هاي اعزام - پشتيباني - تدارکات - امنيتي - انتظامي - فرهنگ - تبليغات و امداد و نجات و بهداشت درشهرستان تشکيل شده است تا برنامه هاي متنوع مراسم سالگرد رحلت حضرت امام /ره/ در شهرستان اجرا شود.
بالای صفحه

زنگ کمک به عتبات عاليات در مدارس جويبار نواخته شد

در مدت دو سال گذشته 60 ميليون ريال کمک هاي نقدي از شهرستان جويبار جمع آوري و به ستاد بازسازي عتبات و عاليات استان ارسال شد. 
 حجت الاسلام محمد اسماعيل قلي پور، امام جمعه جويبار، در مراسم زنگ کمک به عتبات عاليات در مدرسه سميه اين شهرستان گفت: مشارکت و بازسازي عتبات و عاليات با کمک ملت ايران توفيق الهي بزرگ است که نصيب افراد مي شود تا در اين امر ماندگار مشارکت کنند.
وي افزود: جوانان ايران اسلامي در دوران دفاع مقدس آرزوي زيارت عتبات و عاليات در عراق را داشتند که اکنون اين توفيق سراسر سعادت نصيب مردم ايران شد که علاوه بر زيارت در ساخت و مرمت آن مشارکت کنند.
محمد مدانلو، دبير ستاد بازسازي عتبات و عاليات شهرستان جويبار نيز در اين مراسم گفت: در مدت دو سال گذشته در  60 ميليون ريال کمک هاي نقدي از اين شهرستان جمع آوري و به ستاد بازسازي عتبات و عاليات استان ارسال شد.
وي افزود: براي مشارکت دانش آموزان در سطح شهرستان جويبار با همکاري آموزش و پرورش اين شهرستان در ساخت و مرمت حرمين شريفين صندوق هايي مهيا شده است.
مدانلو در پايان خاطر نشان ساخت: تمام دهياري هاي روستاهاي شهرستان جويبار کمک هاي نقدي و غير نقدي جمع آوري شده را مي توانند به اين ستاد مستقر در فرمانداري اين شهرستان تحويل دهند.

بالای صفحه

از ولايت چه مي دانيد

قسمت سي وچهارم
**مقام اميرالمؤمنين عليه السلام
اما درباره اميرالمؤمنين عليه السلام كه معلوم است‏ سررشته‏ دار معارف حقه و صاحب لواى حمد و پيشقدم در مراحل توحيد بوده‏ اند، خداوند آن حضرت را در خانه خود و حرم خود در كعبه بدنيا آورد بعد از آنكه نور مقدّس او را از آدم تا حضرت ابوطالب، در اصلاب نسلا بعد نسل حفظ فرمود.
نام مباركش علىّ، كنيه‏‌اش ابوالحسن، پدرش حضرت ابو طالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بود، و ابو طالب برادر اعيانى حضرت عبدالله والد رسول الله بود، بنابراين آن حضرت ابن عم اعيانى رسول خدا بوده ‏و نسبت او و حضرت رسول در جدّشان حضرت عبدالمطلب مجتمع مى‏گردد.
ابوطالب از بزرگان مكّه و خدمتگزاران برسول خدا بود، و از آن حضرت بسيار حمايت مى‏كرد، بطوريكه تا در قيد حيات بود كسى از مشركين قريش نتوانست‏ به آن حضرت آسيبى وارد كند، سه سال آن حضرت و ساير بنى هاشم را در شعبى كه معروف به شعب ابوطالب است در مكّه حفظ و حراست نمود، و بتمام معنى فدوى و حامى رسول الله بود، تا هنگاميكه از دنيا رخت‏ بربست، دستِ تجاوز و تجاسرِ مشركين به رسول خدا باز شد و پيغمبر اكرم ناچار از هجرت به مدينه گرديد.
حضرت ابوطالب از مؤمنين واقعى، و مسلمين حقيقى برسول خدا بود. و اشعاريكه در مدح آن حضرت سروده بسيار، و در كتب احاديث و تواريخ ثبت است، لكن بعللى كه عمده آن حفظ و حراست از حضرت رسول الله بوده، ايمان خود را از قريش كتمان مى‏نمود و حضرت رسول بسيار او را دوست داشتند و به او پدر خطاب مى‏كردند.
در احوالات حضرت فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين عليه السلام
نام مادرش فاطمه، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است، و چون اسد برادر عبدالمطلب است لذا ابوطالب و فاطمه پسر عمو و دختر عمو بوده ‏اند.
حضرت فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين از زنان بزرگوار اسلام است، و اول زنيست كه بعد از حضرت خديجه ايمان آورد و بحضرت رسول بسيار محبت مى‏نمود، حضرت او را مادر خطاب مى‏كردند، و چون بمدينه هجرت نمودند بدون فاصله با پاى برهنه حافية بمدينه هجرت نمود.
ابن جوزى مى‏گويد: وَ هِىَ اَوَّلُ امرَأَةٍ هَاجَرَت مِن مَكَّةَ اِلى المَدينَةِ مَاشِيَةً حَافِيَةً وَ هِىَ أَوَّلُ امرَأَةٍ باَيَعَت رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بِمَكَّةَ بَعدَ خَديجَة.
ابن صباغ مالكى مى‏گويد: فاطمه بنت اسد برسول خدا ايمان آورد و با حضرتش بمدينه هجرت نمود، چون در مدينه رحلت نمود پيغمبر اكرم او را در پيراهن‏خودشان كفن نمودند و دستور دادند كه اسامة بن زيد و ابو ايوب انصارى قبر او را حفر كنند.
چون حفر نموده بموضع لحد رسيدند، خود رسول الله در قبر پائين رفته و لحد او را با دست مبارك خود حفر كردند، و خاك لحد را با دست‏ خود بيرون ريختند، چون از كار حفر فارغ شدند، خود در درون قبر به پشت‏ خوابيدند، و گفتند:
اَللهُ الَّذِى يُحيِى وَ يُميتُ وَ هُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ اَللّهُمَّ اغفِر لِامُّى فَاطِمَةَ بِنتِ اَسَد وَ لَقِّنهَا حُجَّتَهَا وَ وَسِّع عَلَيهَا مُدخَلَهَا بِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ الَانبياءِ الَّذِينَ مِن قََبلى فَاِنَّكَ اَرحَمُ الرَّاحِمِينَ.
خداست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و اوست كه ابدا نمى‏ميرد.
بار پروردگار من، مادرم فاطمه بنت اسد را مورد مغفرت خود قرار داده، و حجت او را بزبان او القاء بفرما، و قبر را بر او وسيع گردان بحق فرستاده ‏ات و پيامبرت محمّد و پيامبرانى كه قبل از من آمده ‏اند، تو ارحم الراحمين هستى.
اصحاب به حضرت عرضه داشتند. يا رسول الله ما ديديم تو را كه در اين عمل با فاطمه كارى كردى كه با هيچكس قبل از او ننموده بودى، پيراهن خود را كفن او نمودى، و لحد او را خود كندى، و در قبر او خوابيدى، و دعا براى او نمودى.
حضرت فرمودند من پيراهن خود را باو پوشانيدم تا خدا از لباسهاى بهشتى در بر او كند، و در قبر او خوابيدم تا فشار قبر بر او آسان گردد، فاطمه در رعايت امر من و مراقبت و حمايت من بهترين خلق بود بعد از ابوطالب سلام الله عليهما
سبط ابن جوزى گويد كه: وفات فاطمه بنت اسد در سنه چهارم از هجرت بوده است.
از ابو طالب و فاطمه بنت اسد چهار پسر بوجود آمد كه بترتيب طالب و عقيل و جعفر و على نام داشتند، و سن هر يك با ديگرى بترتيب ده سال فاصله داشت و يك دختر بنام فاخته كه لقبش ام هانى بوده است
جاى ترديد نيست كه على عليه السلام در جوف كعبه خانه خدا متولد شد حميرى سيد اسمعيل بن محمد مي‌‏گويد:
وَلَدَتهُ فِى حَرَمِ الاِلهِ وَ اَمنِهِ وَ البَيتِ ‏حَيثُ فِنائُهُ وَ المَسجِدُ
بَيضاءُ طاهِرَةُ الثِّيابِ كَريمَةٌ طابَت وَ طاَب وَليدُها وَ المَولدُ
فى لَيلةٍ غابَت نُحوسُ نُجومِها وَ بَدَت مَعَ القَمَرِ المُنِيرِ الأسعَدُ
مَا لُفَّ فِِِِِِِِِِِِِِِى خِرَقِ القَوابِلِ مِثلُهُ إلَّا ابنُ آمِنَةَ النَبِىِّ مُحَمَّدٌ
فاطمه بنت اسد على را زائيد در حرم خدا و محل امن و امان الهى، در بيت الله كه ساحت ‏حرم و مسجد الحرام است.
فاطمه زنى پارسا و روشن‏دل و پاكدامن و بزرگوار-پاك و پاكيزه بود هم خودش و هم فرزند مولودش و هم محل تولد مولودش.
در شبى اين مولود مبارك را زائيد كه ستارگان نحسش همه غائب شده بودند و فاطمه با آن ماه منير تابناك سعد و سعادت بدرخشيد.
هيچگاه چشم و روزگار نديده كه مانند اين مولود مسعود را دست قابله‏ها در پارچه‏اى بپيچند، مگر پسر آمنه: پيامبر اكرم محمّد را.
و نيز در اين باره عبد الباقى عمر مي‌‏گويد:
اَنتَ العَلِىُّ الَّذِى فَوقَ العُلى رُفِعَا بِبَطنِ مَكَّةَ وَسطُ البَيتِ اِذوُضِعَا
تو همان على بلند مقامى هستى، كه در بطن مكه در وسط بيت‏خدا كه بزمين نهاده شدى، از فراز رفعت و بلندى هم گذشتى و بر فوق علو و رفعت ترفيع يافتى.
حاكم نيشابورى گويد: لَم يُولَد فِى جَوفِ الكَعبَةِ قَبلَ عَلِىٍّ وَ لَا بَعدَهُ مَولُودٌ سِوَاهُ إكراماً لَهُ وَ إجلا لاً لِمَحَلِّهِ در جوف خانه كعبه هيچ مولودى غير از على متولد نشد، نه قبل از على و نه بعد از على، و اين بجهت اكرام و عنايتى است كه خدا باو داشته و بعلّت جلال و عظمتى است كه در مقام او مرعى داشته است
و نيز ابن صباغ مالكى گويد: وُلدَ عَلِىٌّ عليه السلام بِمَكَّةَ المُشَرَّفَةِ بِدَاخِلِ البَيتِ الحَرامِ فِى يَومِ الجُمُعَةِ الثّالِثِ عشَرَ مِن شَهرِ اللهِ الأصَمِّ، رَجَبِ الفَردِ سَنَةَ ثَلاثِينَ مِن عَامِ الفِيلِ، قَبلَ الهِجرَةِ بِثَلاثٍ وَ عِشرَينَ سَنَةً، وَ قِيلَ بِخَمسٍ وَ عِشرِينَ، وَ قَبلَ البَعثِ ‏بِاثنَتَى عَشرَةِ سَنَةً، وَ قِيلَ بِعشرِ سِنِين، وَ لَم يُولَد فِى البَيت الحَرامِ، قَبلَهُ اَحَدٌ سِواهُ، وَ هِىَ فَضِيلَةٌ خَصَّهُ اللهُ تَعاَلىَ بِهَا اِجلَالاً لَه وَ اِعلَائاً لِمَرتَبَتِهِ وَ اِظهَاراً لِتَكرِمَتهِ، وَ كَانَ عَلِىٌّ هاَشميّاً مِن هَاشِمييَّنِ وَ اَوَّلُ مَن وَلَّدَهُ هَاشِمٌ مَرَّتَينِ
على عليه السلام در جوف خانه خدا، و داخل بيت الله الحرام در مكه مكرمه متولد شد، در روز جمعه سيزدهم ماه رجب سى سال قبل از عام الفيل، و قبل از بعثت رسول خدا به ده سال، و قبل از هجرت رسول خدا به بيست و سه سال.
متولد نشده است كسى قبل از على در خانه خدا، و اين فضيلتى كه خداوند آن حضرت را بدو اختصاص داده است ‏بجهة جلال و عظمت مرتبه و بلندى و رفعت مقام، و نشان دادن شان و قدر آنحضرت است و على اولين هاشمى است كه از دو هاشمى متولد شده است. چون مادر او پدر او هر دو هاشمى بوده و قبل از او و برادرانش چنين هاشمى پا بعرصه وجود نگذاشت
ادامه دارد

 
متمهديان و مدعيان مهدويت
(نگاهى تاريخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغين مهدويت)
قسمت دوم
موالى، كه ستون فقرات نهضت مختار بودند، خود را شيعة‏المهدى يا حزب المهدى مى‏ناميدند(27). امام سجاد(ع) هم بر اساس شرايط و مصالح، از به عهده گرفتن قيام خوددارى كرد؛ و مختار هم قيام خود را منتسب به محمدبن حنفيه نمود.
در مورد سبائيه چند نكته قابل ذكر است:
الف) اين طائفه منقرض شده‏اند و ادعاى آنان هم باطل است.
ب) روايات فراوانى وجود دارد، كه در آنها به تعداد ائمه(ع) تصريح شده است.
ج) مسأله به شهادت رسيدن حضرت على(ع)، از مشهورترين حوادث تاريخ است.
د) حضرت على(ع) در هيچ جا چنين ادعايى نداشته؛ بلكه خبر از آمدن قائم آل محمد(عج) مى‏دهد.
اصبغ‏بن نباته مى‏گويد: "نزد اميرالمؤمنين(ع) رفتم و او را متفكر و خيره شده به زمين يافتم. عرض كردم: يا اميرالمؤمنين! چگونه است كه شما را متفكر و خيره شده به زمين مى‏بينم؟ آيا نسبت به آن راغب شده‏اى؟ فرمود: نه والله! هرگز نه راغب زمين و نه راغب دنيا گشته‏ام؛ ولى درباره فرزندى كه از صلب من و يازدهم از اولاد من است، تفكر مى‏نمودم. اوست آن مهدى كه زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد. او را حيرتى و غيبتى است، كه در آن گروهى هدايت و گروهى گمراه مى‏شوند..."(17)
*كيسانيه
كيسانيه از واژه "كيسان" گرفته شده، كه صفتى از ماده "كَيِّس"(18)؛ يعنى زيرك، مى‏باشد و درباره علت اين اسم گزارى چهار قول است:
الف) لقب يكى از غلامان آزاد شده امام على(ع) است؛ كه در قيام مختار بر ضد بنى‏اميه نقش اصلى را داشته است؛
ب) لقب "ابوعَمره" رئيس پليس كوفه، در زمان تسلط مختار بر كوفه مى‏باشد؛
ج) لقب محمدبن حنفيه، فرزند امام على(ع) مى‏باشد؛
د) لقب مختار ثقفى است؛ كه محمدبن حنفيه به جهت زيركى به او گفته است؛(19)
و) امام على(ع) مختار را بر زانوى خود نشاند و او را كيس خواند؛(20)
مراد از كيسانيه، پيروان مختاربن ابى عبيده ثقفى است. اين فرقه پنداشتند كه محمدبن حنفيه بعد از حسين‏بن على(ع) امام و مهدى موعود(عج) است و در كوه رضوا به سر مى‏برد و نزد او آب و عسل نهاده شده و از آنجا ظهور و قيام خواهد كرد(21) البته خود محمدبن حنفيه چنين ادعايى نداشته است.(22)
در مورد مختار هم بايد گفت كه برخى از عقايد را با انگيزه‏هاى خاص به وى نسبت داده‏اند؛ از جمله عقيده به مهدويت و مهدى موعود بودن محمدبن حنفيه؛ در حالى كه مختار هيچ ادعاى گزافى نداشته و هيچ عقيده كفرآميزى ابراز نكرده است(23) و هيچ فرقه و مذهبى تشكيل نداده است و نام كيسانيه در آن زمان اصلاً مشهور و معروف نبوده است. منشأ اين اتهامات و دشمنى‏ها در مورد مختار و تبليغات بر ضد او را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد:
الف) عاملان و شركت كنندگان در واقعه خونين كربلا و امويان كوفه؛
ب) اشراف و بزرگان كوفه. چون جمع كثيرى از سپاهيان مختار غلامان آزاد شده بودند؛
ج) عبدالله بن زبير و طرفداران و ياران او؛ كه مختار را مانع بزرگى براى خود مى‏دانستند؛
د) امويان مستقر در شام، به رهبرى عبدالملك‏بن مروان(24)؛
مختار سال 66هـ / 685م در كوفه قيام كرد. هدف او انتقام گرفتن از قاتلان كربلا و قيام بر ضد بنى‏اميه(25) بود. اين قيام 6 سال پس از شهادت امام حسين(ع) واقع شد. اين گروه را مختاريه هم ناميده‏اند.(26)
موالى، كه ستون فقرات نهضت مختار بودند، خود را شيعة‏المهدى يا حزب المهدى مى‏ناميدند(27). امام سجاد(ع) هم بر اساس شرايط و مصالح، از به عهده گرفتن قيام خوددارى كرد؛ و مختار هم قيام خود را منتسب به محمدبن حنفيه نمود. برخى گفته‏اند محمدبن حنفيه نماينده تام‏الاختيار امام سجاد(ع)(28) بوده است. مختار هم بعد از شكست دادن لشكر عبدالملك‏بن مروان، به سردارى عبيدالله‏بن زياد، در "نصيبين"؛ در نهايت، در جنگ با مصعب‏بن زبير در بصره شكست خورد و در رمضان سال 67 هـ.ق به شهادت رسيد.(29)
در مجموع درباره فرقه كيسانيه مى‏توان گفت:
اولاً: محمدبن حنفيه اصلاً ادعاى مهدويت نداشته است.
ثانياً: مختار ثقفى هم مدعى مهدويت محمدبن حنفيه نبوده است. اين اتهامى است كه عباسيان و برخى از دشمنان، با انگيزه‏هايى كه به آن اشاره شد، دامن زده‏اند.
ثالثاً: در رواياتى كه در خصوص امامت دوازده امام(ع) و پيامبر(ص) از طريق شيعه و سنى بيان شده است، نامى از محمدبن حنفيه نيست.
رابعاً: اين فرقه منقرض شده است و كسى در عصر فعلى اعتقاد به امامت محمدبن حنفيه ندارد.
البته عده‏اى مثل كُثَيِّرَه عزه (درگذشت 105هـ / 723م) از شعراى اهل بيت محمدبن حنفيه را مهدى موعود دانستند. او شعر ذيل را سروده است:
فهديت يا مهدينا ابن المتهدى  أنت الذى نرقى به و نرتجى
انت ابن خير الناس بعد النبى انت امام الحق لسنا نمترى
يابن على سِر و من مثل على
بنابر قولى به آنان "طياره"(4) و بنابر قولى "سحابيه"(5) هم مى‏گويند. آنها معتقدند كه على(ع) نمرده و در ابرهاست. البته اهل اخبار، مخالفان عثمان را مطلقاً "سبائيه" مى‏ناميدند.
راه يافتى اى مهدى ما پسر راه يافته. تو كسى هستى كه ما به تو خشنوديم و اميدواريم. تو پسر بهترين مردم پس از پيغمبرى. تو امام بر حق هستى و ما در آن شكى نداريم. اى پسر على! برو؛ و چه كسى مانند على است.(30)
كربيه هم از فرقه‏هايى است كه به عنوان زير مجموعه فرقه كيسانيه در زمان امام باقر(ع) مطرح شده بود؛ كه معتقد بودند محمدبن حنفيه ملقب به مهدى است و او نمرده و نخواهد مرد و هم اكنون غايب است و مكان او معلوم نيست و روزى ظهور خواهد كرد و مالك زمين خواهد شد و تا رجوع او، هيچ امامى نخواهد بود.(31)
بعضى از اين فرقه هم مى‏گويند محمدبن حنفيه در كوهستان رضوا است و بار ديگر خروج خواهد كرد.(32)
اين گروه، كه عده‏اى از اهل مدينه و كوفه بودند، با انگيزه غلو رو به اين سوى آوردند؛ البته تبليغات بنى‏اميه هم در اين انحراف بى‏تأثير نبود. در ضمن اين گروه مورد لعن امام باقر(ع) واقع شدند.(33)
----------------------
پي نوشت ها:
17. كمال الدين و تمام النعمة، محمدبن على‏بن بابويه (شيخ صدوق)، ج 1، ص 289، ح 1، تحقيق على اكبر غفارى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1416هـ .
18. فرهنگ لغت معين، ماده كيّس.
19. غاليان، صفرى فروشانى، ص 84-83 .
20. تاريخ تحليلى اسلام، سيدجعفر شهيدى، ص 194، چاپ بيست و يكم، 1376، مركز نشر دانشگاهى تهران.
21. الغيبة - شيخ طوسى ص 192 - ملل و نحل - ابى الفتح محمدبن عبدالكريم‏بن ابى‏بكر احمد شهرستانى ص 147 ج 1 تحقيق محمد سيد كيلانى دارالمعرفه - بيروت 1402هـ / 1982م/ - نجم الثاقب - محدث نورى ص 214 چاپ جمكران. چاپ نهم - پائيز 1381.
22. تشيع در مسير تاريخ، دكتر سيد حسين محمد جعفرى، ص 305، ترجمه: دكتر محمدتقى آيت‏اللهى، انتشارات دفتر فرهنگ اسلامى، چاپ نهم، 1378. (به نقل از ابن‏سعد، ج 5، ص 94).
23. ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 4، ص 27، چاپ اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 1407 ق.
24. غاليان، صفرى فروشانى، ص 85. (با كمى تغيير).
25. الكامل، ابن اثير، ج 4، ص 27.
26. ملل و النحل شهرستانى، ج 1، ص 147 و تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، مشكور، ص 57.
27. تشيع در مسير تاريخ، دكتر جعفرى، ص 306.
28. ماهيت قيام مختاربن ابى‏عبيده ثقفى، سيد ابوفاضل رضوى اردكانى، ص 190، قم، مركز مطالعات و تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
29. الكامل، ابن اثير، ج 4، ص 111.
30. تاريخ تشيع در ايران، رسول جعفريان، ج 1، ص 135، انتشارات انصاريان، چاپ اول، 1375. (به نقل از انساب الاشراف، بلاذرى، ج 3، ص 289)
31. فرق الشيعة، ابومحمد حسن‏بن موسى نوبختى، ص 44، تعليق سيدمحمد صادق بحرالعلوم، چاپ چهارم، نجف، مكتبة الحيدريّه، 1388 ق.
32. تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، دكتر جواد مشكور، ص 58.
33. المقالات و الفرق، سعدبن عبدالله‏بن ابى‏خلف اشعرى قمى، ص 33، تصحيح محمد جواد مشكور، چاپ دوم، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، 1361 ش.