شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۸
 
۳ عترت  
 
شماره قبل
تشكيل جلسه هماهنگي برنامه هاي ايام سوگواري شهادت حضرت فاطمه (س) در مراغه  
 اداره تبليغات اسلامي مراغه جلسه هماهنگي برنامه هاي ايام سوگواري شهادت حضرت فاطمه (س) را تشكيل داد.
"محرم احدي" كارشناس فرهنگي اداره تبليغات اسلامي مراغه در گفت و گو با (ايكنا) منطقه شمال غرب كشور، گفت: اين جلسه روز گذشته با حضور هيئت امناي مساجد و سخنراني حجت الاسلام و المسلمين "عادل قربان زاده" رئيس اداره تبليغات اسلامي مراغه برگزار شد.
وي با اشاره به مصوبات اين جلسه افزود: مقرر گرديد اين نهاد جدول برنامه هاي اجرايي در اين ايام را تنظيم و در اختيار متوليان اين امر قرار دهد.
كارشناس فرهنگي اداره تبليغات اسلامي مراغه از برگزاري مسابقه "خطبه حضرت فاطمه (س) و وصاياي امام خميني (ره)" در طول اين ايام خبر داد و اظهار كرد: اين مسابقه با هدف معرفي سيره اخلاقي و شخصيتي اين بانوي بزرگوار و ديدگاه امام راحل نسبت به اين مسئله و آشنايي جوانان با زندگي حضرت فاطمه (س) براي الگو قرار دادن ايشان در زندگي فردي و اجتماعي برگزار مي شود.
"احدي" در پايان گفت: در ايام فاطميه نمايشگاه هاي مختلف با هدف شناساندن فضائل ائمه معصومين (ع) در سطح شهر برپا مي شود.
بالای صفحه

ستاد سوگواره زهراي اطهر در مراکز استانها تشکيل مي‌شود

به منظور ايجاد هماهنگي در اجراي برنامه‌هاي مذهبي ايام فاطميه، ستاد سوگواره زهراي اطهر (س) در هر استان تشکيل مي‌شود.
رئيس شوراي هيئات مذهبي، مسئول تشکلهاي ديني و نماينده امام جمعه استان از جمله اعضاي تشکيل‌دهنده اين ستاد در هر استان هستند.
ستادهاي ياد شده، در هر استان مورد حمايت مادي و معنوي سازمان تبليغات اسلامي قرار مي‌گيرند .
پيش از اين حجت الاسلام حسين روحاني نژاد در ششمين نشست ساماندهي شئون فرهنگي در مناسبتهاي مذهبي از برگزاري مراسم عزاداري در ايام فاطميه با کميتها و کيفتهاي مختلف ابراز نگراني کرده بود .
وي با اشاره به طولاني بودن مدت ايام فاطميه در برخي مناطق يادآور شد: اختلاف در مدت ايام فاطميه مردم را سرگردان کرده، به طوري که خيلي از آنها مجبور مي شوند بعضي از برنامه هاي خود مانند برگزاري مراسم عروسي را تا مدتها به تأخير بيندازند.
وي در ادامه تصريح کرد: مراسم عزاداري ائمه اطهار (ع) بايد به گونه اي برگزار شود که مطابق با منويات مقام معظم رهبري و علماي شيعه باشد.

بالای صفحه

نخستين نمونه‌ي سايه‌بان هوشمند ايراني براي نصب در عتبات عاليات ساخته شد 

معاون فرهنگي و امور بين‌المللي ستاد بازسازي عتبات عاليات عراق در ايران از ساخت نخستين نمونه‌ي سايه‌بان هوشمند و متحرك در كشور براي نصب در عتبات عاليات نجف، كربلا و كاظمين ازسوي محققان ستاد بازسازي عتبات عاليات و با همكاري دانشگاه‌هاي كشور خبر داد. ...
 به گزارش روز چهارشنبه پايگاه اطلاع رساني حج ،سيدعلي ميرانوري با بيان اين‌كه اين سايه‌بان هوشمند و متحرك نخستين نمونه‌ي ساخته‌شده با تحقيقات بومي و صد‌درصد ايراني است كه در تهران نصب شده است، بيان كرد: اين سايه‌بان‌ يك‌صد تا دويست مترمربع را پوشش مي‌دهد و نسبت به نمونه‌هاي خارجي، در مقابل روشنايي، محيط، زمان‌بندي دلخواه مصرف‌كننده، گرماي محيط، سرعت باد، خطرات احتمالي و ريزش برف ‌و باران، هوشمند و كاملا هيدروليك است كه در صورت نياز از اين سيستم به‌صورت دستي مي‌توان استفاده كرد. همچنين به سيستم اطلاع‌رساني و ‌هشدا‌ردهنده مجهز است.
به گفته‌ي او، اين سايه‌بان هوشمند براي عتبات عاليات نجف، كربلا و كاظمين متناسب با شرايط محيط ساخته مي‌شود. اكنون نمونه‌ي اين سايه‌بان در مدينه و شهرهاي مقدس وجود دارد؛ اما نمونه‌ي ايراني هوشمند است و يك‌سوم قيمت نمونه‌ي خارجي، هزينه‌ي ساخت آن مي‌شود.
ميرانوري از متخصصان كشور براي بازديد از اين سايه‌بان هوشمند دعوت كرد تا در صورت تمايل در اجراي اين طرح با ستاد بازسازي عتبات عاليات مشاركت و همكاري داشته باشند.
معاون فرهنگي و امور بين‌المللي ستاد بازسازي عتبات عاليات عراق در ايران اظهار داشت: كاركنان بانك صادرات استان فارس در مشاركتي براي بازسازي حرمين عسگرين (ع) در سامرا، هزينه‌ي ساخت لوسترهاي اين حرم را متقبل شده‌اند كه 60 تا 70 ميليون تومان هزينه‌ي آن برآورد شده است.

بالای صفحه

اولين کاروان ايرانيان و فارسي زبان اروپايي با 30 زائر وارد مدينه شد 
مرکز اين کاروان در کاريهان اسکانديناوي است و علاقمندان اروپايي از سراسر اروپا مي توانند به اين مرکز مراجعه کرده و براي تشرف به حج ثبت نام کنند. ...
به گزارش   پايگاه اطلاع رساني حج، اولين کاروان ايرانيان و فارسي زبان مقيم کشورهاي سوئد، نروژ، آلمان، ايتاليا و هلند به سرپرستي يک ايراني وارد مدينه شد.
اين گروه که تحت عنوان "گروه نور اروپا" براي اولين بار اقدام به اعزام زائران اروپايي ايراني تبار و فارسي زبان به حج عمره کرده است متشکل از 30 عضو است که جوان ترين عضو اين کاروان 16 سال سن دارد.
مرکز اين کاروان در کاريهان اسکانديناوي است و علاقمندان اروپايي از سراسر اروپا مي توانند به اين مرکز مراجعه کرده و براي تشرف به حج ثبت نام کنند.
 کاروان ايرانيان و فارسي زبان اروپايي تصميم دارد در آينده نزديک مشتاقان سرزمين وحي را حداقل ماهي يک بار به  عمره مفرده بياورد.
بالای صفحه

متمهديان و مدعيان مهدويت
 (نگاهى تاريخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغين مهدويت)
يزيديه:
اين گروه بر اين عقيده هستند كه يزيد به آسمان صعود نموده و بعداً بر مى‏گردد و دنيا را پر از عدل و داد مى‏كند.(1) اينان در ولايت موصل عراق و ناحيه شيخان، كه مهد دولت آشورى بود، و قسمتى از ناحيه حلب (شام)(2)، ارمنستان، ايروان، اطراف تفليس و جنوب‏غربى ايران ساكن بودند. البته اطلاعات كافى از ريشه و برنامه دين آنها در دسترس نيست. اسپروا، مستشرق معروف، يزيديه را بقاياى دين مانوى شمرده است.(3)
/*وجه تسميه اين گروه:
يزيدى‏ها، اعتقادات خرافى و شيطان‏پرستى دارند و داراى دو كتاب مقدس مى‏باشند؛ يكى به نام "جلوه"، كه شيخ عدى‏بن اموى نوشته و ديگرى "مصحف رش" (رش به معناى سياه در زبان كردى است) تأليف شماس ارميا. يزيدى‏ها اعتقاد دارند كه كتاب جلوه، خطابهاى خداوند است به يزيديان.(6)
دسته‏اى از مستشرقين اجنبى، ديانت يزيديه را به دين آريايى نسبت داده‏اند؛ زيرا كلمه يزيدى را از مشتقات يزدان، كه مقصود خداست، مى‏دانند و برخى آن را به يزيدبن انيسه(4) نسبت مى‏دهند. ولى نظر درست اين است كه منسوب به يزيدبن معاويه مى‏باشد؛ چون آيين اين گروه را شيخ عدى‏بن اموى تدوين كرده و يزيد اين آيين را رواج داده و طريقه او را زنده كرده است.(5)
يزيدى‏ها، اعتقادات خرافى و شيطان‏پرستى دارند و داراى دو كتاب مقدس مى‏باشند؛ يكى به نام "جلوه"، كه شيخ عدى‏بن اموى نوشته و ديگرى "مصحف رش" (رش به معناى سياه در زبان كردى است) تأليف شماس ارميا. يزيدى‏ها اعتقاد دارند كه كتاب جلوه، خطابهاى خداوند است به يزيديان.(6)
سيد مرتضى رازى درباره يزيديه مى‏گويد: فرقه ششم اصحاب شافعى، يزيديند؛ و ايشان هم مشبهيند(7) و هم خارجى. اين قوم يزيد را خليفه پنجم مى‏خوانند و امام على(ع) را به ظاهر سب نمى‏كنند. مشبهه يزيد را امام مى‏دانند و خلفاى قبلى را به ترتيب: ابوبكر، عمر، عثمان و معاويه مى‏دانند."(8)
روايتى هم از امام باقر(ع) رسيده است، كه مى‏فرمايد: "چون قائم قيام كند، حركت خواهد كرد تا كوفه؛ پس بيرون آيند قومى كه ايشان را يزيديه گويند."(9) اين روايت را طبرسى از ابوالجارود روايت كرده؛ ولى كلمه مورد بحث "البتّريه" نوشته شده است نه "يزيديه".(10)
اين گروه منقرض شده‏اند و الآن وجود خارجى ندارند.
*هاشميه:
هاشميه، پيروان ابوهاشم عبدالله‏بن محمدبن حنفيه هستند.(11) اين فرقه اعتقاد داشتند كه محمد مرده است؛ اما پسرش امام است و بعد از او ابوهاشم مهدى است و نمرده و حتى مى‏تواند مردگان را هم زنده كند.(12) وى فرد با نفوذ و مرد شجاعى بوده و قيام‏هاى مخفيانه‏اى عليه بنى‏اميه داشته است؛ البته با انگيزه سياسى، نه مذهبى و در زمان سليمان‏بن عبدالملك مى‏زيست. حاكم اموى چون نفوذ شخصيت ابوهاشم را ديد، او را به دمشق فرا خواند و در راه شيرى زهرآلود به او دادند؛ كه بر اثر همين زهر از پاى درآمد.(13) برخى مرگ او را باور نداشتند و قائل به غيبت و مهدويت او شدند.(14) البته مهدويت ابوهاشم از ساخته‏هاى عباسيان مى‏باشد.(15) عباسيان با جعل اين فرقه توانستند با مطرح كردن دروغين وصيت ابوهاشم به يكى از سران بنى‏عباس حق حكومت را از آل على(ع) به خود منتقل سازند. و بدين وسيله مردم را به تبعيت از خود فرا خواندند.
دسته‏اى از مستشرقين اجنبى، ديانت يزيديه را به دين آريايى نسبت داده‏اند؛ زيرا كلمه يزيدى را از مشتقات يزدان، كه مقصود خداست، مى‏دانند و برخى آن را به يزيدبن انيسه(4) نسبت مى‏دهند. ولى نظر درست اين است كه منسوب به يزيدبن معاويه مى‏باشد؛ چون آيين اين گروه را شيخ عدى‏بن اموى تدوين كرده و يزيد اين آيين را رواج داده و طريقه او را زنده كرده است.(5)
اين گروه الآن وجود خارجى ندارند؛ گو اينكه فرقه بيانيه، پيروان بيان نهدى، كه معاصر امام باقر(ع) بودند هم به مهدويت ابوهاشم اعتقاد داشتند.(16)
البته در زمان خود ابوهاشم چنين اعتقادات مذهبى درباره او نبوده است.
ادامه دارد...
پي نوشت ها:
1. اليزيدية، صدوق الدملوجى، ص 164، طبع موصل، 1368هـ .
2. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 136 و ج 2، ص 35.
3. بررسى عقايد و اديان، آيت‏الله مصطفى نورانى، ص 337، انتشارات مكتب اهل بيت(ع)، چاپ چهارم، تير 1375.
4. يزيدبن انيسه، از طوايف اباضيه خوارج است و از جمله كسانى بود كه زمانى كه مختار در زندان بود، برايش بيعت مى‏گرفت.
5. بررسى عقايد و اديان، مصطفى نورانى، ص 338.
6. همان، ص 347.
7. اينها مى‏گفتند: بشر چون به حد اخلاص رسيد، در دنيا و آخرت مى‏تواند به مصافحه و دست‏بوسى خدا نايل گردد. اينها براى خدا اعضا و جوراح ثابت مى‏كنند و مى‏گويند: خداوند در طوفان نوح آن قدر گريه كرد، تا چشمش به درد آمد. و مى‏گويند: اكنون هم خدا روى عرش نشسته و بندگانش را تماشا مى‏كند. (بررسى عقايد و اديان، نورانى، ص 334)
8. تبصرة العوام، سيدمرتضى داعى حسنى رازى، ص 99، به تصحيح عباس اقبال، 1313، تهران.
9. گزيده كفاية المهتدى، سيدمحمد مير لوحى اصفهانى، ص 299، ح 39، تصحيح و گزينش گروه احياى تراث فرهنگى، چاپ اول.
10. اعلام الورى، طبرسى، ص432 ـ 431 (به نقل از گزيده كفاية المهتدى، ص 299)
11. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 150.
12. غاديان، صفرى فروشانى، ص 89.
13. تاريخ سياسى اسلام، حسن ابراهيم حسن، ج 1، ص 435، ترجمه: ابوالقاسم پاينده، سازمان انتشارات جاويدان، چاپ هفتم، 1371.
14. تشيع در مسير تاريخ، دكتر جعفرى، ص 317.
15. غاليان، صفرى فروشانى، ص 90 و ص 140.
16. فرق الشيعه، نوبختى، ص 48.
بالای صفحه

سخن حضرت زهرا (س) درباره قرآن

در ايام شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) شايسته است ببينيم حضرت زهرا (عليها السلام) راجع به قرآن چه فرموده؟
* مقدمه:
(عهد قدمه عليكم) قرآن پيمان خداست كسي كه قرآن نمي خواند با پيمان خدا قطع رابطه كرده ببينيد يك دريايي است توي آن خيلي كشتي است فقه و اصول و فيزيك و شيمي و عرفان و فلسفه و هر رشته علمي يك قايقي است توي اين دريا كدام يك از اين قايق ها را سوار شويم قرآن گفته حتماً حتماً حتماً حتماً فقط اين قايق را حفظ مي كنم چهار بار گفته حتماً يك بار هم گفته فقط ما قرآن را حفظ مي كنيم:
آيه اش اين است "انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون" به درستي كه ما نازل كرديم قرآن را و به درستي كه ما فقط او را حفظ مي كنيم.
كلمه‌ي (ان) يعني حتماً دومرتبه اين (انا) يعني حتماً
لام لحافظون اين لامها مثل اينكه مي گوئيم "ان الانسان لفي خسر ان الانسان ليطغي" معناي اين لام هم حتماً است
جمله‌ي اسميه هم مال تاكيد است اگر گفتيم ضرب زيد يا اگر گفتيم زيد ضرب اين جمله‌ي فعليه است چون از فعل شروع مي شود، جمله‌ي اسميه تاكيدش بيشتر است چون اينجا با اسم شروع شده اين هم معناي حتماً است پس چهار تا حتماً توي اين آيه است بعد (له لحافظون) اگر مي گفت (انا لحافظون له) اگر مي گفت ما حفظ مي كنيم قرآن را يعني ممكن است قرآن را حفظ كنيم يك چيز ديگر را هم حفظ مي كنيم يكوقت كسي به كسي مي گويد نعبد اياك يعني عبادت مي كنم تو را يعني ديگري را هم اما وقتي مي گوئي اياك نعبد يعني فقط تو وقتي مي گويد "له" يعني فقط.

* همه كمالات در قرآن
عمرمان را كجا خرج كنيم؟ هر چه بخوانيم همه‌ كمال ها ارزش است درباره‌ي قرآن اول مي گويد قرآن بعد مي گويد انسان باقي علوم را اول مي گويد انسان بعد باقي علوم (بقيه استخلفها لكم) علوم الهي است از انبياء پيشين يادگار انبياء است يادگار تاريخ است قرآن تاريخ دست نخورده است تاريخهاي ديگر حق توي آن هست باطل توي آن هست تملق توي آن هست ترس توي آن هست معلوم نيست اين آقايي كه اين تاريخ را نوشته... اگر زمان شاه تاريخ پهلوي را بنويسند از پهلوي تجليل مي كنند اگر در جمهوري اسلامي تاريخ پهلوي را بنويسند از پهلوي انتقاد مي كند بالاخره با چه عينكي؟ عينك سبز بگذاريم همه‌ي كاه ها را هم علف مي بينيم عينك سرخ بگذاريم همه‌ي شلغم ها را لبو مي بينيم تاريخ مربوط به اين است كه تاريخ نويس كي باشد چه غذايي خورده باشد چه پولي گرفته باشد چقدر ترسانده باشنندش ، چقدر تهديد شده باشد چقدر تطميع شده باشد و . . . 
تارخ پايش به جايي بند نيست اما قرآن تاريخ سالمي است قرآن يك تاريخي است كه خدا اينرا ذخيره كرده براي شما تاريخ قطعي دست نخورده
زهرا (عليها السلام) مي فرمايد قرآن (بينه بصائره) است بصيرتهاي قرآن روشن است
(و اعلام القاصدين عليك الواضحه) توي زيارت امين الله داريم خدايا راه تو روشن است گير و گور و پيچ و پوچ ندارد زهرا (عليها السلام) مي فرمايد قرآن (بينه بصائره) شفاف است آدمهاي ديگر پيچيده هستند يك كسي كه اخيراً ادعا مي كند با امام زمان (عليه السلام) رابطه دارم و حقه باز است و يك مشت هم مريد احمق دارد به مريد هاي احمقش گفته بود شخص امام زمان (عليه السلام) پولي پهلوي من فرستاد گفت امسال برو مكه اين پول را شخص آقا امام زمان (عليه السلام) فرستاده دوستي داشتيم گفت وارسي كرديم فهميديم كي پول را بهش داده زود باور نباشيم سيدي سوار تاكسي شده پول داده به تاكسي پشت پشت رفته افتاده توي جوي زير جوي هم چاه بوده فرو رفته تاكسي ديده پول زياد است رفته پس بدهد ديده سيد نيست گفته امام زمان (عليه السلام) سوار تاكسي ام شد حالا بيا تاكسي را ببوس بابا يك سيدي از ماشين پياده شد بعد هم سيد را از چاه آورد ند بيرون حالا مرده يا نمرده آقا يك دكاني اين صاحب تاكسي درست كرده نخ به تاكسي‌اش مي بندند چرخهاي ماشين اش را مي بوسند امام زمان (عليه السلام) سوار اين تاكسي شده نه بابا سيدي بود سوار شد پولش زيادي بود پس افتاد توي جوي و چاه بعد هم امام زمان (عليه السلام) در آمد ما الان دوسه امام زمان داريم كه توي زندان است من غصه‌ي خانمها را بيشتر از آقايان مي خورم چون مريدهاي اين رقم آدمها توي زنها بيشتر است.

* (منكشفه سرائره) قرآن، مثل خورشيد است
زهرا (عليها السلام) مي فرمايد قرآن بصيرتهايش روشن است قايم موشك بازي نيست (منكشفه سرائره) اسراري دارد ولي قابل كشف در طول تاريخ بار مي دهد عين خورشيد، خورشيد همينطور كه الان براي شما مفيد است 100 سال پيش 1000 سال پيش هم مفيد بود 1000 سال بعد هم مفيد است داريم (القرآن يجري مجري الشمس) حديث داريم قرآن مثل خورشيد است حديث داريم (القرآن حي لا يموت) قرآن زنده اي است كه هيچوقت نمي ميرد

* (مديم للبريته اجتماعه)
فاطمه زهرا (عليها السلام) مي فرمايد (مديم للبريته اجتماعه) هر زمان بخواني چيزي از آن در مي آيد علامه‌ي طباطبايي فرمود تفسير قرآن دو سال به دو سال بايد عوض بشود چون امروز از قرآن چيزي مي‌فهمي فردا چيز ديگري مي فهمي حالا تشبيه زشت است من از قرآن معذرت مي خواهم الان بهتر از اين تشبيه توي ذهنم نيست ممكن است جسارت به قرآن بشود از قرآن معذرت مي خواهم مثل آجر الان تا 1000 سال ديگر تا 1000 سال ديگر هيچ فرقي نمي كند ولي از همين آجرها هر مهندسي يك ساختماني مي سازد و لذا قرآن را هم كه استخاره...

* (قائد الي رضوان اتباع)
زهرا (عليها السلام) مي فرمايد قرآن يارانش را به بهشت مي برد قرآن مي فرمايد (تبيان حجج الله المنوره) بيان حجت هاي الهي است قرآن استدلالهايش شفاف است (فضائله مندوبه و جمله الكافيه و شرائره مكتوبه و بيناته خاويه) خود زهرا (عليها السلام) سخنراني كرد اينقدر آيه‌ي قرآن توي آن بود
اميدوارم كه ما بتوانيم در سايه‌ي رحمت الهي با قرآن آشنا بشويم مزه‌ي قرآن را بچشيم
انتخاب همسر آيه اش چيه؟ شير دادن آيه اش چيه؟ بله برون آيه‌اش چيه؟ نام بچه را چي بگذاريم كدام آيه؟ شوهرمان چه شغلي داشته باشد قرآن به ما بگويد بيخود نگوئيم من اين شوهر را مي خواهم يا آن شوهر را من اين خانه را مي خواهم يا آن خانه را من اين شغل را دوست دارم يعني حب مان بغض مان تصميم مان دوستي‌مان قهرمان خوراكمان پوشاكمان لباسمان حجابمان اخلاقمان بچه داريمان رفتارمان با همسايه با جامعه با دوست با دشمن با همه‌ي افراد با استاد با شاگرد با فقير با غني تمام رفتارهايمان رفتار قرآني باشد اگر رفتار قرآني شد ديگر براي نابينا عبوس نمي كنيم
قرآن مي گويد يك نابينا وارد شد شخصي عبوس كرد ده تا آيه به رگبار بست چرا براي نابينا عبوس كرد درست است نابينا است و فقير و كور است نفهميد كه عبوس كردي براي اين چه بخندي و چه عبوس كني نمي‌فهمد اما تو نبايد بخاطر فقر توي صورت نابينا عبوس كني "عبس و تولي أن جائهم الاعمي" يك نابينا كه آمد عبوس كردي مهم نيست كه به او بر بخورد ممكن است شما خلافي بكني طرف هم نفهمد اما قرآن مي گويد خلاف خلاف است گرچه طرف نفهمد.
خدايا قرآن را نور فكر ما نور چشم ما نور روابط ما نور اخلاق و اقتصاد و سياست ما قرار بده (الهي امين)
(والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته) 
* برگرفته از سخنراني استاد قرائتي