بدن انسان
قسمت سوم
آفرينش پيوسته بدن
" آيا ما از آفرينش نخستين از پا درآمديم؟! نـه تـنـهـا درنيامديم بلکه اينها پيوسـته در آفرينش جديد نيز هستند".
نکته آيه: انسان پيوسته در آفرينش جديد است:
آيه خطاب به کساني است که مي گويند " دوبـاره زنـده نـخـواهـنـد شـد"! به شـوخي بـه آنـهـا مي گـويد: نکند ما در آفـرينش نخستين همه توان خود را از دست داده باشيم! و بعد خطاب به آنها مي گويد که: "آنـهـا پيوسته در خلقـت جديد (يعني تجديد خلقت)" هـسـتـنـد.
انسان چطور پيوسته در تجديد خلـقـت است؟
پـيوسته سلولهائي در بدن انسان مي ميرند و سلولهاي جديدي درست مي شوند. طوريکه در طول زندگي چندين بار بدن انسان کاملاً عوض مي شود بجز سلولهائي که احساس هويت و شخصيت فرد با آنها صورت مي گيرد و گفته مي شود که سلولهاي اعصاب هستند.
***مـغــز
"در داستان آنها (داستان انبياء و اقوامشان) براي کسانيکه مغزهاي خالي از هر گونه پيشينه هاي فکري دارند درس و تجربه هست".
نکته آيه: مغز در آيه جمع بسته شده است. چرا؟
جمع بودن مغز به اين معني است که مغز انسان سه يا بيش از سه تا است. (چون در زبان عربي از سه به بالا جمع محسوب مي شود). همانطور که در تصوير تقسيم بنديهاي مغز را مي بينيم، مغز تقسيمات و بخشهاي مختلف دارد که هـر کـدام مـسئوليت خاصي دارند. انديشه ها، تفکر، تحليل، تمرکز و ذخيره تجربيات انسان و غيره هر کـدام در بخـشـهاي گوناگوني از مـغـز صورت مي گيرد. يعني مغز "مجموعه اي از مغزها" است.
****شنوائي در يک نقطه و بينائي در چند نقطه از مغز
" و براي شما شنوائي و بينائيها درست کرد".
نکته آيه: واژه سَمْع (شنوائي) در آيه مفرد است ولي واژه اَبصار (بينائي) جمع. چرا؟
مـفـرد بـودن سَـمْـع به اين معني است که شـنـوائي فـقـط يکي است. واقعيت هم همين است. شنوائي در مغـز فـقـط يکي است (يعني: يک چيز و در يکجا است). محل آن زير قسمت آبي رنگ تصوير است. به اين خاطـر "سَـمْـعْ "هـميـشـه در قـرآن مـفـرد آمده است. ( ضمن اينکه واژه سَمْعْ در زبان عربي جمع دارد. جمع آن "اَسْـمـاعْ و اَسْـمُـع" است).
و عـلـت اينکه اَبصار (بـيـنـائـيـهـا) جمع آمده اين است که محل بينائي در مـغـز در بيش از دو نقـطه است، (در زبان عربي از سه ببالا جمع محسوب مي شود). به اين خاطر قرآن آنرا جمع بسته است. بينائي بخشهاي ويژه درک رنـگ، درک بُعـد و درک تـصـويـر دارد کـه جدا از هم هستند ولي در ارتباط دائمي با هم هستند و با هم کار مي کنند. نکته ديگر آيه اين نيز هست کـه "شـنـوائي" و "بـيـنـائيِ" انسان در گوشها و چشمهاي وي نيستند، چنانکه انسان در گذشته چنين تصور مي کرد.
***بخش جلو مغز دروغ مي گويد و اشتباه مي کند
" در مورد آنکه تکذيب مي کند و روي مي گرداند چه فکر مي کني؟ آيا او نمي داند که خدا مي بيند؟ اگر دست برندارد جلو سر او را مي گيريم. جلو سري که "دروغ مي گويد" و "اشتباه مي کند"".
بخـش جـلـوئـي مـغـز فـکـر مـي کـنـد، بـرنـامـه ريـزي مـي کـنـد، تحـلـيـل مي کـنـد، تـصـمـيم ميگيرد، "دروغ مي گويد" و "اشـتـبـاه مي کـنـد". همينطور مرکز عـاطـفـه و احتياط يا بي عاطفگي وبي احتياطي فرد نسبت به آنچه رخ مي دهد نيز در همين بخش از مغز ريشه دارد.
هـمينطور بخش جلو مغز است که به بخشي از مغز که ترس را احساس مي کند سيگنال مي فرستد که از ترس بکاهد. (مرکز ترس، ترس را احساس مي کند ولي بخش جلو مـغـز است که تعيين مي کند که انسان بترسد).
توان يادآوري در زنان مي تواند از مردان کمتر باشد
" و دو نفر از مردان خود را به گواهي بگيريد، در صورت نبودن دو مرد، يک مرد و دو زن از ميان حاضرين که طرفين آنها را قبول داريد به گواهي بگيريد، تا اگر يکي از آنها آنرا فراموش کرد ديگري آنرا بياد وي بياورد".
جملات مزبور در آخر آيه اي قرار دارند کـه موضوع آن معامله مدت دار يا قسطي است. در پايان آيه گفـته: "براي معامله خود افرادي را شاهد بگيريد". در رابطه با "شاهـد گرفـتن" نيز گفته: دو تا مرد را شاهد بگيريد، اگر دوتا مرد براي شاهد گرفـتن پيدا نکرديد يک مرد و دو زن را شـاهـد بگـيريد تا اگر يکي از آنها آن را فراموش کرد ديگري آن را بياد وي بياورد. معني اين جملات اين است که: توان يادآوري در زنان مي تواند از مردان کمتر باشد.
مسئله يادآوري به مغز مربوط مي شود. در رابطه با اندازه سلولهاي مغز انسان عددهاي متفاوتي گفته شده است. ولي آنچه همه گفته اند و بر آن اتفاق نظر دارند اين است که: تعـداد سلولهاي مغز زن از مغز مرد کمتر است. کسانيکه تعداد سلولهاي مغز مرد را 16 ميليارد برآورد مي کنند، تعداد سلولهاي مغز زن را 13 ميليارد برآورد مي کنند. يعني مغز زن 3 ميليارد سلول کمتر از مغز مرد دارد. اين تفـاوتِ کميِ سلولهاي مغز زن و مرد، مي تواند "توان يادآوري زنان نسبت به مردان را کمتر بکـند".
برخي از جمله با استناد به اين آيه استناد ميکنند که حقوق زن در قرآن نقض ميشود. که اين مسئله البته ارتباطي به حقوق و انسانيت زن ندارد. چنانکه وقتي به دو نفر مرد ضعيف بگوئيم يک طرف ميز را بلند کنند و يک مرد قوي يک طرف ديگر آن، اين ارتباطي به انسانيت آنها و حقوق انساني آنها و برابري انسانها و غيره ندارد. بلکه به مسئله توانمندي آنها مربوط ميشود.
ادامه دارد...
داروهاي محافظ استخوان از پخش شدن سلول هاي سرطاني جلوگيري مي کند
به گفته محققان آمريکايي نوعي داروي خاص که براي جلوگيري از شکستگي اعضا در بيماران مبتلا به سرطان سينه تجويز مي شود، مي تواند با پخش شدن تومورهاي سرطاني مبارزه کند. اين دارو که موسوم به زومتا (zometa) است از پخش شدن تومورهاي سرطاني در استخوان ها جلوگيري مي کند و مي تواند براي اکثر بيماران مبتلا به سرطان سينه مفيد واقع شود. زيرا اين دارو ساختار مغز استخوان را تغيير مي دهد و در نتيجه سلول هاي سرطاني نمي توانند در مغز استخوان مستقل شوند.
داروي زومتا که به طور عمومي با نام اسيد زوادرونيک شناخته شده است براي درمان درد مفاصل تجويز مي شود اما به طور اصلي براي استقامت استخوان هاي بيماران سرطاني که تومورهاي سرطان در استخوان هاي آنها منتشر شده اند، استفاده مي شود.
پژوهشگران طي مطالعاتي بر روي 120 زن که در مرحله دوم و يا سوم سرطان سينه قرار داشتند و غدد سرطاني در اطراف سينه آنان پخش شده و به مدت يک سال هر سه هفته يک بار داروي زومتا را مصرف مي کردند دريافتند اين سلول هاي سرطاني در مغز استخوان حدود 36 درصد از اين افراد نفوذ نکرد