دست کم 20 کشته در بزرگراه تهران - قم
به دنبال واژگوني اتوبوس در بزرگراه تهران - قم ، دست کم 20 نفر جان باخته و 22 مسافر به شدت زخمي شده اند. به گزارش ايسکانيوز: ديروز11/4/87 يک دستگاه اتوبوس مملو از مسافر در کيلومتر 35 بزرگراه تهران - قم (مقابل جايگاه سوختگيري حافظيه) واژگون شد. سپس ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني پايتخت ، گروه هاي نجات را با چندين دستگاه خودرو مجهز و يک فروند بالگرد ، رهسپار نقطه مورد نظر کرد. همچنين 12دستگاه آمبولانس اورژانس (ازجمله يک اتوبوس) و گروه پزشکي بالگردسوار به آنجا رفته است و ممکن است شمار تلفات از 20 نفر هم فراتر رود.سرهنگ "حسني" سخنگوي پليس راه کشور گفت:تا ساعاتي ديگر شمار دقيق قربانيان و جزييات اين رخداد مهيب ، منتشر مي شود.
نکات اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
چهل نكته اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
- قسمت چهارم -
كار مداوم؛ رمز صعود
انسان نگاه مىكند به بالاى كوه؛ آدمهايى رفتهاند آن بالاها كه يا به قله رسيدهاند يا به نزديك آن. وقتى انسان از اين پايين نگاه مىكند، دلش پرواز مىكند كه: آه! بعد هم كه همت مىكند كه راه بيفتد؛ اما دو، سه تا پيچ كه رفت، مىبيند عجب! سخت است! خيلى ها از وسط راه برمى گردند؛ خيلىها خسته مىشوند؛ خيلىها هم آنجا مىمانند. آن آرزو و تصوير ذهنى مطلوب، در آن نقطهى بالاست. براى رسيدن و عينيت بخشيدن به آن، كارِ مداوم لازم است.(11)
در روايت وارد شده است كه اگر پيغمبر مىديد يك آدم جوانى و قادر بر كارى نشسته است، تنبلى مىكند و كار انجام نمىدهد، مىفرمود: "سقط من عينى"؛ از چشمم افتاد. كار، عمل صالح است.(12)
حضور در ميدان عمل
اين امت از همهى عناصر عزت - كه در متن دين شريف اسلام و قرآن كريم وجود دارد - بايد استفاده كند. اول توجه به خدا و تمسك به قانون الهى است؛ توكل به خداست؛ اعتماد به خداست.
خداوند متعال آن كسانى را كه "الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء(2)"؛ سوء ظن به خدا دارند، ملامت مىكند؛ مىفرمايد: "عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم(3)"؛ آن كسانى كه نصرت الهى را در صورت حضور در ميدان عمل انكار مىكنند، خودشان را بايد ملامت كنند. اگر ما در ميدان عمل وارد شويم، خداى متعال به ما كمك خواهد كرد؛ هم قول قطعى قرآن و وعدهى حتمهى است، هم مشاهدات دوران زندگى خودِ ماست.
تاريخ اسلام هم براى مسلمين سرشار از تجربه است، كه هر جا همت گماشتند، وارد شدند و متمسك به قدرت الهى شدند، خداى متعال آنها را كمك كرد. كمك و نصرت الهى حتمى است؛ منتها شرط اين نصرت، حضور در ميدان عمل است: "و لينصرنّ اللَّه من ينصره(4)"؛ آن كسى كه خدا را نصرت كند، خدا او را نصرت خواهد كرد. با نشستن، با تنبلى كردن، با توهمات دلخوش كردن، با مصالح امت اسلامى بازى كردن و هواى نفس را بر مصالح امت اسلامى ترجيح دادن، نصرت الهى خود را نشان نخواهد داد.(13) .
استقامت رمز موفقيت
خداى متعال وعدهى قطعى كرده است كه: "انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة الّا تخافوا و لاتحزنوا"؛ استقامت در راه درست نتيجهاش اين است كه خداى متعال اندوه و ترس را از يك انسان و يك جامعه سلب مىكند و موفقيت را نصيب آنها مى كند.(14)
در سورهى "هود" خداى متعال به پيغمبر مىفرمايد: "فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا". يك روايتى از پيغمبر هست كه فرمود: "شيّبتنى سورة هود"؛ يعنى سورهى "هود" من را پير كرد؛ از بس بار اين سوره سنگين بود. كجاي سورهى هود؟ نقل شده است كه مراد، همين آيهى "فاستقم كما امرت" است. چرا پيغمبر را پير كند؟ چون در اين آيه مىفرمايد: همچنانى كه به تو دستور داديم، در اين راه ايستادگى كن، استقامت كن و صبر نشان بده. خود اين ايستادگى كار دشوارى است. اين "صراط" است؛ پل صراطي كه مظهر آن را در روز قيامت براى ما تصوير كردهاند. باطن عمل و راه ما در اينجا، همان پل صراط است؛ ما الان داريم روى پل صراط حركت مىكنيم؛ بايد دقت كنيم.
اگر انسان بخواهد اين دقت را در همهى رفتار خود به كار بگيرد، او را پير مىكند. ليكن از اين مهمتر به گمن، آن جملهى بعد است: "و من تاب معك". پيغمبر فقط مأمور نيست كه خودش ايستادگى كند؛ بايد خيل عظيم مؤمنان را هم در همين راه به ايستادگى وادار كند. انسانهايى كه از يك طرف در معرض هجوم بلايا و مشكلات زندگى هستند - دشمنان، توطئهگران، بدخواهان و قدرتهاى مسلط و از طرف ديگر، مورد تهاجم هواهاى نفسانى خودشان هستند - خواهشهاى نفسانى و دل بىطاقت انسان كه از زر و زيور دنيا مجذوب مىشود و به سمت آنها كشيده مىشود - از اين صراط مستقيم، به چپ يا راست انحراف پيدا مىكنند.(15)
تربيت نفس
ما بايد به درون خودمان نگاه كنيم: "الانسان على نفسه بصيرة"؛ نقصها، مشكلات و كمبودهايمان را نگاه كنيم و فريب نخوريم. اين فريب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور مىاندازد. اگر انسان خودش را بد برآورد كرد، آن وقت ديگر نجات پيدا نميكند.(16)
تكريم انسان
اميرالمؤمنين (عليهالصّلوةوالسّلام) در خطاب و فرمان خود به مالكاشتر اين جملهى جاودانه و فراموشنشدنى را دارند كه مىفرمايند: كسانى كه تو با اينها در آنجا مواجه مىشوى، يا با تو از لحاظ عقيده يكسانند، يا "و امّا شريك لك فى الخلق"؛ يا در انسان بودن بايك هستند. حتى كسانى كه از لحاظ عقيده با تو همراه نيستند، ولى انسانند، بايد با انسان برخورد تكريمآميز داشت. "لا ينهاكم اللَّه عن الّذين لم يقاتلوكم فى الدّين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم و تقسطوا اليهم انّ اللَّه يحبّ المقسطين" - اين دستور قرآن است -با كفار، با كسانى كه با شما همعقيده نيستند، اما به شما تجاوز نكردند؛ تعرض نكردند؛ تعدى نكردند؛ با شما ظالمانه برخورد نمىكنند، به اينها اعمال قسط كنيد؛ نيكى كنيد. "و ان تبرّوهم"؛ به آنها نيكى كنيد. دستور اسلام اين است.(17)
ادامه دارد...
منابع و ماخذ:
11- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نخبگان استان سمنان (19/08/1385)
12- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با كارگران (06/02/1385)
13- رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم استان سمنان (17/08/1385
14- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم گرمسار (21/08/1385)
15- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار عمومى بسيجي (06/01/1385)
16- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت (06/06/1385)
17- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دستاندركاران ستاد اقامهى نماز (27/06/1385)
آيا شما هم غيبت مي کنيد؟
- قسمت دوم -
نگاه و نگرشي بر احاديث غيبت
1. در آخرين سال حيات پيامبر ِصلي الله عليه وسلم ، در ماه حرامِ ذي الحجه، در سرزمين مني و در روز عيد قربان در جمع عمومي مسلمين، رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم خطبه خوانده و توصيه هايي فرمودند؛ و حرمت آبروي افراد را برابر با خون و مال قرار مي دهد.
عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقَالَ: "يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَيُّ يَوْمٍ هَذَا قَالُوا يَوْمٌ حَرَامٌ قَالَ فَأَيُّ بَلَدٍ هَذَا قَالُوا بَلَدٌ حَرَامٌ قَالَ فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا قَالُوا شَهْرٌ حَرَامٌ قَالَ فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي بَلَدِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا فَأَعَادَهَا مِرَارًا ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ "
از ابن عباس روايت است که رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم در روز قرباني براي مردم سخنراني نموده و فرمود: اي مردم ! امروز چه روزي است؟ گفتند: روز حرام . فرمود: اين شهر چه شهري است؟ گفتند: شهر حرام. فرمود: اين ماه، چه ماهي است؟ گفتند: ماه حرام. فرمود: پس خون ها و مال ها و آبرو و ناموس هاي شما بر شما حرام است مانند حرمت اين روز در اين شهر و اين ماه، و اين جمله را چند بار تکرار کردند. سپس سرش را به طرف آسمان بلند کرده و فرمود: خدايا! آيا تبليغ کردم؟ خدايا! آيا تبليغ کردم؟
در اين حديث رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم حرمت آبروي افراد را برابر با خون و مال قرار مي دهد باز هم مي خواهيم گوشت مسلمين را بخوريم؟! .
2.پيامبرِصلي الله عليه وسلم ايراد سخن فرمودند، آنچنان بلند حرف ميزدند كه صدايشان به داخل منازل ميرسيد، مگر چه مطلبي مي خواهد بگويد؟ چرا پيامبرِصلي الله عليه وسلم اينچنين بلند حرف ميزدند كه دختران در منزل گوش ميدهند، كدام امر مهمي رخ داده است؟!
عَنْ أَبِى بَرْزَةَ الأَسْلَمِىِّ رضي الله عنه قَالَ نَادَى رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم حَتَّى أَسْمَعَ الْعَوَاتِقَ فَقَالَ " يَا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَلَمْ يَدْخُلِ الإِيمَانُ قَلْبَهُ لاَ تَغْتَابُوا الْمُسْلِمِينَ وَلاَ تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِهِمْ فَإِنَّهُ مَنْ يَتَّبِعْ عَوْرَةَ أَخِيهِ يَتَّبِعِ اللَّهُ عَوْرَتَهُ حَتَّى يَفْضَحَهُ فِى بَيْتِهِ ".
از ابي برزه اسلمي رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم بلند سخنراني فرموده تا به گوش دختران در منزل برساند، فرمود: اي گروهي كه به زبان ايمان آورده، و ايمان به قلبشان وارد نشده است ! غيبت مسلمانان را نكنيد و در پي آبرو و ناموس آنها نباشيد؛ پس كسي كه به دنبال آبروي آنها باشد خداوند به دنبال آبروي او ميافتد، و كسي كه خداوند به دنبال آبروي او باشد، او را رسوا ميكند اگر چه در خانهاش باشد.
3.شنيده اي كه خداوند با فرد ربا خوار اعلان جنگ نموده(?فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله ) البقرة/279، بدان رباي آبروي مؤمن بدتر از رباي پول مي باشد، سبحان الله!؟ چرا فكر نمي كني و افسار زبان را گسيخته و رها نموده اي؟
عن البراء بن عازب رضي الله عنه قال : قال رسول الله ِصلي الله عليه وسلم : " الربا اثنان وسبعون بابا، أدناها مثل إتيان الرجل أمه، وأربى الربا استطالة الرجل في عرض أخيه "
از براء بن عازب رضي الله عنه روايت است كه رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: ربا هفتاد و هفت در دارد و كمترين آن اين است كه مرد با مادرش همبستر شود. و بزرگترين ربا تعدي و تجاوز به آبروي برادرش است.
عَنْ سَعِيدِ بْنِ زَيْدٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِىِّ ِصلي الله عليه وسلم قَالَ " إِنَّ مِنْ أَرْبَى الرِّبَا الاِسْتِطَالَةَ فِى عِرْضِ الْمُسْلِمِ بِغَيْرِ حَقٍّ ".
از سعيد بن زيدرضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: بزرگترين ربا بيآبرو كردن مرد مسلمان بدون حق است.
4. اگر روزه باشي و تكه كوچك غذايي كه لاي دندانهايت مانده، از گلويت پايين برود؛ از علما فتوا مي گيري كه حكم روزه ام چيست؟
آيا تا به حال فكر كرده اي لحظه اي كه غيبت مي كني گوشت مرده مسلماني را زير دندانهايت مي جوي؟ و راحت از گلويت پايين مي رود و خيالت هم نيست!
اگر نمي بيني! رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم به عنوان معجزه مي بيند.
اگر چه نمي بيني! ولي مطمئناً آثار و عواقب سوء آن در قلب و جان و روحت احساس خواهي كرد البته اگر قلب زنده اي داشته باشي.(وقال قرينه ربنا ما أطغيته ولکن کان في ضلال بعيد) ق/27
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنه قَالَ : كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ النَّبِيِّ ِصلي الله عليه وسلم فَقَامَ رَجُلٌ ، فَوَقَعَ فِيهِ رَجُلٌ مِنْ بَعْدِهِ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم : تَخَلَّلْ ، فَقَالَ : مِمَّا أَتُخَلِّلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ مَا أَكَلْتُ لَحْمًا ، قَالَ : بَلَى مِنْ لَحْمِ أَخِيكَ أَكَلْتَ.
از عبد الله بن مسعودرضي الله عنه روايت است که ما نزد رسول الله ِصلي الله عليه وسلم بوديم، مردي بلند شد و رفت و مردي پشت سر او صحبت نمود، رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: دندانهايت را خلال كن! مرد گفت: از چه چيزي خلال كنم؟ گوشتي نخوردهام! رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: تو گوشت برادرت را خوردهاي.
5. بدان مرگ و قيامتي هست و حساب و کتاب.
چه زود است كه ملك الموت سراغت بيايد و تو را از دنيا وارد عالم برزخ کند و بعد با برپايي قيامت و روز حساب، خداوند از گفتار و كردارت پرده بردارد.
بدان که غيبت كننده در عالم برزخ وضعيت خوبي ندارد، آنها داراي ناخن هايي از جنس مس و فولاد هستند که از ناخن هاي درندگان قوي تر است. علتش را مي داني؟ تا صورت را خراشيده و درد سختي بكشند.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضي الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم " لَمَّا عُرِجَ بِى مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلاَءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاَءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ وَيَقَعُونَ فِى أَعْرَاضِهِمْ ".
از انس بن مالك رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: هنگامي كه بالا برده شدم، از كنار طايفهاي عبور كردم که ناخنهاي مسي داشتند و سينه و صورتهاي خود را با آن ميخراشيدند به جبرئيل گفتم: آنان چه كساني هستند؟ گفت: كساني هستند كه گوشتهاي مردم را ميخوردند و از آبرو و حيثيت مردم عيبجويي مي كردند.
تذكر: اگر اين سزاي غيبت عموم انسانهاست، پس سزاي غيبت علماي دين چه خواهد بود؟ غيبت عالم نكن كه گوشت علما مسموم است و با اين عمل دين و دنيايت را به خطر خواهي انداخت .
وظيفه ي ما در قبال کساني که از آنها غيبت مي شود، چيست؟
الف- از آبروي آن فرد مسلمان دفاع كنيم .
عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ يَزِيدَل قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم "مَنْ ذَبَّ عَنْ لَحْمِ أَخِيهِ فِي الْغِيبَةِ كَانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعْتِقَهُ مِنْ النَّارِ" .
از اسماء بنت يزيدل روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: كسي كه از ناموس و شرافت برادر ديني خود در غياب او دفاع كند بر خداوند است كه او را از آتش جهنم رها سازد.
ب- به فرد غيبتكننده، تذكر داده و او را توبيخ كنيم.
عَنْ عَائِشَةَ رضي الله عنها قَالَتْ قُلْتُ لِلنَّبِىِّ ِصلي الله عليه وسلم حَسْبُكَ مِنْ صَفِيَّةَ كَذَا وَكَذَا قَالَ غَيْرُ مُسَدَّدٍ تَعْنِى قَصِيرَةً. فَقَالَ " لَقَدْ قُلْتِ كَلِمَةً لَوْ مُزِجَتْ بِمَاءِ الْبَحْرِ لَمَزَجَتْهُ ". قَالَتْ وَحَكَيْتُ لَهُ إِنْسَانًا فَقَالَ " مَا أُحِبُّ أَنِّى حَكَيْتُ إِنْسَانًا وَأَنَّ لِى كَذَا وَكَذَا" .
از عايشهل روايت است كه به رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم گفتم: براي تو از صفيه همين بس كه چنين و چنان است بعضي از راويان گفتهاند: منظورش كوتاهي قد صفيه بوده است. رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: تو كلمهاي را بر زبان آوردي كه اگر با آب دريا مخلوط شود آن را تلخ و بدبو ميكند. عايشهل ميگويد: حركت انساني را براي ايشان حكايت كردم، رسول الله? فرمود: دوست ندارم برايم نقل كني و براي من چنين و چنان باشد.
عَنْ عَائِشَةَ ل أَنَّهُ اعْتَلَّ بَعِيرٌ لِصَفِيَّةَ بِنْتِ حُيَىٍّ وَعِنْدَ زَيْنَبَ فَضْلُ ظَهْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِزَيْنَبَ " أَعْطِيهَا بَعِيرًا ". فَقَالَتْ أَنَا أُعْطِى تِلْكَ الْيَهُودِيَّةَ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم فَهَجَرَهَا ذَا الْحِجَّةَ وَالْمُحَرَّمَ وَبَعْضَ صَفَرٍ .
از عايشهل روايت است كه شتر صفيه بنت حيي، مريض شد و نزد زينب شتر اضافهاي بود رسول الله صلي الله عليه وسلم به زينب فرمود: شتري به او بده. زينب گفت: من به آن يهودي بدهم؟! رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم خشمگين شده و ذي الحجه و محرم و تا قسمتي از ماه صفر از او دوري نمود.
ج- اگر توانايي نهي از منکر غيبت را نداريم مجلس را قبل از اينکه با شنيدن غيبت شريک جرم شويم ترک کنيم.
عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ جَدِّه ِرضي الله عنه ، أَنَّهُمْ ذَكَرُوا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم رَجُلا ، فَقَالُوا : لا يَأْكُلُ حَتَّى يُطْعَمَ ، وَلا يَرْحَلُ حَتَّى يُرْحَلَ لَهُ ، فَقَالَ لَهُمُ النَّبِيُّ ِصلي الله عليه وسلم : اغْتَبْتُمُوهُ ، فَقَالُوا : إِنَّمَا حَدَّثْنَا بِمَا فِيهِ ، قَالَ : حَسْبُكَ إِذَا ذَكَرْتَ أَخَاكَ بِمَا فِيهِ .
عمرو بن شعيب از پدرش از جدشرضي الله عنه روايت ميكند که آنها نزد رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم از مردي ياد كردند كه غذا نميخورد تا زماني كه به او غذا داده شود و سفر نميكند تا زماني كه وسايل سفر برايش آماده شود. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: غيبتش نموديد. گفتند: اي رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم ! ما در مورد چيزي كه در او وجود دارد صحبت كرديم. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: براي تو همين كافي است كه از برادرت با آنچه كه در او وجود دارد ياد كني .
گوشه اي از علل واسباب غيبت :
الف - خشم وعصبانيت : هر گاه انسان بوسيله ي چيزي يا كسي خشمگين شد .
عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذٍ رضي الله عنه عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم قَالَ لى: " مَنْ كَظَمَ غَيْظًا وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَهُ دَعَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلاَئِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ مَا شَاءَ "
از معاذ بن انس رضي الله عنه روايت است كه پيامبر ِصلي الله عليه وسلم فرمودند: كسي كه خشمش را فرو خورد، در حالي كه ميتواند آن را عملي سازد خداوند در روز قيامت در برابر بزرگان مردم او را صدا ميزند و به او اختيار ميدهد تا از حور عين آنچه را ميخواهد انتخاب كند.
ب- موافقت با هم نشينان (همرنگ جماعت شدن )
چطور رضايت خدا را بر رضايت دوستان ترجيح مي دهي؟! .
ج- شوخي براي خنداندن ديگران و گرم كردن مجلس
عَنْ بَهْزِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبِى عَنْ أَبِيهِ رضي الله عنه قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم يَقُولُ " وَيْلٌ لِلَّذِى يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ " .
بهز بن حكيم از پدرش از جدش رضي الله عنه روايت ميكند از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم كه فرمودند: واي بر كسي كه براي خنداندن گروهي سخن دروغي بگويد، واي بر او ، واي بر او .
د- حسادت نسبت به ديگران که عمل خود را نابود مي كند.
حكم گوش دادن به غيبت چيست؟
(ولا تقف ما ليس لک به علم إن السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا) إسراء/36
در گناه هر دو با هم برابرند.
اقوالي در مورد غيبت
1. نقل است كه فردي به حسن بصري گفت: شنيدم كه غيبت من مي كني؟ در جواب حسن بصري به او گفت: آنقدر ارزش نداري كه اختيار حسناتم را به تو دهم .
2. غيبت، مهماني فُسّاق است.
3. فردي نزد يكي از علما غيبت شخصي مي كرد، عالم به او گفت: آيا با رومي ها جهاد كرده اي گفت: نه! آيا با تُرك ها جهاد كرده اي؟ گفت: نه! گفت: رومي ها و ترك ها از تو سالم و در امانند ولي برادرمسلمانت از تو در امان نيست.
4. اگر توانايي و قدرت روزه گرفتن نداري، گوشت مردم را نخور.
5. از عمرو بن العاصيب روايت است، از كنار لاشهي قاطر مردهاي عبور نمود، به يارانش گفت: اگر شخصي از اين لاشه بخورد تا اينكه شكمش را پر كند، براي او بهتر است از اينكه گوشت برادر مسلمانش را بخورد .
توبه از غيبت:
شايسته است از کليه ي معاصي توبه کنيم ، زيرا چه زود است که مرگ سراغمان بيايد، شايد چند روزي اقوام و نزديکان برايمان گريه کنند ولي چند روز بعد همه ما را فراموش خواهند کرد حتي عزيز ترين افراد نزدمان، خودمان و اعمالمان در زير خاک مي مانيم، پس توبه کنيم .
شروط توبه: 1- دست کشيدن از گناه، 2- پشيمان شدن از آن عمل، 3- اراده کند که هرگز آن گناه را تکرار نکند، 4- حقوق بندگان را ادا کند.
در مورد حق فردي که غيبتش کرده ايم علما دو نظر دارند:
الف) فرد را در جريان گذاشته و از او حلالي بطلبيم.
ب) خوبي و محاسن فرد را در جايي که غيبتش کرده ايم بگوييم و دعاي خير براي او کنيم.
زيرا اگر به فرد بگوييم غيبتش کرده ايم، موجب کينه توزي و عداوت مي شود و دين محبت و مودت را مي خواهد، ليکن اين هم دليل نمي شود که فرد غيبت کرده و سپس دعا کند، دلش هم خوش باشد که گناهش بخشوده شود. به همين خاطر فرد غيبت نکند اما اگر مرتکب آن شد فورا گفتار و عصيانش را اصلاح کند.
اما عراقي، احاديث: "مَن لا حَياء له، فَلا غَيبة لَه" و "لَيسَ لِفاسقٍ غيبة" را در تخريج احياء علوم الدين ضعيف دانسته است.
چگونه غيبت را ترك كنيم؟
1- آيه ي غيبت و احاديث وارده را هميشه به يادآوريم.
2- حيات صحابه و تابعين و سلف صالح در کنترل زبان و ترک غيبت را مطالعه کنيم.
از اسلم روايت است كه روزي عمررضي الله عنه بر ابوبكر صديق رضي الله عنه وارد شد در حالي كه ابوبكر زبانش را ميكشيد ! عمررضي الله عنه گفت: دست نگه دار ! خداوند تو را ببخشد. ابوبكررضي الله عنه به او گفت: اين مرا به هلاکت انداخته است. و از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم که فرمود عضوي از بدن نيست، مگر اينکه از تيزي و تندي زبان، بر خودش شکايت مي کند .
عبدالله بن وهب مي گويد تلاش کردم ترک غيبت کنم اما نشد براي هر غيبت يک روز روزه گرفتم ولي سودي نداشت، براي هر غيبت مال و پولي را صدقه دادم، حب مال مجبورم کرد که ترک غيبت کنم.
3- در هنگام غيبت به خود بگو:
آيا مي خواهي گوشت مرده بخوري؟
آيا دوست داري كه ديگران غيبتت كنند؟
آيا مي خواهي عذاب قبر داشته و جزو مفلسين روز قيامت باشي؟
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَرضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِِ صلي الله عليه وسلم قَالَ: " أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ قَالُوا الْمُفْلِسُ فِينَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ فَقَالَ إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَلَاةٍ وَصِيَامٍ وَزَكَاةٍ وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَكَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَكَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَيُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ" .
از ابوهريرهرضي الله عنه روايت است که رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: آيا ميدانيد مفلس چه كسي است؟ گفتند: مفلس در ميان ما كسي است كه پول و كالايي نداشته باشد فرمودند: مفلس در ميان امت من كسي است كه در روز قيامت با نماز و روزه و زكات ميآيد در حالي كه اين را دشنام داده و اين را به زنا متهم كرده مال اين را خورده، خون اين را ريخته و اين را زده است، به اين از نيكي ها و حسناتش داده ميشود و به اين هم از نيكي ها و حسناتش داده ميشود. اگر نيكي هايش قبل از تمام شدن آنچه كه بر گردن اوست، تمام شود از گناهان طلبكاران بر دوش او گذاشته ميشود و پس از آن در آتش جهنم انداخته ميشود .
در جواب اين سؤالات و هزاران سؤال ديگر در مورد زشتي غيبت، حتما جوابت منفي خواهد بود، پس چرا غيبت مي كني؟! كمي بنگر و فكر كن !.
و سخن را با اين گفته ي زيباي عبدالله بن مسعودرضي الله عنه به اتمام مي رسانيم، به اميد توفيق پروردگار و تلاش در راه کنترل زبان و مشغول کردن آن به حرف خير و ذکر پروردگار. "آمين"
عَن عَبْد اللَّهِ بن مسعودرضي الله عنه قال: " وَالَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ مَا عَلَى ظَهْرِ الأَرْضِ شَيْءٌ أَحْوَجُ إِلَى طُولِ سِجْنٍ مِنْ لِسَانٍ " .
از عبدالله بن مسعودرضي الله عنه روايت است که گفت: قسم به كسي كه خدايي جز او نيست هيچ چيزي بر روي زمين به مانند زبان نياز به زنداني طولاني ندارد.