يکشنبه ۲ تير ۱۳۸۷
شماره ۱۰۵۵
 
۳ عترت  
 
شماره قبل

حديث اربعمأة

حديث اربعمأة (پندهاي چهارصدگانه) عنواني است براي حديثي منقول از امير مؤمنان (عليه ‌السلام) که آن حضرت در يک مجلس براي گروهي از ياران خود بيان فرمود.
اين حديث بيانگر وجوهي از روابط آدمي با خود, خدا و اجتماع است، از نهاد خانواده ـ پدر, مادر, همسر و فرزندان ـ گرفته تا ديگر نهادهاي اجتماعي. همچنين اين حديث مجموعه‌اي از آداب و سنتهاي ديني را از حجامت گرفته تا آماده شدن انسان براي سفر آخرت, در بر دارد.
اين حديث شريف در برخي کتب از جمله: خصال صدوق, با احاديث صدگانه و مافوق آن, حديث دهم و تحف‌ العقول, باب روايات امير مؤمنان (عليه ‌السلام)، آمده است. برخي از مضامين اين حديث چنين است: "السواک مرضاة للرّب و مطيبة للفم: مسواک کردن مايه خشنودي پروردگار و خوشبو کننده دهان است."
"قيامُ الَّيل مصحّة للبدن و رضي للرّب: عبادت شبانه سبب تن درستي و خشنودي پروردگار است."
"ادّوا الامانات ولو إلي قتلة الأنبياء: امانت را به صاحبش برگردانيد اگرچه قاتل پيامبر باشد."
"تزاوروا و تعاطفو و تبادلوا: به ديدار يکديگر برويد، باهم مهربان باشيد و به يکديگر ببخشيد."

بالای صفحه

با شرکت در مسابقه وبلاگ نويسي؛
حرف‌هاي دل بچه هاي ايران با حضرت فاطمه زهرا(س)
کودکان و نوجوانان ايراني با شرکت در يک مسابقه وبلاگ نويسي سراسري حرف‌هاي دل شان را با حضرت فاطمه زهراء دختر مکرم پيامبر اسلام در ميان مي گذارند.
به گزارش روابط عمومي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، اين مسابقه با عنوان حرف هاي دلم با بي بي فاطمه زهرا از روز اول تيرماه با هدف تقويت همدلي هاي مذهبي با ائمه اطهار (ع) و خاندان مطهرشان و آشنايي بيشتر بچه ها با سيره حضرت فاطمه (س)  در پايگاه اينترنتي کانون استان بوشهر فعال شده است.
بر اين اساس کودکان ونوجوانان 7 تا 17 ساله مي توانند با ايجاد وبلاگ تک نفره يا دو نفره،پيوند وبلاگ خود را تا روز 31 مرداد امسال به نشاني اينترنتي boshehr@kanoonparvaresh.com ارسال کنند.
فرم ثبت نام اين مسابقه نيز در پايگاه اينترنتي کانون استان بوشهر به نشاني http://boushehr.kanoonparvaresh.com قرار داده شده است ضمن اين که علاقه مندان مي توانند  از شرايط شرايط شرکت در مسابقه وبلاگ نويسي حرف هاي دلم با بي بي فاطمه زهراء از طريق همين پايگاه مطلع شوند.
 قرار است پس از بررسي و داوري وب لاگها 10 وبلاگ برگزيده  روز 26 شهريور هم زمان با ميلاد حضرت امام حسن مجتبي (ع)  معرفي و در آيين ويژه اي جوايزي به خالقان آن اهداء شود.
 گفتني است اين مسابقه به مناسبت ولادت  حضرت فاطمه زهراء (س)  و روز مادر، توسط کانون استان بوشهر و همکاري کميسيون بانوان و خانواده استانداري بوشهر برپا شده است.
 دسترسي به اين خبر به همراه تصوير و خبرهاي ديگر در پايگاه اطلاع‌رساني کانون با نشاني www.kanoonparvaresh.com امکان‎پذير است.
بالای صفحه

از ديروز آغاز شد
ثبت‌نام از متقاضيان اعتکاف در حرم رضوي 

ثبت‌نام متقاضيان حضور در مراسم روحاني اعتکاف مسجد جامع گوهرشاد حرم رضوي، از ديروز، اول تير ماه آغاز شد.
 "محمود ممتاز" معاون اماکن متبرکه و امور زائران آستان قدس رضوي در گفت و گو با خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا) شعبه خراسان رضوي، با بيان اين مطلب گفت: امسال ثبت‌نام از متقاضيان تنها از طريق اينترنت امکان‌پذير خواهد بود و متقاضيان مي‌توانند در روزهاي يکم تا دهم تير ماه با مراجعه به سايت اينترنتي اعتکاف آستان قدس رضوي، به آدرس www.etekaf.ir مراجعه و ثبت‌نام نمايند.
وي افزود: همچنين در سايت آستان قدس رضوي به آدرس www.aqrazavi.org، لينک اعتکاف گنجانده شده ‌است که متقاضيان از اين طريق نيز قادر به ثبت‌نام خواهند بود.
 وي تصريح کرد: مسجد گوهرشاد در مجموعه اماکن متبرکه رضوي، حدود پنج هزار نفر ظرفيت دارد که معتکفين به قيد قرعه از بين متقاضيان انتخاب خواهند شد.
 معاون اماکن متبرکه و امور زائران آستان قدس رضوي با بيان اين مطلب که سال گذشته 28 هزار نفر متقاضي حضور در مراسم اعتکاف حرم مطهر رضوي بودند و بيش از 20 هزار نفر آن ها از طريق اينترنت ثبت‌‌نام کرده اند، گفت: امسال پيش بيني مي‌شود بيش از 30 هزار متقاضي براي حضور در مراسم اعتکاف مسجد گوهرشاد ثبت‌نام کنند.
 گفتني است، آيين اعتکاف طي روزهاي 13 تا 15 ماه مبارک رجب، مصادف با 26 تا 28 تيرماه همزمان با سراسر کشور در جوار حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا(ع) برگزار مي‌شود.

بالای صفحه

تردد انفرادي زوار ايراني از مرز بين‌المللي به عتبات عاليات ممنوع است
مديركل سياسي ـ انتظامي استانداري ايلام گفت: روزانه تا چهار هزار زائر ايراني و عراقي از مرز بين‌المللي مهران تردد مي‌كنند.
 به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج ، جعفر خيتال گفت: حدود نيمي از اين ميزان تردد مربوط به زوار ايراني بوده كه قصد عزيمت و زيارت عتبات عاليات را دارند.
وي ادامه داد: اين افراد در قالب كاروان‌هاي زيارتي به كشور عراق سفر كرده و هيچ منعي در اين زمينه وجود ندارد.
اين مسئول اضافه كرد: اما تردد انفرادي زوار ايراني در مرز بين‌المللي به قصد عزيمت به كشور عراق و زيارت عتبات عاليات ممنوع است.
خيتال تصريح كرد: مرزبانان عراقي از ورود انفرادي زوار ايراني به كشور عراق به شدت ممانعت كرده و اين قانون به صورت جدي در مرز بين‌المللي مهران اجرا مي‌شود.
اين مسئول اضافه كرد: زوار ايراني نبايد به هيچ وجه ويزاي انفرادي براي زيارت عتبات عاليات اخذ كنند چون مرزبانان كشور عراق از ورود اين گونه افراد به شدت ممانعت مي‌كنند.
خيتال تصريح كرد: زوار ايراني بايد تنها در قالب كاروان‌هاي حج و زيارت نسبت به سفر به كشور عراق و زيارت عتبات عاليات اقدام كنند.
مديركل سياسي و انتظامي استانداري ايلام اضافه كرد: علاقه‌مندان زيارت عتبات عاليات به هيچ عنوان به صورت انفرادي قصد سفر به كشور عراق را نداشته باشند چون با ممانعت مرزبانان عراقي مواجه شده و براي خود مشكلاتي به وجود خواهند آورد.
مرز بين‌المللي مهران در نود كيلومتري جنوب ايلام قرار دارد.
اين مرز پس از فروپاشي رژيم بعث عراق در سال 82 دوباره بازگشايي شده و اكنون مورد استقبال زوار ايراني و عراقي قرار گرفته است.
بالای صفحه

حسينيه قمر بني هاشم ، محل تجمع جوانان شيعيه شهر مدينه النبي 
در گوشه اي از شهر مدينه منوره و به دور از ديدگان وهابيون ، حسينيه کوچکي به نام قمر بني هاشم محل تجمع جوانان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت است.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزي خبر / در اين حسينيه که در توقفگاه منزل يکي از شيعيان شهر مدينه بنا شده است ، بيش از پنجاه نفر از جوانان شيعه دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت در مناسبت هاي مختلف دور هم جمع مي شوند تا به عزداداري يا مولودي خواني بپردازند.
رضا ابوعلي باني اين حسينيه در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزي خبر درباره تاسيس حسينيه قمر بني هاشم گفت: جوانان علاقه مند شيعه در مدينه منوره از هرگونه فعاليت مذهبي منع شده اند و نمي توانند در اعياد يا شهادت ها مراسم خود را برگزار کنند به همين دليل و به دور از ديد وهابيون اين حسينيه را براي دور هم جمع شدن تعدادي از جوانان شيعه بنا کرده ايم.
وي ادامه داد: در ايام ماه محرم سخت گيري وهابيون نيز بيشتر مي شود به همين دليل تعداد اندکي از جوانان علاقه مند را براي عزاداري سرور و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) به حسينيه دعوت مي کنيم.
ابو علي با افتخار از وجود پرچم بارگاه حضرت ابوالفضل عباس بر در ورودي حسينيه ياد مي کند و مي گويد در سفر به کربلاي معلا اين پرچم به حسينيه ما اهدا و به همين دليل نام اين حسينيه به نام قمر بني هاشم مزين شد.
وي در پايان از برگزاري جشن تولد حضرت فاطمه زهرا (س) در روز دوشنبه با حضور تعدادي از شيعيان در اين حسينيه خبر داد.
بالای صفحه

جمع آوري اشعار 114 شاعر درباره حضرت زهرا(س)
"بانوي آينه ها" شامل اشعار شاعران معاصر ايراني در وصف حضرت زهرا(س) به پيشخوان آمد.
 اين کتاب توسط فرهنگسراي بهمن و به مناسبت هفته زن در 198 صفحه و با قيمت 2200 تومان توزيع شده است.
"بانوي آينه ها" به رويکرد گسترده سخن سرايان و هنرمندان نسبت به تعظيم و تکريم مقام و منزلت حضرت فاطمه(س) پرداخته و در مقدمه خود آورده است: به جرات مي توان گفت در طول تاريخ بشريت هيچ بانويي تا به اين ميزان مورد احترام و ستايش شاعران واقع نشده است.
در اين مجموعه گزيده اي از اشعار 114 شاعر معاصر در مدح و منقبت حضرت زهرا(س) در قالب هاي غزل، مثنوي، چهارپاره، دو بيتي، نيمايي و سپيد جمع آوري شده است.
از شاعراني که آثارشان در اين مجموعه به چاپ رسيده، مي توان جعفر ابراهيمي، خسرو احتشامي، مشفق کاشاني، نصرالله مرداني، ناهيد يوسفي، حميد سبزواري، محمود شاهرخي، سعيد بيابانکي، قادر طهماسبي، فاطمه راکعي، حميد سبزواري، کامران شرفشاهي، حميد رضا شکارسري، افشين علا و... را نام برد.
بالای صفحه

امكان تشرّف
قسمت چهارم(پاياني)
از اين رو علما فرموده اند اگر كسى در بيابانى خشك و بى آب گرفتار شود و راه را گم كند، هر چند جستجو كرده و به دور دست نگاه مى كند اثرى از آبادى نمى يابد. در اين حالت تشنگى و گرسنگى بر او غلبه كرده احساس مى كند تا لحظاتى ديگر مرگ او فرا مى رسد، اميدش از همه قطع شده تنها به امداد و كمك خداوند اميدوار است. در اين لحظه است به اضطرار حقيقى رسيده به همين جهت اگر مولايش را صدا بزند و بگويد:
"يا اباصالح المهدى ادركنى"
بى شك نجات پيدا كرده انشاء الله موفق به ديدار حضرتش نيز مى گردد.
به عنوان نمونه به يك داستان اشاره مى كنيم.
از مرحوم ملاّ على رشتى نقل كرده اند كه فرمود: از زيارت كربلاى معلّى باز مى گشتم، سوار قايقى شدم كه عدّه اى از اهل حلّه نيز بر آن سوار بودند، آنها مشغول شوخى و خنده بوده و جوانى را استهزاء مى كردند و مذهبش را مسخره مى گرفتند، امّا جوان با سكينه و وقار، به آنان اعتنائى نمى كرد، آنچه جاى تعجّب بود آنكه با اين همه، هنگام صرف غذا با آنان همراه شد و بر سفره ى ايشان نشست، منتظر فرصتى بودم تا از حقيقت امر جويا شوم.
قايق در بين راه به جائى رسيد كه آب رودخانه كم شده بالإجبار همه پياده شديم و در كنار رود خانه به راه افتاديم، فرصت را مناسب ديدم خود را به جوان رسانده درِ صحبت را گشودم و علّت مسخره كردنِ آنها را جويا شدم.
جوان گفت: اينها همه از اقوام من هستند كه از اهل سنّت اند، پدرم نيز سنّى بود امّا مادرى شيعه و محبّ خاندان عصمت(عليهم السلام) داشتم.
خود در حلّه سكونت دارم و شغلم روغن فروشى است و جريان من از آنجا شروع مى شود كه سالى براى خريد روغن به همراه قافله اى به اطراف مسافرت كرديم بعد از انجام كار در مسير بازگشت قافله براى استراحت در بيابانى موقّتاً توقّف كرد تا قدرى خستگى راه را بگيريم و دوباره به راه ادامه دهيم، در اين حين خواب مرا ربود و چون بيدار شدم نه قافله اى ديدم و نه نشانى از او.
تا چشم كار مى كرد بيابان بود و سوز و گرما، راه را بلد نبودم و منطقه را نمى شناختم، ترس سراپاى مرا به لرزه در آورد امّا ماندن را صلاح نديدم، شب در پيش بود و گرسنگى و عطش...
روغنها را بار زدم و به راه افتادم، يكّه و تنها بيابان را طىّ كردم امّا گويا هر چه مى روم دورتر مى شوم و هر چه مى جويم بيشتر گم مى كنم، سختى و گرما; تشنگى و ترس از مرگ از چهار سونهيبم مى زدند، مضطرّ شدم با خود گفتم به بزرگان دينم متوسّل شوم و از آنها كمك بگيرم و چون سنّى بودم اوّلى را صدا زدم و التماسش كردم امّا خبرى نشد، به دوّمى متوسّل شدم از او هم كارى ساخته نگشت و يكى يكى امّا هيچ...
ناگهان چيزى به يادم آمد، آن قديمها مادرم مى گفت: ما يك امام داريم كه هر كس او را صدا كند جوابش را مى دهد و هر كه از او يارى بطلبد ياريش مى كند بى پناهان را پناه است و ضعيفان را دستگير و اوست هادى هر گمشده...
امّا او را نمى شناختم ولى آنگونه كه مادرم او را مى ستود و از رأفتش مى گفت روزنه اى از اميد در دلم گشوده شد، با خداى خود عهد كردم كه اگر مرا جواب داد شيعه خواهم شد، و بر قدمهاى كرمش گونه خواهم سود، و بر درگاه لطفش تا ابد خواهم بود.
بى امان ناله زدم و نام مقدّسش را كه از مادر به يادگار داشتم بر زبان راندم و آن صحراى مرده را با نواى "يا أبا صالح المهدي أدركنى" به وجد آوردم، چنان از نامش سرمست بودم كه سوز عطش از يادم رفت و آنسان گرم عشق بازى با يادش كه ندانستم از كدامين سوى آمد تا خانه اش را جويم و يا نشانى از كويش يابم و...
در كنارم چون سروِ خرامان قدم بر مى داشت، پرنده اي طوبى نشين هم صحبت زاغى گشته بود، گرمى محبّتش را به جان لمس مى كردم و كلامش را با قلم سوز بر صفحه ى دل مى نوشتم و محو طلعت چون قمرش بودم...از گذشته ها نفرمود، و درى از آينده به رويم گشود كه سعادت را در آن يافتم.
فرمود: شيعه شو...و هزاران حرف كه از نگاهش خواندم وبسيار نكته ها كه از كلامش آموختم...
چون زمان جدائى رسيد آتش فراق را ديدم كه شعله به دامن عطش مى انداخت و هجران را يافتم كه خاكستر مرگ به باد مى داد، گفتمش از عطش به تو روى آوردم و از مرگ به تو پناهنده شدم و چون تو مى روى دامن كه بگيرم و از فراقت به كه شكوه كنم؟ چه زيبا آمدنى بود و چه جانكاه رفتنى!
فرمود: اكنون هزاران دردمند و بيچاره در اطراف عالمند كه مرا مى خوانند و من نيز به سوى آنان مى روم.
اين كلام را شنيدم و كسى را نديدم جز صحرا و سوز و تيغ راه...و از دور درختانى كه نشانى از آب بود و آبادى.
امّا اين موضوع اضطرار و قرار گرفتن در مشكلات به خودى خود مورد توجه نيست بلكه از اين جهت كه سبب قطع اميدهاى واهى و بى اساس انسان گشته انسان را منحصراً به نيروى بيكران الهى متوجه مى سازد، ارزشمندست.
البته توسل پيدا كردن به پيامبر و معصومين(عليهم السلام) نيز منافاتى با توجه انسان به نيروى خداوندى ندارد چرا كه ايشان جانشينان خدا بر روى زمين بوده سرچشمه قدرت ايشان نيز نيروى خداوند تبارك و تعالى ست.
به همين جهت بعضى از انسانها بدون اينكه در مشكلات مادّى گرفتار آيند و مضطرّ گردند بلكه بوسيله انجام اعمالى كه مورد رضايت و پسند خداوند بوده و ترك كارهايى كه اسباب ناخشنودى او را فراهم مى سازد به مرحله اى از يقين دست مى يابند كه تنها و تنها مجذوب حضرت حق و حضرات معصومين شده به نيروى ديگرى توجه و اعتماد نمى كنند و به اين وسيله نوعى از سنخيّت و هماهنگى با حضرت ولى عصر(عليه السلام) پيدا كرده و زمينه تشرّف به ديدار حضرتش را براى خود مهيا مى سازند.
وجود مبارك حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه در ضمن نامه اى كه به شيخ مفيد رحمه الله مرقوم فرمودند چنين مى فرمايند:
و لو انّ اشياعنا وفّقهم الله بطاعته على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجّلت لهم السّعادة بمشادتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا فما يحبسنا عنهم الاّ ما يتّصل بنا ممّا نكرهه و لا نؤثره منهم.
يعنى اگر قلب و دل همه ى شيعيان و پيروان ما (كه خداوند ايشان را بر اطاعت خود موفّق فرمايد) بر وفا به عهد و ميثاقى كه بر ايشان بسته شده بود، متّحد مى شد، بركت ديدار ما از ايشان به تأخير نمى افتاد و به زودى سعادت مشاهده ى ما همراه با معرفتى صحيح برايشان فراهم مى شد. پس ما را از ايشان محجوب و پنهان نمى دارد مگر آنچه از اعمال ايشان که به ما مى رسد و ما از آن کارها كراهت داشته و نمى پسنديم.
البته براى تشرّف به خدمت آن حضرت ادعيه و اذكارى نقل شده است كه همگى موجبات ايجاد سنخيت و هماهنگى با حضرت را در كردار انسان فراهم ساخته محبّت و دوستى ايشان را در دل زياد مى كند.
و صد البته پر واضح است كه محبّت واقعى سبب مى شود كه تمام پرده هايى كه مانع وصال به محبوب است را بر طرف كرده و خود را آماده ديدار سازد.
به عنوان نمونه شخصى مثل سيد بحر العلوم به درجه اى از مقامات معنوى رسيده بود كه بارها موفق به ديدار آن امام مهربان شد چنانچه عالم ربانى ملا زين العابدين سلماسى رحمه الله نقل مى كند كه روزى جناب سيد بحر العلوم وارد حرم اميرالمؤمنين(عليه السلام) شد. در آنجا اين بيت را با خود مى خواند: "چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن".
از سيد سئوال كردم: علت خواندن اين بيت چيست؟ فرمود: همين كه وارد حرم اميرالمؤمنين(عليه السلام) شدم، مولايمان حضرت ولى عصر(عليه السلام) را ديدم كه در بالاى سر مطهر، با صداى بلند قرآن تلاوت مى فرمود. وقتى صداى آن حضرت را شنيدم اين بيت را خواندم و همين كه داخل حرم شدم حضرت قرائت قرآن را ترك نموده و از حرم تشريف بردند.
از ولايت چه ميدانيد
قسمت چهل و هشتم
اساس عالم هستى مبنى بر اختلاف در ظهورات و تجليات است.
اين مسئله در فلسفه تحت عنوان الواحد لا يصدر منه الا الواحد (از چيز واحد جز چيز واحد صادر نمى‏شود) و در عرفان تحت عنوان لا تكرار فى التجلى (در تجليات ذات مقدس پروردگار هيچگاه تكرار بوقوع نمى‏پيمودند) مشهود عرفاء عالي مقدار از اولياء ذوى العزة و المقدار و مورد بحث‏ حكماى راشدين اسلام است.
يعنى در تمام عالم آفرينش دو موجودى كه من جميع الجهات با يكديگرمساوى و يكسان باشند محال است كه پديد آيد بلى موجودات متشابهى هستند كه از بعضى جهات با يكديگر شباهت دارند، ولى دو موجوديكه عين يكديگر باشند ممتنع است كه تحقق يابد.
علوم تجربى امروز اين اصل را پذيرفته است، و بر اساس مقايسه و استقراء و تجربه ‏هايى مداوم اثبات نموده است كه تشابه من جميع الجهات بين دو موجود وجود ندارد، بلكه هر موجودى داراى مشخصات خاصه و مميزات منحصره بخود است.
حتى در بين افراد انسان از زمان خلقت آدم بوالبشر تا روز قيامت دو انسان يافت نميشود كه از هر جهت ‏با هم يكسان باشند، نه از جهت ذاتيات و صفات و نه از جهت عوارض مكانى و زمانى و كيفيت و كميت و غيرها.
و حتى دو انسان يافت نمى‏شود كه بندهاى انگشتان آنان، خطوط منقوشه در بدن آنان مشابه باشد و بر اين اساس از فن انگشت‏نگارى براى شناسائى مجرمان استفاده ميكنند.
بلكه خطوط پوست هر نقطه از بدن يك فرد با خطوط پوست‏ ساير نقاط همان فرد تفاوت دارد.
خطوط انگشت دست راست‏با همان انگشت از دست چپ تفاوت دارد، و خطوط سبابه از دست راست‏با ساير انگشتان همان دست راست مختلف است.
بنابراين اصل كلى و دائمى، هر يك از افراد انسان در سازمان خلقت و آفرينش با يكديگر متفاوت است همانطور كه در چهره و سيما و شكل و شمايل با يكديگر متفاوتند، در غرائز و ملكات و صفات نيز بمقدار متنابهى متفاوتند.
از دوران كودكى و طفوليت ملاحظه ميشود كه بعضى از اطفال در مقدار سخاوت و گذشت متفاوتند، در حيا و عفت متفاوتند، در متانت و اصالت متفاوتند، در شجاعت و هوش و فهم و زيركى متفاوتند.
و بنابراين پيامبران و امامان با ساير افراد بشر تفاوت دارند.
بلكه خود پيامبران در عين حال كه همه از جانب خدا برانگيخته شده‏اند و وظيفه مهم رسالت را بر عهده دارند، و همه متفقا مردم را بمقام توحيد دعوت ميكنند، و بعبارت ساده همه از يك مبدء و بيك مرجع بوده، و آيند و روندشان از يكجا و بيك جا مى‏باشد و قول خدايتعالى از زبان مؤمنان كه:
"لا نفرق بين احد من رسله‏" (آيه 285 از سوره بقره)
هيچگاه ما در بين احدى از فرستادگان خدا فرق نميگذاريم و همه را بديدن قبول مينگريم. شاهد آنست، در عين حال آنان داراى اختلاف بوده، و از نقطه نظر سعه وجودى و بتبع آن غرائز و صفات و همچنين از نقطه نظر مواهب آلهيه تفاوت‏هائى داشته‏اند.
"تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من كلم الله و رفع بعضهم درجات و آتينا عيسى بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس‏" (نيمه اول از آيه 253 از سوره بقره)
اين پيامبران و فرستادگان را ما بعضى را بر بعض ديگر برترى داده‏ايم بعضى از آنان كسى بود كه خدا با او سخن ميگفت و برخى را بدرجاتى ترفيع مقام داد ما بعيسى بن مريم بنيات و شواهد بر پيامبرى اعطاء نموديم و او را بروح القدس مؤيد ساختيم.
از آيات مباركات قرآن كريم كه سرگذشت و داستان و صفات پيامبران را شرح ميدهد اين اختلاف واضح و مشهود است.
تمام موجوداتيكه حامل قوه و استعدادند متحرك بسوى كمال مى‏باشند
بحث‏سوم: در تمام موجوداتيكه داراى قوه و استعداد هستند و بايد قابليت‏هاى خود را بمرحله فعليت ‏برسانند حركت ‏بسوى كمال وجود دارد.
و نتيجه اين سير و حركت، عبور از مراحل كمون و استعداد و وصول بمراحل ظهور و فعليت كمال است. در تمام موجودات عالم طبع اعم از انسان و حيوان و نبات و جماد، اين حركت موجود و سير و عبور از مراحل بدويه بسوى مراحل نهائيه مشهود است.
انبياء و اولياء چون ساير افراد بشر از اين قاعده مستثنى نيستند، مى‏بينيم مراحل تكوين آنها در اين عالم از سلاله ماء مهين شروع شده و سپس مراحل استعدادها و فعليت‏هاى مختلفه را از نطفه و علقه و مضغه و شكل ‏بندى استخوانها و روئيدن گوشت‏به روى آنها و سپس به انشاء خلقت روح و تبديل ماده را به نفس مجرده و ناطقه، طى نموده و مراحل استعداد را يكى پس از ديگرى پشت‏سر گذارده، و مراحل فعليت را يكى پس از ديگرى استقبال مى‏كنند، تا بمرحله فعليت تامه خود برسند.
"يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه‏" (آيه 6 از سوره 86-انشقاق)
اى انسان تو با كوششى هر چه تمامتر و با جد و جهدى هر چه بيشتر بسوى پروردگارت در حركت هستى و به شرف ملاقات او خواهى رسيد!
همانطور كه انبياء از نقطه نظر سير و حركت طبيعى و طبعى و مادى چون ساير افراد بشر در حركت هستند و از كوچكى به بزرگى، و از ضعف بقوت، و از صغر جسم به كبر در حركتند، و كريمه شريفه:
"قل انما انا بشر مثلكم‏" (آيه 110 از سوره 18-كهف)
بگواى پيامبر كه حقا من انسانى همانند شما هستم.
و آيه‏"و قال الملا من قومه الذين كفروا و كذبوا بلقاء الآخرة و اترفناهم فى الحيوة الدنيا ما هذا الا بشر مثلكم ياكل مما تاكلون منه و يشرب مما تشربون‏" (آيه 33 از سوره 23 مؤمنون)
و گفتند مردمان پر از منيت و استكبار از قوم پيامبرى كه ما بعد از نوح او را فرستاديم، آن كسانيكه كفر ورزيدند و ملاقات آخرت را تكذيب كردند، آن كسانيكه ما در زندگى حيوانى دنيا آنان را بطغيان و فساد انداختيم:
اين مرد نيست مگر انسانى مثل شما، ميخورد از آنچه شما از آن ميخوريد و ميآشامد از آنچه شما از آن ميآشاميد، بر آن دلالت دارد.
ادامه دارد