آب از منظر اديان توحيدي
در ميان اديان الهي هيچكدام به اندازه دين مبين اسلام، به ويژه قرآن كريم، به مفهوم آب نپرداختهاند. توجه قرآن به طبيعت و بالاخص آب همه سويه است. تنوع موضوعي، تفصيل مباحث آب و تاكيدات فراوان قرآن به ارزش اهميت آب، بيانگر اين حقيقت است. در اين قسمت جايگاه آب در برخي اديان بيان ميشود:
*********************** 2-3-1- دين زرتشتي
اين مذهب دوگانهنگر كه توسط زرتشت بنيانگذاري شد، تضاد بين خير و شر است. زماني كه جهان خلق شد روح شر و ريا به اصطلاح شيطان به زمين حملهور شد و مقداري از آب آن را شور ساخت. به اعتقاد زرتشتيان پاكي و پليدي در مركزيت قرار دارد، به گونهاي كه پليدي، شر به حساب آمده و آب پاك و مقدس ميباشد. آب دهان انداختن، دست شستن، دفع ادرار و ... از بيم خدشهدار كردن تقدس آب ممنوع است. براي حفظ پاكي آب، آتش و زمين اجساد مردهها نه غسل داده ميشوند، نه به خاك سپرده ميشوند و نه سوزانده ميشوند.
در كتاب بْنددهش ايراني نوشته جمعي از مؤلفين آمده است:
"چنين گويد بهدين كه نخستين آفريده همه آب سرشكي بود، زيرا همه چيز از آب بود، جز تخمه مردان و گوسپندان، زيرا آنان را تخمه از اصل آتش است. او، نخست آسمان را آفريد براي بازداشتن اهريمن و ديوان باشد كه آن را آغازين خوانند، دو ديگر، آب را آفريد براي از بين بردن ديو تشنگي، سه ديگر، زمين همه مادي را آفريد. چهارم، گياه را آفريد براي ياري گوسپند سودمند، پنجم گوسپند را براي ياري مرد پرهيزكار، ششم مرد پرهيزكار را براي از ميانبردن و از كار انداختن اهريمن و همه ديوان و هفتم آتش را چو اخگري آفريد".
در اين كتاب همچنين آمده كه: بنا به اسطورهاي كهن آب از گوهر آسمان خلق ميشود و همچون ديگر آفريدگان در سه هزار سال دوم گيتي پديد آمده و زمين از آب خلق ميشود و زير زمين را نيز آب فرا گرفته است. در زبان پهلوي ايزدي به نام برز يزد[1] (در اوستا به نام آپامنپات) ايزد آبهاست كه در اوستا به معني فرزند آبها ميباشد. او تقسيمكننده آبهاست و در فرهنگ ودايي هند نيز به همين نام شناخته ميشود. تيشتر ايزد باران بود، او ايزدي است كه يشت هشتم اوستا از آن اوست. او ستارهاي است دور، سپيد و درخشان با سرشت آب كه نژادش از آپامنپات است. تيشتر هماورد اپو (ديو خشكي و خشكسالي) است. ناهيد (ناهيتا يا آناهيتا) ايزد بانوي مظهر آبهاي روان و پاك، مادر آبها، نگهدارنده تخمه نران و مادگان است كه يشت پنجم اوستا مربوط به او و آبهاست و وجود او به روايت اين يشت در امر زادن مردمان بوده است. در ايران باستان براي آناهيتا يا الهه آب قرباني ميكردند.
******************************** 2-3-2- دين صابئين مندايي
صابئين مندايي پيرو پيامبر گرانقدر، يحيي تعميددهنده، هستند و هم اكنون با آرامش در كنار مسلمانان و در حاشيه رودخانههاي كارون و كرخه زندگي ميكنند. واژه صابئه از ريشه عربي "صبع" به معني "در آب فرو رفته" ميباشد. معابد پيروان اين دين الهي به نام مندي در كنار آبهاي جاري است و بسياري از مراسم مذهبي و اجتماعي اين قوم، مانند غسل تعميد و آغاز زندگي زناشويي در كنار آبهاي جاري برگزار ميشود. غسل و تعميد با آب جاري در نظر آنها نه فقط پليدي ظاهري را برطرف ميكند بلكه گناه و پليدي باطن را نيز ميشويد و از بين ميبرد. در اعتقاد آنها، قوه خلاقه و حفظ كننده عالم كه از آن به عبارت "حيات عظمي" تعبير ميكنند مظهرش آب جاري است كه هم حيات ميبخشد و هم تطهير ميكند. به اين جهت تعميد در آب جاري ركن عمده ديانت آنهاست. اين قوم نيز سرآغاز هستي را آفرينش آب ميدانند. آيين غسل تعميد كه از گذشتهاي نامعلوم در شرق وجود داشته و بعدها توسط پيروان عيسي مسيح (ع) به غرب رفته نشانه ديگري از مقدس بودن آب در ميان اديان الهي است كه حضرت يحيي تعميددهنده در حق حضرت عيسي مسيح و در كودكي به جاي آورد.
اين قوم آب را منشأ حيات و تقويت و تجديد كننده نيروي جواني و همچنين بهترين عنصر براي زدودن گناهان و آلودگيهاي روحي ميدانند. بنا به اعتقادات رايج صابئين درخت زندگي از آب پديد آمده و عنصري است كه نور را در جاي خود قرار داده، اين مزيت سبب شده كه آب را عنصري آسماني بدانند و آبهاي زميني را نيز متصل به آبهاي آسماني بدانند كه ارتباط با آن باعث جلاي روح و جسم از آلودگيها و ناپاكيها ميشود. در قسمتي از دعاي رشامه آورده شده است كه: "... قسمتي از رسومم را با آب جاري پاك كه به فرمان خداوند براي نظافت انسانها و حيات بخشيدن به آنان جاري گشته است انجام ميدهم."
تحريم اسراف
منابع حكم.
براي به دست آوردن حكم هر موضوعى، چهار منبع وجود دارد:.
1 - قرآن كريم؛.
2 - سنّت معصومين ه؛(1).
3 - اجماع و اتفاق فقهاي شيعه؛.
4 - حكم عقل.
ممكن است يك حكم به گونه اي باشد كه در تمام آن منابع، بتوان براي آن مدركي ارائه داد، همچنان كه ممكن است حكمي تنها به وسيله يكي از آن چهار منبع قابل اثبات باشد. اسراف از آن موضوعاتي است كه با هر يك از آن منابع مي توان بر حرمت آن استدلال كرد.
1. اسراف و حكم عقل.
حكم عقل بر قبح اسراف روشن است و جاي سخن نيست؛ زيرا به هدر دادن سرمايه هاي زندگي كه وسيله بقا و حيات انسان است، چيزي است كه هر عقل سليم دور از هوي و آلودگي بر زشتي آن حكم مي كند.
2. اسراف و اجماع.
مرحوم نراقي در كتاب نفيسش عوائد الأيّام، خود بر حرمت آن ادعاي اجماع مي كند و آن را از ديگران نيز نقل مي كند. به علاوه در آن جا مي فرمايد: (حرمت اسراف از ضروريات دين است) و بديهي است، ادعاي ضرورت بالاتر از ادعاي اجماع است؛ زيرا ادعاي ضرورت، يعني اين مسأله قابل شك نيست و هيچ مسلماني در آن شبهه ندارد.
در مورد عقل و اجماع به همين اشاره بسنده مي كنيم ولذا آن را مقدم داشتيم. اكنون به آيات و روايات - كه بحث عمده در آنهاست - مي پردازيم.
3. اسراف در قرآن.
در قرآن كريم واژه اسراف با مشتقات آن به طور مكرّر به كار رفته است. به عنوان نمونه به آيات زير توجه كنيد:.
الف) كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ مِا كِانُوا يَعْمَلُون؛(2).
اين گونه براي تجاوزگران آنچه عمل مي كردند، زينت داده شده است.
ب) وَلا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ؛(3).
فرمان تجاوز كنندگان را پيروي نكنيد.
ج) إنَّ اللّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِف كَذّاب؛(4).
خداوند تجاوزگر دروغگو را هدايت نمي كند.
د) وإنَّ فِرْعَوْنَ لَعِالٍ فِي اهَرْضِ وَإنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفينَ؛(5).
و به تحقيق فرعون در زمين برتري طلب و به تحقيق از تجاوز پيشگان بود.
در اين آيات مقصود از اسراف جنبه هاي اخلاقى، عقيدتي و تجاوز از حدود الهي است، گرچه امور مالي را نيز شامل است ولي آياتي كه تنها ظهور در جنبه هاي اقتصادي - كه مورد نظر و بحث ماست - دارد، چهار مورد است و با دو آيه شريفه (تبذير) شش آيه مي شود. آنها عبارتند از:.
آيه 141 سوره انعام؛ آيه 31 سوره اعراف؛ آيه 67 سوره فرقان؛ آيه 6 سوره نساء؛ آيات 26 و 27 سوره اسراء.