چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۷
شماره ۱۰۶۴
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل
دست کم 20 کشته در بزرگراه تهران - قم
 
به دنبال واژگوني اتوبوس در بزرگراه تهران - قم ، دست کم 20 نفر جان باخته و 22 مسافر به شدت زخمي شده اند. به گزارش ايسکانيوز: ديروز11/4/87  يک دستگاه اتوبوس مملو از مسافر در کيلومتر 35 بزرگراه تهران - قم (مقابل جايگاه سوختگيري حافظيه) واژگون شد. سپس ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني پايتخت ، گروه هاي نجات را با چندين دستگاه خودرو مجهز و يک فروند بالگرد ، رهسپار نقطه مورد نظر کرد. همچنين 12دستگاه آمبولانس اورژانس (ازجمله يک اتوبوس) و گروه پزشکي بالگردسوار به آنجا رفته است و ممکن است شمار تلفات از 20 نفر هم فراتر رود.سرهنگ "حسني" سخنگوي پليس راه کشور گفت:تا ساعاتي ديگر شمار دقيق قربانيان و جزييات اين رخداد مهيب ، منتشر مي شود.
بالای صفحه

نکات اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
 
چهل نكته اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
- قسمت چهارم -
كار مداوم؛ رمز صعود
انسان نگاه مى‏كند به بالاى كوه؛ آدمهايى رفته‏اند آن بالاها كه يا به قله رسيده‏اند يا به نزديك آن. وقتى انسان از اين پايين نگاه مى‏كند، دلش پرواز مى‏كند كه: آه! بعد هم كه همت مى‏كند كه راه بيفتد؛ اما دو، سه تا پيچ كه رفت، مى‏بيند عجب! سخت است! خيلى‏ ها از وسط راه برمى گردند؛ خيلى‏ها خسته مى‏شوند؛ خيلى‏ها هم آنجا مى‏مانند. آن آرزو و تصوير ذهنى مطلوب، در آن نقطه‏ى بالاست. براى رسيدن و عينيت بخشيدن به آن، كارِ مداوم لازم است.(11)
در روايت وارد شده است كه اگر پيغمبر مى‏ديد يك آدم جوانى و قادر بر كارى نشسته است، تنبلى مى‏كند و كار انجام نمى‏دهد، مى‏فرمود: "سقط من عينى"؛ از چشمم افتاد. كار، عمل صالح است.(12)
حضور در ميدان عمل
اين امت از همه‏ى عناصر عزت - كه در متن دين شريف اسلام و قرآن كريم وجود دارد - بايد استفاده كند. اول توجه به خدا و تمسك به قانون الهى است؛ توكل به خداست؛ اعتماد به خداست.
خداوند متعال آن كسانى را كه "الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء(2)"؛ سوء ظن به خدا دارند، ملامت مى‏كند؛ مى‏فرمايد: "عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم(3)"؛ آن كسانى كه نصرت الهى را در صورت حضور در ميدان عمل انكار مى‏كنند، خودشان را بايد ملامت كنند. اگر ما در ميدان عمل وارد شويم، خداى متعال به ما كمك خواهد كرد؛ هم قول قطعى قرآن و وعده‏ى حتمهى است، هم مشاهدات دوران زندگى خودِ ماست.
تاريخ اسلام هم براى مسلمين سرشار از تجربه است، كه هر جا همت گماشتند، وارد شدند و متمسك به قدرت الهى شدند، خداى متعال آنها را كمك كرد. كمك و نصرت الهى حتمى است؛ منتها شرط اين نصرت، حضور در ميدان عمل است: "و لينصرنّ اللَّه من ينصره(4)"؛ آن كسى كه خدا را نصرت كند، خدا او را نصرت خواهد كرد. با نشستن، با تنبلى كردن، با توهمات دلخوش كردن، با مصالح امت اسلامى بازى كردن و هواى نفس را بر مصالح امت اسلامى ترجيح دادن، نصرت الهى خود را نشان نخواهد داد.(13) .
استقامت رمز موفقيت
خداى متعال وعده‏ى قطعى كرده است كه: "انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة الّا تخافوا و لاتحزنوا"؛ استقامت در راه درست نتيجه‏اش اين است كه خداى متعال اندوه و ترس را از يك انسان و يك جامعه سلب مى‏كند و موفقيت را نصيب آنها مى كند.(14)‏
در سوره‏ى "هود" خداى متعال به پيغمبر مى‏فرمايد: "فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا". يك روايتى از پيغمبر هست كه فرمود: "شيّبتنى سورة هود"؛ يعنى سوره‏ى "هود" من را پير كرد؛ از بس بار اين سوره سنگين بود. كجاي سوره‏ى هود؟ نقل شده است كه مراد، همين آيه‏ى "فاستقم كما امرت" است. چرا پيغمبر را پير كند؟ چون در اين آيه مى‏فرمايد: همچنانى كه به تو دستور داديم، در اين راه ايستادگى كن، استقامت كن و صبر نشان بده. خود اين ايستادگى كار دشوارى است. اين "صراط" است؛ پل صراطي كه مظهر آن را در روز قيامت براى ما تصوير كرده‏اند. باطن عمل و راه ما در اينجا، همان پل صراط است؛ ما الان داريم روى پل صراط حركت مى‏كنيم؛ بايد دقت كنيم.
اگر انسان بخواهد اين دقت را در همه‏ى رفتار خود به كار بگيرد، او را پير مى‏كند. ليكن از اين مهمتر به گمن، آن جمله‏ى بعد است: "و من تاب معك". پيغمبر فقط مأمور نيست كه خودش ايستادگى كند؛ بايد خيل عظيم مؤمنان را هم در همين راه به ايستادگى وادار كند. انسانهايى كه از يك طرف در معرض هجوم بلايا و مشكلات زندگى هستند - دشمنان، توطئه‏گران، بدخواهان و قدرتهاى مسلط و از طرف ديگر، مورد تهاجم هواهاى نفسانى خودشان هستند - خواهشهاى نفسانى و دل بى‏طاقت انسان كه از زر و زيور دنيا مجذوب مى‏شود و به سمت آنها كشيده مى‏شود - از اين صراط مستقيم، به چپ يا راست انحراف پيدا مى‏كنند.(15)
تربيت نفس
ما بايد به درون خودمان نگاه كنيم: "الانسان على نفسه بصيرة"؛ نقصها، مشكلات و كمبودهايمان را نگاه كنيم و فريب نخوريم. اين فريب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور مى‏اندازد. اگر انسان خودش را بد برآورد كرد، آن وقت ديگر نجات پيدا نميكند.(16)
تكريم انسان
اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلوةوالسّلام) در خطاب و فرمان خود به مالك‏اشتر اين جمله‏ى جاودانه و فراموش‏نشدنى را دارند كه مى‏فرمايند: كسانى كه تو با اينها در آنجا مواجه مى‏شوى، يا با تو از لحاظ عقيده يكسانند، يا "و امّا شريك لك فى الخلق"؛ يا در انسان بودن بايك هستند. حتى كسانى كه از لحاظ عقيده با تو همراه نيستند، ولى انسانند، بايد با انسان برخورد تكريم‏آميز داشت. "لا ينهاكم اللَّه عن الّذين لم يقاتلوكم فى الدّين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم و تقسطوا اليهم انّ اللَّه يحبّ المقسطين" - اين دستور قرآن است -با كفار، با كسانى كه با شما همعقيده نيستند، اما به شما تجاوز نكردند؛ تعرض نكردند؛ تعدى نكردند؛ با شما ظالمانه برخورد نمى‏كنند، به اينها اعمال قسط كنيد؛ نيكى كنيد. "و ان تبرّوهم"؛ به آنها نيكى كنيد. دستور اسلام اين است.(17)    
ادامه دارد...
منابع و ماخذ:
11- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نخبگان استان سمنان (19/08/1385)
12-  بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار با كارگران (06/02/1385)
13- رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار مردم استان سمنان (17/08/1385
14- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار مردم گرمسار (21/08/1385)
15- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار عمومى بسيجي (06/01/1385)
16- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت (06/06/1385)
17- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دست‏اندركاران ستاد اقامه‏ى نماز (27/06/1385)
بالای صفحه

آيا شما هم غيبت مي کنيد؟

- قسمت دوم -
نگاه و نگرشي بر احاديث غيبت
1. در آخرين سال حيات پيامبر ِصلي الله عليه وسلم ، در ماه حرامِ ذي الحجه، در سرزمين مني و در روز عيد قربان در جمع عمومي مسلمين، رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم خطبه خوانده و توصيه هايي فرمودند؛ و حرمت آبروي افراد را برابر با خون و مال قرار مي دهد.
عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقَالَ: "يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَيُّ يَوْمٍ هَذَا قَالُوا يَوْمٌ حَرَامٌ قَالَ فَأَيُّ بَلَدٍ هَذَا قَالُوا بَلَدٌ حَرَامٌ قَالَ فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا قَالُوا شَهْرٌ حَرَامٌ قَالَ فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي بَلَدِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا فَأَعَادَهَا مِرَارًا ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ "
از ابن عباس روايت است که رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم در روز قرباني براي مردم سخنراني نموده و فرمود: اي مردم ! امروز چه روزي است؟ گفتند: روز حرام . فرمود: اين شهر چه شهري است؟ گفتند: شهر حرام. فرمود: اين ماه، چه ماهي است؟ گفتند: ماه حرام. فرمود: پس خون ها و مال ها و آبرو و ناموس هاي شما بر شما حرام است مانند حرمت اين روز در اين شهر و اين ماه، و اين جمله را چند بار تکرار کردند. سپس سرش را به طرف آسمان بلند کرده و فرمود: خدايا! آيا تبليغ کردم؟ خدايا! آيا تبليغ کردم؟
در اين حديث رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم حرمت آبروي افراد را برابر با خون و مال قرار مي دهد باز هم مي خواهيم گوشت مسلمين را بخوريم؟! .
2.پيامبرِصلي الله عليه وسلم ايراد سخن فرمودند، آنچنان بلند حرف مي‌زدند كه صدايشان به داخل منازل مي‌رسيد، مگر چه مطلبي مي خواهد بگويد؟ چرا پيامبرِصلي الله عليه وسلم اينچنين بلند حرف مي‌زدند كه دختران در منزل گوش مي‌دهند، كدام امر مهمي رخ داده است؟!
عَنْ أَبِى بَرْزَةَ الأَسْلَمِىِّ رضي الله عنه قَالَ نَادَى رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم حَتَّى أَسْمَعَ الْعَوَاتِقَ فَقَالَ " يَا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَلَمْ يَدْخُلِ الإِيمَانُ قَلْبَهُ لاَ تَغْتَابُوا الْمُسْلِمِينَ وَلاَ تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِهِمْ فَإِنَّهُ مَنْ يَتَّبِعْ عَوْرَةَ أَخِيهِ يَتَّبِعِ اللَّهُ عَوْرَتَهُ حَتَّى يَفْضَحَهُ فِى بَيْتِهِ ".
از ابي برزه اسلمي رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم بلند سخنراني فرموده تا به گوش دختران در منزل برساند، فرمود: اي گروهي كه به زبان ايمان آورده‌، و ايمان به قلبشان وارد نشده است ! غيبت مسلمانان را نكنيد و در پي آبرو و ناموس آنها نباشيد؛ پس كسي كه به دنبال ‌آبروي آنها باشد خداوند به دنبال آبروي او مي‌افتد، و كسي كه خداوند به دنبال آبروي او باشد، او را رسوا مي‌كند اگر چه در خانه‌اش باشد.
3.شنيده اي كه خداوند با فرد ربا خوار اعلان جنگ نموده(?فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله ) البقرة/279، بدان رباي آبروي مؤمن بدتر از رباي پول مي باشد، سبحان الله!؟ چرا فكر نمي كني و افسار زبان را گسيخته و رها نموده اي؟
عن البراء بن عازب رضي الله عنه قال : قال رسول الله ِصلي الله عليه وسلم : " الربا اثنان وسبعون بابا، أدناها مثل إتيان الرجل أمه، وأربى الربا استطالة الرجل في عرض أخيه "
از براء بن عازب رضي الله عنه روايت است كه رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: ربا هفتاد و هفت در دارد و كمترين آن اين است كه مرد با مادرش همبستر شود. و بزرگترين ربا تعدي و تجاوز به آبروي برادرش است.
عَنْ سَعِيدِ بْنِ زَيْدٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِىِّ ِصلي الله عليه وسلم قَالَ " إِنَّ مِنْ أَرْبَى الرِّبَا الاِسْتِطَالَةَ فِى عِرْضِ الْمُسْلِمِ بِغَيْرِ حَقٍّ ".
از سعيد بن زيدرضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: بزرگترين ربا بي‌آبرو كردن مرد مسلمان بدون حق است.
4. اگر روزه باشي و تكه كوچك غذايي كه لاي دندان‌هايت مانده، از گلويت پايين برود؛ از علما فتوا مي گيري كه حكم روزه ام چيست؟
آيا تا به حال فكر كرده اي لحظه اي كه غيبت مي كني گوشت مرده مسلماني را زير دندانهايت مي جوي؟ و راحت از گلويت پايين مي رود و خيالت هم نيست!
اگر نمي بيني! رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم به عنوان معجزه مي بيند.
اگر چه نمي بيني! ولي مطمئناً آثار و عواقب سوء آن در قلب و جان و روحت احساس خواهي كرد البته اگر قلب زنده اي داشته باشي.(وقال قرينه ربنا ما أطغيته ولکن کان في ضلال بعيد) ق/27
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنه قَالَ : كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ النَّبِيِّ ِصلي الله عليه وسلم فَقَامَ رَجُلٌ ، فَوَقَعَ فِيهِ رَجُلٌ مِنْ بَعْدِهِ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم : تَخَلَّلْ ، فَقَالَ : مِمَّا أَتُخَلِّلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ مَا أَكَلْتُ لَحْمًا ، قَالَ : بَلَى مِنْ لَحْمِ أَخِيكَ أَكَلْتَ.
از عبد الله بن مسعودرضي الله عنه روايت است که ما نزد رسول الله ِصلي الله عليه وسلم بوديم، مردي بلند شد و رفت و مردي پشت سر او صحبت نمود، رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: دندان‌هايت را خلال كن! مرد گفت: از چه چيزي خلال كنم؟ گوشتي نخورده‌ام! رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: تو گوشت برادرت را خورده‌اي.
5. بدان مرگ و قيامتي هست و حساب و کتاب.
چه زود است كه ملك الموت سراغت بيايد و تو را از دنيا وارد عالم برزخ کند و بعد با برپايي قيامت و روز حساب، خداوند از گفتار و كردارت پرده بردارد.
بدان که غيبت كننده در عالم برزخ وضعيت خوبي ندارد، آنها داراي ناخن هايي از جنس مس و فولاد هستند که از ناخن هاي درندگان قوي تر است. علتش را مي داني؟ تا صورت را خراشيده و درد سختي بكشند.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضي الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم " لَمَّا عُرِجَ بِى مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلاَءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاَءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ وَيَقَعُونَ فِى أَعْرَاضِهِمْ ".
از انس بن مالك رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: هنگامي كه بالا برده شدم، از كنار طايفه‌اي عبور كردم که ناخن‌هاي مسي داشتند و سينه و صورت‌هاي خود را با آن مي‌خراشيدند به جبرئيل گفتم: آنان چه كساني هستند؟ گفت: كساني هستند كه گوشت‌هاي مردم را مي‌خوردند و از آبرو و حيثيت مردم عيب‌جويي مي كردند.
تذكر: اگر اين سزاي غيبت عموم انسان‌هاست، پس سزاي غيبت علماي ‌دين چه خواهد بود؟ غيبت عالم نكن كه گوشت علما مسموم است و با اين عمل دين و دنيايت را به خطر خواهي انداخت .
وظيفه ي ما در قبال کساني که از آنها غيبت مي شود، چيست؟
الف- از آبروي آن فرد مسلمان دفاع كنيم .
عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ يَزِيدَل قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم "مَنْ ذَبَّ عَنْ لَحْمِ أَخِيهِ فِي الْغِيبَةِ كَانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعْتِقَهُ مِنْ النَّارِ" .
از اسماء بنت يزيدل روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: كسي كه از ناموس و شرافت برادر ديني خود در غياب او دفاع كند بر خداوند است كه او را از آتش جهنم رها سازد.
ب- به فرد غيبت‌كننده، تذكر داده و او را توبيخ كنيم.
عَنْ عَائِشَةَ رضي الله عنها قَالَتْ قُلْتُ لِلنَّبِىِّ ِصلي الله عليه وسلم حَسْبُكَ مِنْ صَفِيَّةَ كَذَا وَكَذَا قَالَ غَيْرُ مُسَدَّدٍ تَعْنِى قَصِيرَةً. فَقَالَ " لَقَدْ قُلْتِ كَلِمَةً لَوْ مُزِجَتْ بِمَاءِ الْبَحْرِ لَمَزَجَتْهُ ". قَالَتْ وَحَكَيْتُ لَهُ إِنْسَانًا فَقَالَ " مَا أُحِبُّ أَنِّى حَكَيْتُ إِنْسَانًا وَأَنَّ لِى كَذَا وَكَذَا" .
از عايشهل روايت است كه به رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم گفتم: براي تو از صفيه همين بس كه چنين و چنان است بعضي از راويان گفته‌اند: منظورش كوتاهي قد صفيه بوده است. رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: تو كلمه‌اي را بر زبان آوردي كه اگر با آب دريا مخلوط شود آن را تلخ و بدبو مي‌كند. عايشهل مي‌گويد: حركت انساني را براي ايشان حكايت كردم، رسول الله? فرمود: دوست ندارم برايم نقل كني و براي من چنين و چنان باشد.
عَنْ عَائِشَةَ ل أَنَّهُ اعْتَلَّ بَعِيرٌ لِصَفِيَّةَ بِنْتِ حُيَىٍّ وَعِنْدَ زَيْنَبَ فَضْلُ ظَهْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِزَيْنَبَ " أَعْطِيهَا بَعِيرًا ". فَقَالَتْ أَنَا أُعْطِى تِلْكَ الْيَهُودِيَّةَ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم فَهَجَرَهَا ذَا الْحِجَّةَ وَالْمُحَرَّمَ وَبَعْضَ صَفَرٍ .
از عايشهل روايت است كه شتر صفيه بنت حيي، مريض شد و نزد زينب شتر اضافه‌اي بود رسول الله صلي الله عليه وسلم به زينب فرمود: شتري به او بده. زينب گفت: من به آن يهودي بدهم؟! رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم خشمگين شده و ذي الحجه و محرم و تا قسمتي از ماه صفر از او دوري نمود.
ج- اگر توانايي نهي از منکر غيبت را نداريم مجلس را قبل از اينکه با شنيدن غيبت شريک جرم شويم ترک کنيم.
عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ جَدِّه ِرضي الله عنه ، أَنَّهُمْ ذَكَرُوا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم رَجُلا ، فَقَالُوا : لا يَأْكُلُ حَتَّى يُطْعَمَ ، وَلا يَرْحَلُ حَتَّى يُرْحَلَ لَهُ ، فَقَالَ لَهُمُ النَّبِيُّ ِصلي الله عليه وسلم : اغْتَبْتُمُوهُ ، فَقَالُوا : إِنَّمَا حَدَّثْنَا بِمَا فِيهِ ، قَالَ : حَسْبُكَ إِذَا ذَكَرْتَ أَخَاكَ بِمَا فِيهِ .
عمرو بن شعيب از پدرش از جدشرضي الله عنه روايت مي‌كند که آنها نزد رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم از مردي ياد كردند كه غذا نمي‌خورد تا زماني كه به او غذا داده شود و سفر نمي‌كند تا زماني كه وسايل سفر برايش آماده شود. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: غيبتش نموديد. گفتند: اي رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم ! ما در مورد چيزي كه در او وجود دارد صحبت كرديم. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: براي تو همين كافي است كه از برادرت با آنچه كه در او وجود دارد ياد كني .
گوشه اي از علل واسباب غيبت :
الف - خشم وعصبانيت : هر گاه انسان بوسيله ي چيزي يا كسي خشمگين شد .
عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذٍ رضي الله عنه عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم قَالَ لى: " مَنْ كَظَمَ غَيْظًا وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَهُ دَعَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلاَئِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ مَا شَاءَ "
از معاذ بن انس رضي الله عنه روايت است كه پيامبر ِصلي الله عليه وسلم فرمودند: كسي كه خشمش را فرو خورد‌‌‌، در حالي كه مي‌تواند آن را عملي سازد خداوند در روز قيامت در برابر بزرگان مردم او را صدا مي‌زند و به او اختيار مي‌دهد تا از حور عين آنچه را مي‌خواهد انتخاب كند.
ب- موافقت با هم نشينان (همرنگ جماعت شدن )
چطور رضايت خدا را بر رضايت دوستان ترجيح مي دهي؟! .
ج- شوخي براي خنداندن ديگران و گرم كردن مجلس
عَنْ بَهْزِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبِى عَنْ أَبِيهِ رضي الله عنه قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم يَقُولُ " وَيْلٌ لِلَّذِى يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ " .
بهز بن حكيم از پدرش از جدش رضي الله عنه روايت مي‌كند از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم كه فرمودند: واي بر كسي كه براي خنداندن گروهي سخن دروغي بگويد، واي بر او ، واي بر او .
د- حسادت نسبت به ديگران که عمل خود را نابود مي كند.
حكم گوش دادن به غيبت چيست؟
(ولا تقف ما ليس لک به علم إن السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا) إسراء/36
در گناه هر دو با هم برابرند.
اقوالي در مورد غيبت
1. نقل است كه فردي به حسن بصري گفت: شنيدم كه غيبت من مي كني؟ در جواب حسن بصري به او گفت: آنقدر ارزش نداري كه اختيار حسناتم را به تو دهم .
2. غيبت، مهماني فُسّاق است.
3. فردي نزد يكي از علما غيبت شخصي مي كرد، عالم به او گفت: آيا با رومي ها جهاد كرده اي گفت: نه! آيا با تُرك ها جهاد كرده اي؟ گفت: نه! گفت: رومي ها و ترك ها از تو سالم و در امانند ولي برادرمسلمانت از تو در امان نيست.
4. اگر توانايي و قدرت روزه گرفتن نداري، گوشت مردم را نخور.
5. از عمرو بن العاصيب روايت است، از كنار لاشه‌ي قاطر مرده‌اي عبور نمود، به يارانش گفت: اگر شخصي از اين لاشه بخورد تا اينكه شكمش را پر كند، براي او بهتر است از اينكه گوشت برادر مسلمانش را بخورد .
توبه از غيبت:
شايسته است از کليه ي معاصي توبه کنيم ، زيرا چه زود است که مرگ سراغمان بيايد، شايد چند روزي اقوام و نزديکان برايمان گريه کنند ولي چند روز بعد همه ما را فراموش خواهند کرد حتي عزيز ترين افراد نزدمان، خودمان و اعمالمان در زير خاک مي مانيم، پس توبه کنيم .
شروط توبه: 1- دست کشيدن از گناه، 2- پشيمان شدن از آن عمل، 3- اراده کند که هرگز آن گناه را تکرار نکند، 4- حقوق بندگان را ادا کند.
در مورد حق فردي که غيبتش کرده ايم علما دو نظر دارند:
الف) فرد را در جريان گذاشته و از او حلالي بطلبيم.
ب) خوبي و محاسن فرد را در جايي که غيبتش کرده ايم بگوييم و دعاي خير براي او کنيم.
زيرا اگر به فرد بگوييم غيبتش کرده ايم، موجب کينه توزي و عداوت مي شود و دين محبت و مودت را مي خواهد، ليکن اين هم دليل نمي شود که فرد غيبت کرده و سپس دعا کند، دلش هم خوش باشد که گناهش بخشوده شود. به همين خاطر فرد غيبت نکند اما اگر مرتکب آن شد فورا گفتار و عصيانش را اصلاح کند.
اما عراقي، احاديث: "مَن لا حَياء له، فَلا غَيبة لَه" و "لَيسَ لِفاسقٍ غيبة" را در تخريج احياء علوم الدين ضعيف دانسته است.
چگونه غيبت را ترك كنيم؟
1- آيه ي غيبت و احاديث وارده را هميشه به يادآوريم.
2- حيات صحابه و تابعين و سلف صالح در کنترل زبان و ترک غيبت را مطالعه کنيم.
از اسلم روايت است كه روزي عمررضي الله عنه بر ابوبكر صديق رضي الله عنه وارد شد در حالي كه ابوبكر زبانش را مي‌كشيد ! عمررضي الله عنه گفت: دست نگه دار ! خداوند تو را ببخشد. ابوبكررضي الله عنه به او گفت: اين مرا به هلاکت انداخته است. و از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم که فرمود عضوي از بدن نيست، مگر اينکه از تيزي و تندي زبان، بر خودش شکايت مي کند .
عبدالله بن وهب مي گويد تلاش کردم ترک غيبت کنم اما نشد براي هر غيبت يک روز روزه گرفتم ولي سودي نداشت، براي هر غيبت مال و پولي را صدقه دادم، حب مال مجبورم کرد که ترک غيبت کنم.
3- در هنگام غيبت به خود بگو:
آيا مي خواهي گوشت مرده بخوري؟
آيا دوست داري كه ديگران غيبتت كنند؟
آيا مي خواهي عذاب قبر داشته و جزو مفلسين روز قيامت باشي؟
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَرضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِِ صلي الله عليه وسلم قَالَ: " أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ قَالُوا الْمُفْلِسُ فِينَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ فَقَالَ إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَلَاةٍ وَصِيَامٍ وَزَكَاةٍ وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَكَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَكَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَيُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ" .
از ابوهريرهرضي الله عنه روايت است که رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: آيا مي‌دانيد مفلس چه كسي است؟ گفتند: مفلس در ميان ما كسي است كه پول و كالايي نداشته باشد فرمودند: مفلس در ميان امت من كسي است كه در روز قيامت با نماز و روزه و زكات مي‌آيد در حالي كه اين را دشنام داده و اين را به زنا متهم كرده مال اين را خورده، خون اين را ريخته و اين را زده است، به اين از نيكي ها و حسناتش داده مي‌شود و به اين هم از نيكي ها و حسناتش داده مي‌شود. اگر نيكي هايش قبل از تمام شدن آنچه كه بر گردن اوست، تمام شود از گناهان طلبكاران بر دوش او گذاشته مي‌شود و پس از آن در آتش جهنم انداخته مي‌شود .
در جواب اين سؤالات و هزاران سؤال ديگر در مورد زشتي غيبت، حتما جوابت منفي خواهد بود، پس چرا غيبت مي كني؟! كمي بنگر و فكر كن !.
و سخن را با اين گفته ي زيباي عبدالله بن مسعودرضي الله عنه به اتمام مي رسانيم، به اميد توفيق پروردگار و تلاش در راه کنترل زبان و مشغول کردن آن به حرف خير و ذکر پروردگار. "آمين"
عَن عَبْد اللَّهِ بن مسعودرضي الله عنه قال: " وَالَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ مَا عَلَى ظَهْرِ الأَرْضِ شَيْءٌ أَحْوَجُ إِلَى طُولِ سِجْنٍ مِنْ لِسَانٍ " .
از عبدالله بن مسعودرضي الله عنه روايت است که گفت: قسم به كسي كه خدايي جز او نيست هيچ ‌چيزي بر روي زمين به مانند زبان نياز به زنداني طولاني ندارد.
بالای صفحه

شفاي بيمار سرطاني
 
آقاي علي رضا جعفري جريان زير را نقل مي کند:
" اينجانب "عليرضا جعفري" جريان شفا يافتن شخص سرطاني را که در بيمارستان شهيد مصطفي خميني به عنايت حضرت مهدي عليه السلام اتفاق افتاد از نواري که خود بيمار شفا يافته بيان کرده، نوشته ام.
نام من " علي نيکنام" اهل تهران، شوش شرقي، 20 متري منصور، خيابان ارج ...
من مرض چند ساله نداشتم، بلکه يک ماه بود که مرض شروع شده و اطباء تشخيص سرطان دادند و در بيمارستان فوق الذکر بستري بودم. در اثر توسلات متوجه شدم سيد بزرگواري روبروي تخت من است.
او به من فرمود: " چرا خوابيدي؟ "
عرض کردم: " مريضم! "
فرمود: " فردا بيا جمکران. "
صبح روز بعد که پرستار آمد تا درجه بگذارد، نگذاشتم، گفت: " آقا! مسئوليت دارد. "
گفتم: " خودم مسئوليتش را قبول مي کنم. "
ساعتي نگذشت دکتر آمد، خانم و فرزندانم آمدند، دکتر پرسيد: " چطوري؟ "
گفتم: " الحمدالله امام زمان عليه السلام عنايت کردند، حالم خوب شده و مي توانم راه بروم. "
دکتر خنديد و گفت: " امام زمان در چاه است. " البته او قصد تمسخر نداشت.
من با جديت گفتم: " مطلب همان است که گفتم. " و مرتب آقا را صدا مي زدم، يا امام زمان مي گفتم.
رو به خانواده کردم و گفتم: " آقا فرموده اند که من به مسجد جمکران بروم. "
آماده شدم که خودم را شستشو دهم و لباس پاکيزه بپوشم، چون در طول بيست و پنج روز که آنجا بستري بودم، چهل سرم زده بودم و بدن و لباسم آلوده بود. به هر حال از همانجا خوب شدم و قرباني کشتم و به طرف مسجد جمکران آمدم و بحمدالله از آن تاريخ تا الان حالم خوب شده و تنها ناراحتيم اين است که چون مدتي بود که اصلاً غذا نخورده بودم، اشتهاي زياد به غذا ندارم، که اميد است آن هم برطرف شود. "

آمار قربانيان ساختمان مرگ به 14 نفر رسيد
 
خبرنگار اعتدال / افسانه پريشان : تعداد كشته شدگان ساختمان تخريب شده سعادت آباد به 14 نفر رسيد. آوار‌برداري براي بيرون كشيدن اجساد ساير كارگران همچنان ادامه دارد.
بر اساس اظهارات اهالي محل، كار تخريب غير استاندارد ساختمان 7 طبقه از 20 روز گذشته آغاز شده بود و تعدادي از كارگران طي 20 شب مذكور به دليل آن كه شهرستاني بوده و جايي براي خوابيدن نداشتند در همان ساختمان مي‌خوابيدند.
به گفته اهالي محل، ميانگين سني كارگران 17 تا 25 سال بوده است.
اين در حالي است كه مسئولان مرتبط با موضوع همچون شريفي معاون امور مناطق، مازيار حسيني رئيس مركز مديريت بحران شهر تهران، بهاري شهردار منطقه 2 و مسئولان سازمان آتش نشاني در محل حادثه حضور يافته و از محل بازديد كرده‌اند.
بلوار فرهنگ به دليل اين حادثه همچنان مسدود است و امكان تردد خودروها در آن وجود ندارد.عابران پياده نيز به هنگام عبور دقايقي را براي تماشاي وضعيت حادثه توقف مي‌كنند.
اقدامات 80 امدادگر حاضر در محل حادثه همچنان براي بيرون آوردن اجساد ساير كارگران با كمك سگ‌هاي زنده‌ياب ادامه دارد.
در حال حاضر افراد خانواده متوفيان با حضور در محل و مشاهده اجساد قربانيان در حال شناسايي آنان هستند.
ماموران نيروي انتظامي، عوامل اورژانس تهران، پزشكي قانوني و نيروهاي مركز 137 شهرداري تهران نيز در تعامل و همكاري با ديگر عوامل و نيروها همچنان در محل حادثه حضور دارند و فعاليت مي‌كنند اما در اين ميان نقش حضور مردم در همكاري براي ايجاد سهولت در به ثمر رسيدن تلاش عوامل امداد و نجات را نمي‌توان ناديده گرفت.
اهالي محل با مشاهده تلاش‌هاي همه جانبه آتش‌نشانان و ديگر ماموران و عوامل حاضر در صحنه حادثه كه با وجود گرماي هوا و دشواري كار حتي لحظه‌اي دست از تلاش بر نمي‌دارند و هر اقدامي را به منظور ايجاد سهولت در انجام كار و به ثمر رسيدن تلاش‌ها انجام مي‌دهند و همكاري آنان بسيار موثر بوده است.
خطر همچنان در كمين همسايگان ساختمان مرگ
سهل انگاري چندين ساله مسئولان شهرداري در تخريب ساختمان 7 طبقه سعادت موجب كشته شدن 15 كارگر 17 تا 25 ساله تا زمان ارسال اين گزارش شده است اما خطر همچنان در كمين همسايگان ساختمان مرگ قرار دارد.
نان آوران 14 خانوار، روز گذشته در پي سهل انگاري مسئولان مربوطه جان خود را از دست دادند اما اين كابوس همچنان ادامه دارد.
ساختمان‌هاي متعددي ديگر نيز در شهر هستند كه خطر در كمين ساكنان آن همچون ساكنان ساختمان‌هاي مجاور ساختمان مرگ قرار دارد. ريزش بخشي از ديوارهاي ساختمان همجوار ساختمان مرگ دليلي بر اين مدعاست.
همزمان با زير آوار قرار گرفتن تعدادي كارگر در زير نخاله‌هاي ساختمان مرگ، 2 كودك نيز به دليل ريزش بخش‌هايي از ديوار ساختمان همجوار ساختمان مرگ، زير آوار ديوار قرار گرفتند اما توسط اعضاي خانواده‌اشان نجات پيدا كردند.خطر ريزش اين ساختمان به قدري است كه ساكنان 15 واحد اين ساختمان نيز همچون همسايگان سابق خود مجبور به ترك خانه‌هاي خود و استقرار در هتل استقلال شده‌اند.
يكي از ساكنان ساختمان نيمه تخريب شده مهرگان گفت: با وجود آن كه ساكنان ساختمان مهرگان مدت‌ها قبل نسبت به ايمن نبودن اين ساختمان به شهرداري تهران مراجعه و اعلام وضعيت كرده بودند اما هر بار با بي‌توجهي مسئولان شهرداري منطقه نسبت به تعيين تكليف ساختمان مرگ مواجه شده بودند.

سخنان حكيمانه

ارد بزرگ : ريش سفيد داراترين به انديشه است نه به دارايي و اندوخته " .
فردوسي خردمند : " چراغ مايه دفع تاريکي است ، بدي جوهر تاريکي در زندگي آدمي است ، که از آن دوري بايد جست " .
دموستن : " آنکه تخم بدي را مي فشاند ، بدون شک همه محصول آن را درو مي کند " .
فردريش نيچه : " آيا برده هستي؟
پس دوست نتواني بود
آيا خودکامه هستي؟
پس دوستي نتواني داشت
در زن دير زماني است که برده اي و خودکامه اي نهان گشته اند از اين رو زن را توان دوستي نيست او عشق را مي شناسد و بس " .
فردريش نيچه : " آنچه در انسان بزرگ است اين است که او پل است نه غايت " .
زکرياي رازي : " طول کشيدن معالجه را دو سبب خواهد بود : ناداني پزشک ، يا نافرماني بيمار " .
ارد بزرگ : " کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نيروي انسانهاي فرهمند " .
ديوژن : " دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم " .
دوگلاس مك آرتور : " گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند " .
داويد هيوم : " خوشبختي مانند پروانه اي است ، اگر او را دنبال کنيد از شما فرار مي کند ولي اگر آرام بنشينيد روي سر شما خواهد نشست " .
فردريش نيچه : " آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك " .
ژان روستان : " من اگر در بهشت باشم ولي به من بگويند تو حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح بدهي از آن بهشت بيرون مي روم " .
فردوسي خردمند : " اين جهان سراسر افسانه است جز نيکي و بدي چيزي باقي نيست " .
ژرژ هربرت : " يک مادر خوب به صد استاد و آموزگار مي ارزد " .
داويد وايت  " تا بدبختي را نشناسيم هيچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختي را ياد نمي گيريم " .
ژان داويد :" راز بزرگ زندگي در شکيبايي است و نبايد به خاطر يک آينده ي مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد " .
ژوبرت : " براي ياد گرفتن آنچه مي خواستم بدانم احتياج به پيري داشتم ، اکنون براي خوب به پا کردن آنچه که مي دانم ، احتياج به جواني دارم " .
فردريش نيچه : " آن انديشه هايي را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمي بهر تنها زيستن مي بايد يا حيوان باشد يا خدا. ارسطو مي گويد: انگارهء سومي نيز هست بودن يکجاي هر دوي آنان ... آن هم فيلسوف وار ..حقايق همه ساده اند. اين نه مگر دروغي است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ " .
 فردريش نيچه : " آدمي به خاطر نياز به مراقبت و کمک ديگران با آنها ارتباط برقرارمي کند " .
کالوس کاستاندا : " هيچ چيز عوض نمي شود ! شما ديدتان را عوض کنيد رمز کار اين است " .
ارد بزرگ : " تنهايي براي جوان ارزشمند ، و براي پير آزار دهنده است " .
فردوسي خردمند : " کتاب زندگي گذشتگان ، جان تاريک را روشني مي بخشد " .
کاترين پندر : " خدا را شکر کنيد که نعمات و موهبت هايش به علت بينش محدود ما متوقف نمي شود " .
كلود مونه : " براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست " .
ديده رو : " هنرمند، اشيا را با خورشيدي روشن مي کند که از آن طبيعت نيست " .
جبران خليل جبران : " آموختن تنها سرمايه اي است که ستمکاران نمي توانند به يغما ببرند " .
مولير : " پول با شادماني کم داخل کيسه مي شود ولي با غم زياد از ان خارج مي گردد " .
جبران خليل جبران : " آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هويتش همنواست همانند کشتي است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزاير و درياها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، اي بسا که غرق نشود و به قعر دريا فرو نرود " .
بزرگمهر : " دوستان براي نخجير دشمنان چون تير و پيکان اند " .
مارک تواين : " تختخواب خطرناکترين جاي دنياست، چون صدي نود مردم در آن مي‌ميرند " .
مارسل آشار : " زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند ، زيرا آنها سن خود را تقسيم بر دو و قيمت لباسهايشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه مي کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترين دوستان خود مي افزايند " .
مولير : " شوهر داروئي است كه تمام دردهاي دخترانرا علاج مي كند " .
تواين مارک : " زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد, و مرد عاقل مي گذارد كه زنش اورا تربيت كند "
بزرگمهر : توانگر کسي است که به آنچه خداوند توانا نصيبش کرده خرسند باشد . زيرا شوريده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسي نيست " .
مونت کيو : " بايد زياد مطالعه کنيد تا بدانيد که هيچ نمي دانيد " .
ارد بزرگ : " آدمهاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند " .
گاليله :  " هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم که از وي چيزي نتوانسته ام بياموزم " .
بزرگمهر : " پرحرف را که دشمن راستي و خصم روان پاک است هرگز نپذير " .
فردريش نيچه : " براستي ؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود يا وفاداري يا عدالت . اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن است و آسودگي نكبت بار " .