نکات اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
چهل نكته اخلاقي از رهبر فرزانه انقلاب
- قسمت پنجم -
نرگس هوشمند - كارشناس فلسفه
خطاي غرور
در دو جاى از قرآن اين عبارت هست كه: "ثمّ اذا خوّلناه نعمة منّا قال انّما اوتيته على علم" - هم در سورهى زمر هست و هم احتمالاً در سورهى لقمان - خدا نعمتى به انسان مىدهد، اما انسان از دهندهى نعمت غافل مىشود و تصور مىكند كه اين خود اوست كه توانسته ات، اين موقعيت و اين فرصت را به دست آورد. عين همين عبارت دربارهى قارون هست كه وقتى به او اعتراض كردند كه اين نعمتها را از خدا بدان، سهم خودت را هم ببر؛ اما آن را در راه خدا مصرف كن، او در جواب گفت: "انّما اوتيته على علم عندى"؛ خودم به دستش آوردم، هنر خودمبود؛ اين همان خطاى بزرگى است كه ممكن است همهى ما دچارش بشويم؛ غرّه شدن به خود. عين همين قضيه، غرّه شدن به خداست. آيهى شريفه: "فلا تغرّنّكم الحياة الدّنيا و لا يغرّنّكم باللَّه الغرور" دربارهى غرّه شدن به خداست؛ به خدا هم غرّه نشوي.
در دعاى صحيفهى سجاديه مىفرمايد: "فالويل الدائم لمن اغترّ بك"، "ما اطول تردّده فى عقابك"، "ما ابعده عن الفرج". مغرور شدن به خدا يعنى نابحق از خدا توقع كردن؛ بدون اينكه انسان عمل صالحى را به ميدان بياورد، از خدا پاداش بخواهد؛ اين كه انسان بگويد، ما كه بنى خوب خدا هستيم و خدا حتماً به ما كمك خواهد كرد؛ اين كه انسان از حلم الهى سوء استفاده كند و به گناه ادامه بدهد؛ از عذاب خدا خود را ايمن بداند؛ اينها همه غرّه شدن به خداست.
امام سجاد مىفرمايد: خدايا! مصيبت دائمى براى آن كسى است كه به تو غرّه بشود. اين غه شدن به خدا، همان بلايى است كه بر سر بنىاسرائيل آمد. خداى متعال آنها را ملت برگزيده قرار داده بود؛ اما چون به خدا غرّه شدند و وظايف خودشان را انجام ندادند، خداى متعال دربارهى آنها فرمود: "ضربت عليهم الذّلة و المسكنة". آنها همانهايى هستند كه خداى متعالر چند جاى قرآن تصريح كرده كه من اينها را مردمان برگزيده قرار دادم؛ "و انّى فضّلتكم على العالمين"؛ اما همينها با عمل بد خود كارى كردند كه خداى متعال دربارهى آنها فرمود: "ضربت عليهم الذّلة و المسكنة و باؤوا بغضب من اللَّه"، و مورد خشم الهى قرار گرفتند. غره شدن به خدا، اين چيزها را دنبال خودش دارد.
بايستى به خودمان، دلمان و جانمان و به شستشوى روانى خودمان بپردازيم و وظايف سنگين، ما را غافل نكند. البته، راه باز است؛ همين نمازهاى پنجگانه، همين امكان دعا، همين نافله، همين نماز شب؛ همه از راههاى به خود پرداختن است؛ اين راهها را در مقابل ما باز گذاشتهاند. اگر تنبلى نكنيم، مىشود؛ آن وقت انسان اعتلاء و نورانيت پيدا مىكند و كارهايش بركت پيدا مىكند.(18)
تحول ممدوح، تحول مذموم
خداپرستى، عشق به معنويت، عاطفهى انسانى در هر تحولى، و عواطف و محبت در انسانها بايد تقويت بشود و در اين جهت بايد راه برويم. آن تحول اجتماعى يا اقتصادىاى كه انسانها را نسبت به هم بىتفاوت و بىمحبت مىكند، ممدوح نيست؛ مذموم است. اگر شما مىشنويد كه در كشورهاى غربى، فرزند و پدر در يك شهر زندگى مىكنند، اما فرزند از پدرش سال به سال احوالى نمىپرسد، خانوادهها دور هم جمع نمىشوند، كودكان از عطوفتهاى پدرانه و مادرانه برخوردار نمىشوند، زن و شوهرها جز به موجب يك قرارداد موقت - يك قرارداد قانونى بستهاست - كنار هم نمىنشينند؛ زن يك جا كار دارد، مرد يك جا كار دارد، آخرِ كارِ اين، ساعت هشت شب است، آخر كار آن، ساعت ده شب است، بعد يك قرار اين با يك دوستى دارد، او قرار با يك همكارى دارد؛ اگر اينها را شما مىشنويد كه در جايى هست و اگر اينها واقعيت دارد، ايا ديگر نشانههاى پسرفت است.
آن تحولى كه به اين چيزها بينجامد، مورد تأييد ما نيست. ما تحولى مىخواهيم كه بين پدرها، مادرها، خانوادهها، فرزندان، دوستان و همسايگان الفت و محبت بيشتر به وجود آورد؛ تا چهل خانه آن طرفتر را شما همسايهى خود بدانيد؛ اين خوب است. محيط، محيط تراحم و تعاطف باشد؛ همهى افراد جامعه نسبت به همديگر احساس مسئوليت كنند: "كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته"؛ همهى شما راعى هستيد؛ يعنى رعايت كننده. همهى شما مسئول از رعيتتان هستيد؛ يعنى آن كسى كه مورد رعايت شما بايد قرار بگيرد. آن تحولى كه در پيوندها و نظامات اجتماعى به يك چنين حقايقى منتهى بشود، آن پيشرفت است؛ پيشرفت مورد نظر اسلام و جمهورى اسلامى، اين است. پيشرفتى كه بر فردمحورى و اباحهى لذاتى كه انسان به طور مطلق دوست مىدارد، مبتنى باشد، پيشرفت نيست.(19)
منابع و ماخذ:
18- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم هفدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى(ره) (14/03/8513)
19- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان (18/08/1385)
آيا شما هم غيبت مي کنيد؟
- قسمت سوم -
نگاه و نگرشي بر احاديث غيبت
5. بدان مرگ و قيامتي هست و حساب و کتاب.
چه زود است كه ملك الموت سراغت بيايد و تو را از دنيا وارد عالم برزخ کند و بعد با برپايي قيامت و روز حساب، خداوند از گفتار و كردارت پرده بردارد.
بدان که غيبت كننده در عالم برزخ وضعيت خوبي ندارد، آنها داراي ناخن هايي از جنس مس و فولاد هستند که از ناخن هاي درندگان قوي تر است. علتش را مي داني؟ تا صورت را خراشيده و درد سختي بكشند.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضي الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم " لَمَّا عُرِجَ بِى مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلاَءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاَءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ وَيَقَعُونَ فِى أَعْرَاضِهِمْ ".
از انس بن مالك رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: هنگامي كه بالا برده شدم، از كنار طايفهاي عبور كردم که ناخنهاي مسي داشتند و سينه و صورتهاي خود را با آن ميخراشيدند به جبرئيل گفتم: آنان چه كساني هستند؟ گفت: كساني هستند كه گوشتهاي مردم را ميخوردند و از آبرو و حيثيت مردم عيبجويي مي كردند.
تذكر: اگر اين سزاي غيبت عموم انسانهاست، پس سزاي غيبت علماي دين چه خواهد بود؟ غيبت عالم نكن كه گوشت علما مسموم است و با اين عمل دين و دنيايت را به خطر خواهي انداخت .
وظيفه ي ما در قبال کساني که از آنها غيبت مي شود، چيست؟
الف- از آبروي آن فرد مسلمان دفاع كنيم .
عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ يَزِيدَل قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم "مَنْ ذَبَّ عَنْ لَحْمِ أَخِيهِ فِي الْغِيبَةِ كَانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعْتِقَهُ مِنْ النَّارِ" .
از اسماء بنت يزيدل روايت است كه رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: كسي كه از ناموس و شرافت برادر ديني خود در غياب او دفاع كند بر خداوند است كه او را از آتش جهنم رها سازد.
ب- به فرد غيبتكننده، تذكر داده و او را توبيخ كنيم.
عَنْ عَائِشَةَ رضي الله عنها قَالَتْ قُلْتُ لِلنَّبِىِّ ِصلي الله عليه وسلم حَسْبُكَ مِنْ صَفِيَّةَ كَذَا وَكَذَا قَالَ غَيْرُ مُسَدَّدٍ تَعْنِى قَصِيرَةً. فَقَالَ " لَقَدْ قُلْتِ كَلِمَةً لَوْ مُزِجَتْ بِمَاءِ الْبَحْرِ لَمَزَجَتْهُ ". قَالَتْ وَحَكَيْتُ لَهُ إِنْسَانًا فَقَالَ " مَا أُحِبُّ أَنِّى حَكَيْتُ إِنْسَانًا وَأَنَّ لِى كَذَا وَكَذَا" .
از عايشهل روايت است كه به رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم گفتم: براي تو از صفيه همين بس كه چنين و چنان است بعضي از راويان گفتهاند: منظورش كوتاهي قد صفيه بوده است. رسول الله ِصلي الله عليه وسلم فرمود: تو كلمهاي را بر زبان آوردي كه اگر با آب دريا مخلوط شود آن را تلخ و بدبو ميكند. عايشهل ميگويد: حركت انساني را براي ايشان حكايت كردم، رسول الله? فرمود: دوست ندارم برايم نقل كني و براي من چنين و چنان باشد.
عَنْ عَائِشَةَ ل أَنَّهُ اعْتَلَّ بَعِيرٌ لِصَفِيَّةَ بِنْتِ حُيَىٍّ وَعِنْدَ زَيْنَبَ فَضْلُ ظَهْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِزَيْنَبَ " أَعْطِيهَا بَعِيرًا ". فَقَالَتْ أَنَا أُعْطِى تِلْكَ الْيَهُودِيَّةَ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم فَهَجَرَهَا ذَا الْحِجَّةَ وَالْمُحَرَّمَ وَبَعْضَ صَفَرٍ .
از عايشهل روايت است كه شتر صفيه بنت حيي، مريض شد و نزد زينب شتر اضافهاي بود رسول الله صلي الله عليه وسلم به زينب فرمود: شتري به او بده. زينب گفت: من به آن يهودي بدهم؟! رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم خشمگين شده و ذي الحجه و محرم و تا قسمتي از ماه صفر از او دوري نمود.
ج- اگر توانايي نهي از منکر غيبت را نداريم مجلس را قبل از اينکه با شنيدن غيبت شريک جرم شويم ترک کنيم.
عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ جَدِّه ِرضي الله عنه ، أَنَّهُمْ ذَكَرُوا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم رَجُلا ، فَقَالُوا : لا يَأْكُلُ حَتَّى يُطْعَمَ ، وَلا يَرْحَلُ حَتَّى يُرْحَلَ لَهُ ، فَقَالَ لَهُمُ النَّبِيُّ ِصلي الله عليه وسلم : اغْتَبْتُمُوهُ ، فَقَالُوا : إِنَّمَا حَدَّثْنَا بِمَا فِيهِ ، قَالَ : حَسْبُكَ إِذَا ذَكَرْتَ أَخَاكَ بِمَا فِيهِ .
عمرو بن شعيب از پدرش از جدشرضي الله عنه روايت ميكند که آنها نزد رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم از مردي ياد كردند كه غذا نميخورد تا زماني كه به او غذا داده شود و سفر نميكند تا زماني كه وسايل سفر برايش آماده شود. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: غيبتش نموديد. گفتند: اي رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم ! ما در مورد چيزي كه در او وجود دارد صحبت كرديم. رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: براي تو همين كافي است كه از برادرت با آنچه كه در او وجود دارد ياد كني .
گوشه اي از علل واسباب غيبت :
الف - خشم وعصبانيت : هر گاه انسان بوسيله ي چيزي يا كسي خشمگين شد .
عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذٍ رضي الله عنه عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم قَالَ لى: " مَنْ كَظَمَ غَيْظًا وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَهُ دَعَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلاَئِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ مَا شَاءَ "
از معاذ بن انس رضي الله عنه روايت است كه پيامبر ِصلي الله عليه وسلم فرمودند: كسي كه خشمش را فرو خورد، در حالي كه ميتواند آن را عملي سازد خداوند در روز قيامت در برابر بزرگان مردم او را صدا ميزند و به او اختيار ميدهد تا از حور عين آنچه را ميخواهد انتخاب كند.
ب- موافقت با هم نشينان (همرنگ جماعت شدن )
چطور رضايت خدا را بر رضايت دوستان ترجيح مي دهي؟! .
ج- شوخي براي خنداندن ديگران و گرم كردن مجلس
عَنْ بَهْزِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبِى عَنْ أَبِيهِ رضي الله عنه قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ِصلي الله عليه وسلم يَقُولُ " وَيْلٌ لِلَّذِى يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ " .
بهز بن حكيم از پدرش از جدش رضي الله عنه روايت ميكند از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم كه فرمودند: واي بر كسي كه براي خنداندن گروهي سخن دروغي بگويد، واي بر او ، واي بر او .
د- حسادت نسبت به ديگران که عمل خود را نابود مي كند.
حكم گوش دادن به غيبت چيست؟
(ولا تقف ما ليس لک به علم إن السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا) إسراء/36
در گناه هر دو با هم برابرند.
اقوالي در مورد غيبت
1. نقل است كه فردي به حسن بصري گفت: شنيدم كه غيبت من مي كني؟ در جواب حسن بصري به او گفت: آنقدر ارزش نداري كه اختيار حسناتم را به تو دهم .
2. غيبت، مهماني فُسّاق است.
3. فردي نزد يكي از علما غيبت شخصي مي كرد، عالم به او گفت: آيا با رومي ها جهاد كرده اي گفت: نه! آيا با تُرك ها جهاد كرده اي؟ گفت: نه! گفت: رومي ها و ترك ها از تو سالم و در امانند ولي برادرمسلمانت از تو در امان نيست.
4. اگر توانايي و قدرت روزه گرفتن نداري، گوشت مردم را نخور.
5. از عمرو بن العاصيب روايت است، از كنار لاشهي قاطر مردهاي عبور نمود، به يارانش گفت: اگر شخصي از اين لاشه بخورد تا اينكه شكمش را پر كند، براي او بهتر است از اينكه گوشت برادر مسلمانش را بخورد .
توبه از غيبت:
شايسته است از کليه ي معاصي توبه کنيم ، زيرا چه زود است که مرگ سراغمان بيايد، شايد چند روزي اقوام و نزديکان برايمان گريه کنند ولي چند روز بعد همه ما را فراموش خواهند کرد حتي عزيز ترين افراد نزدمان، خودمان و اعمالمان در زير خاک مي مانيم، پس توبه کنيم .
شروط توبه: 1- دست کشيدن از گناه، 2- پشيمان شدن از آن عمل، 3- اراده کند که هرگز آن گناه را تکرار نکند، 4- حقوق بندگان را ادا کند.
در مورد حق فردي که غيبتش کرده ايم علما دو نظر دارند:
الف) فرد را در جريان گذاشته و از او حلالي بطلبيم.
ب) خوبي و محاسن فرد را در جايي که غيبتش کرده ايم بگوييم و دعاي خير براي او کنيم.
زيرا اگر به فرد بگوييم غيبتش کرده ايم، موجب کينه توزي و عداوت مي شود و دين محبت و مودت را مي خواهد، ليکن اين هم دليل نمي شود که فرد غيبت کرده و سپس دعا کند، دلش هم خوش باشد که گناهش بخشوده شود. به همين خاطر فرد غيبت نکند اما اگر مرتکب آن شد فورا گفتار و عصيانش را اصلاح کند.
اما عراقي، احاديث: "مَن لا حَياء له، فَلا غَيبة لَه" و "لَيسَ لِفاسقٍ غيبة" را در تخريج احياء علوم الدين ضعيف دانسته است.
چگونه غيبت را ترك كنيم؟
1- آيه ي غيبت و احاديث وارده را هميشه به يادآوريم.
2- حيات صحابه و تابعين و سلف صالح در کنترل زبان و ترک غيبت را مطالعه کنيم.
از اسلم روايت است كه روزي عمررضي الله عنه بر ابوبكر صديق رضي الله عنه وارد شد در حالي كه ابوبكر زبانش را ميكشيد ! عمررضي الله عنه گفت: دست نگه دار ! خداوند تو را ببخشد. ابوبكررضي الله عنه به او گفت: اين مرا به هلاکت انداخته است. و از رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم شنيدم که فرمود عضوي از بدن نيست، مگر اينکه از تيزي و تندي زبان، بر خودش شکايت مي کند .
عبدالله بن وهب مي گويد تلاش کردم ترک غيبت کنم اما نشد براي هر غيبت يک روز روزه گرفتم ولي سودي نداشت، براي هر غيبت مال و پولي را صدقه دادم، حب مال مجبورم کرد که ترک غيبت کنم.
3- در هنگام غيبت به خود بگو:
آيا مي خواهي گوشت مرده بخوري؟
آيا دوست داري كه ديگران غيبتت كنند؟
آيا مي خواهي عذاب قبر داشته و جزو مفلسين روز قيامت باشي؟
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَرضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِِ صلي الله عليه وسلم قَالَ: " أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ قَالُوا الْمُفْلِسُ فِينَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ فَقَالَ إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَلَاةٍ وَصِيَامٍ وَزَكَاةٍ وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَكَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَكَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَيُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ" .
از ابوهريرهرضي الله عنه روايت است که رسول اللهِ صلي الله عليه وسلم فرمود: آيا ميدانيد مفلس چه كسي است؟ گفتند: مفلس در ميان ما كسي است كه پول و كالايي نداشته باشد فرمودند: مفلس در ميان امت من كسي است كه در روز قيامت با نماز و روزه و زكات ميآيد در حالي كه اين را دشنام داده و اين را به زنا متهم كرده مال اين را خورده، خون اين را ريخته و اين را زده است، به اين از نيكي ها و حسناتش داده ميشود و به اين هم از نيكي ها و حسناتش داده ميشود. اگر نيكي هايش قبل از تمام شدن آنچه كه بر گردن اوست، تمام شود از گناهان طلبكاران بر دوش او گذاشته ميشود و پس از آن در آتش جهنم انداخته ميشود .
در جواب اين سؤالات و هزاران سؤال ديگر در مورد زشتي غيبت، حتما جوابت منفي خواهد بود، پس چرا غيبت مي كني؟! كمي بنگر و فكر كن !.
و سخن را با اين گفته ي زيباي عبدالله بن مسعودرضي الله عنه به اتمام مي رسانيم، به اميد توفيق پروردگار و تلاش در راه کنترل زبان و مشغول کردن آن به حرف خير و ذکر پروردگار. "آمين"
عَن عَبْد اللَّهِ بن مسعودرضي الله عنه قال: " وَالَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ مَا عَلَى ظَهْرِ الأَرْضِ شَيْءٌ أَحْوَجُ إِلَى طُولِ سِجْنٍ مِنْ لِسَانٍ " .
از عبدالله بن مسعودرضي الله عنه روايت است که گفت: قسم به كسي كه خدايي جز او نيست هيچ چيزي بر روي زمين به مانند زبان نياز به زنداني طولاني ندارد.
علت تصادف اتوبوس مسافربري در محور قم به تهران اعلام شد
رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور از اعلام نهايي علت حادثه تصادف اتوبوس مسافربري كه روز گذشته در محور قم به تهران به وقوع پيوست و طي آن 29 نفز از هموطنان جان خود را از دست دادند، خبر داد.
سرهنگ عليشاهي در گفت و گو با فارس افزود: مطابق بررسيهاي انجام شده از سوي كارشناسان عالي تصادف پليس راه كه از تهران به محل حادثه اعزام شده بودند، علت تصادف عدم توجه به جلو و خستگي و خواب آلودگي ذكر شده است.
وي گفت: مطابق بررسي هاي انجام شده بر روي GPS خودرو نشان داده كه راننده كل مسير يزد تا قم را با سرعت مجاز حركت مي كرده و علاوه بر اين نيز در 8 ساعت مجاز رانندگي كرده است.
پروانه فعاليت شركت مسافربري ميهن نورد يزد يكسال لغو شد
در پي تصادف روز گذشته اتوبوس مسافربري در محور قم به تهران، كه طي آن 29 نفر جان باختند، فرمانده پليسراه كشور از لغو يكساله پروانه فعاليت شركت مسافربري مربوط خبر داد.
به نقل از پليس راه كشور، سرهنگ عليرضا اسماعيلي گفت: در پي تصادف واژگوني يك دستگاه اتوبوس تحت پوشش شركت مسافربري ميهن نور يزد در مورخه 11/4/1387 در آزاد راه قم به تهران كه منجر به كشته شدن 29 نفر و مجروح شدن 10 نفر از هموطنان گرديد در روز چهارشنبه مورخ 12/4/87 كميسيون فوقالعاده ماده 12 آييننامه حمل بار و مسافر و مدت لغو پروانه و تعطيلي موسسات حمل و نقل جادهاي تشكيل گرديد كه اعضاي كميسيون با بررسي اوراق و محتويات پرونده و به استناد مواد 5، 9 و 13 آييننامه حمل بار و مسافر مصوب 1378 مقرر نمودند:
پروانه فعاليت شركت مسافربري ميهن نور يزد به علت عدم رعايت نظامات دولتي و عدم استفاده از مدير فني به مدت يكسال لغو شده و در مدت ياد شده از ادامه فعاليت آن جلوگيري به عمل ميآيد.
فرمانده پليس راه كشور به كليه مديران شركتهاي حمل و نقل بار و مسافر تاكيد كرد: با توجه به فصل سفر و اوج مسافرتهاي بين شهري لازم است با آموزش كامل به رانندگان حرفهاي و رعايت نظامات دولتي و همچنين استفاده مديران فني در شركتها از بروز حوادث ناگوار جلوگيري نمايند.
وي ادامه داد: در صورت عدم رعايت قوانين از سوي شركتهاي متخلف، به منظور حفظ جان مسافران، به شدت با آنان برخورد قانوني خواهد شد.
3 روز عزاي عمومي در يزد
استانداري يزد به دنبال کشته يا زخمي شدن 48 مسافر اتوبوس اين استان سه شبانه روز عزاي عمومي اعلام کرد.
به گزارش ايسکانيوز: يک دستگاه اتوبوس تعاوني شماره 4 "ميهن نور يزد" که ساعت سه بامداد سه شنبه از اين شهر حرکت کرده بود تا به سوريه برود در کيلومتر 35 بزرگراه تهران - قم (مقابل جايگاه سوختگيري حافظيه) بر اثر خواب راننده منحرف شد.
خودرو جمعي از روي پل 20 متري به پايين افتاد و متاسفانه 25 نفر از سرنشينان جان باختند و 23مسافر به شدت زخمي شدند. به دنبال اين رخداد جانگداز ، ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني تهران ، گروه هاي نجات را با چندين دستگاه خودرو مجهز و يک فروند بالگرد ، رهسپار قربانگاه کرد.
12دستگاه آمبولانس اورژانس (ازجمله يک اتوبوس) و گروه پزشکي بالگردسوار نيز بلافاصله به آنجا رفت و به ياري آسيب ديدگان پرداخت.همچنين زخميان در بيمارستان شهداي هفتم تير شهر ري بستري شده اند و با توجه به وخامت حال برخي آنان ، بيم افزايش تلفات وجود دارد.
در همين رابطه "محمد رضا فلاح زاده" استانداريزد اعلام کرد: ازچهارشنبه تا جمعه (سه روز) عزاي عمومي اعلام ميشود.
در همين حال پيام تسليتي از سوي نماينده ولي فقيه و امام جمعه يزد صادر شد.گروه ويژه اي از سوياستانداري يزد براي بررسي پرونده و تحويل گرفتن پيکرهاي قربانيان ، رهسپار تهران شدند.
سخنان حکیمانه
ارد بزرگ : ريش سفيد داراترين به انديشه است نه به دارايي و اندوخته " .
فردوسي خردمند : " چراغ مايه دفع تاريکي است ، بدي جوهر تاريکي در زندگي آدمي است ، که از آن دوري بايد جست " .
دموستن : " آنکه تخم بدي را مي فشاند ، بدون شک همه محصول آن را درو مي کند " .
فردريش نيچه : " آيا برده هستي؟
پس دوست نتواني بود
آيا خودکامه هستي؟
پس دوستي نتواني داشت
در زن دير زماني است که برده اي و خودکامه اي نهان گشته اند از اين رو زن را توان دوستي نيست او عشق را مي شناسد و بس " .
فردريش نيچه : " آنچه در انسان بزرگ است اين است که او پل است نه غايت " .
زکرياي رازي : " طول کشيدن معالجه را دو سبب خواهد بود : ناداني پزشک ، يا نافرماني بيمار " .
ارد بزرگ : " کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نيروي انسانهاي فرهمند " .
ديوژن : " دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم " .
دوگلاس مك آرتور : " گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند " .
داويد هيوم : " خوشبختي مانند پروانه اي است ، اگر او را دنبال کنيد از شما فرار مي کند ولي اگر آرام بنشينيد روي سر شما خواهد نشست " .
فردريش نيچه : " آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك " .
ژان روستان : " من اگر در بهشت باشم ولي به من بگويند تو حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح بدهي از آن بهشت بيرون مي روم " .
فردوسي خردمند : " اين جهان سراسر افسانه است جز نيکي و بدي چيزي باقي نيست " .
ژرژ هربرت : " يک مادر خوب به صد استاد و آموزگار مي ارزد " .
داويد وايت " تا بدبختي را نشناسيم هيچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختي را ياد نمي گيريم " .
ژان داويد :" راز بزرگ زندگي در شکيبايي است و نبايد به خاطر يک آينده ي مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد " .
ژوبرت : " براي ياد گرفتن آنچه مي خواستم بدانم احتياج به پيري داشتم ، اکنون براي خوب به پا کردن آنچه که مي دانم ، احتياج به جواني دارم " .
فردريش نيچه : " آن انديشه هايي را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمي بهر تنها زيستن مي بايد يا حيوان باشد يا خدا. ارسطو مي گويد: انگارهء سومي نيز هست بودن يکجاي هر دوي آنان ... آن هم فيلسوف وار ..حقايق همه ساده اند. اين نه مگر دروغي است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ " .
فردريش نيچه : " آدمي به خاطر نياز به مراقبت و کمک ديگران با آنها ارتباط برقرارمي کند " .
کالوس کاستاندا : " هيچ چيز عوض نمي شود ! شما ديدتان را عوض کنيد رمز کار اين است " .
ارد بزرگ : " تنهايي براي جوان ارزشمند ، و براي پير آزار دهنده است " .
فردوسي خردمند : " کتاب زندگي گذشتگان ، جان تاريک را روشني مي بخشد " .
کاترين پندر : " خدا را شکر کنيد که نعمات و موهبت هايش به علت بينش محدود ما متوقف نمي شود " .
كلود مونه : " براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست " .
ديده رو : " هنرمند، اشيا را با خورشيدي روشن مي کند که از آن طبيعت نيست " .
جبران خليل جبران : " آموختن تنها سرمايه اي است که ستمکاران نمي توانند به يغما ببرند " .
مولير : " پول با شادماني کم داخل کيسه مي شود ولي با غم زياد از ان خارج مي گردد " .
جبران خليل جبران : " آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هويتش همنواست همانند کشتي است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزاير و درياها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، اي بسا که غرق نشود و به قعر دريا فرو نرود " .
بزرگمهر : " دوستان براي نخجير دشمنان چون تير و پيکان اند " .
مارک تواين : " تختخواب خطرناکترين جاي دنياست، چون صدي نود مردم در آن ميميرند " .
مارسل آشار : " زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند ، زيرا آنها سن خود را تقسيم بر دو و قيمت لباسهايشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه مي کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترين دوستان خود مي افزايند " .
مولير : " شوهر داروئي است كه تمام دردهاي دخترانرا علاج مي كند " .
تواين مارک: " زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد, و مرد عاقل مي گذارد كه زنش اورا تربيت كند " .
ارد بزرگ : " فرمانرواياني که يک شبه داراي توان مي شوند ، با تلنگري فرو مي ريزند " .
بودا : " زندگي انسان مانند شبنمي است که از برگ گلي مي لغزد و فرو مي چکد " .
سيسرو : " انسانها در هيچ يک از ويژگي هايشان به اندازه نيکي کردن به همنوعان خود خداي گونه نيستند "
سوامي راما تيرتا : " با اين نگرش پيش برويد که همه چيز خداي گونه است و همه کس خداي گونه رفتار ميکند، اگر شما همچون خدا با آنان رفتار کنيد " .
ويليام بليک : " ديدي جهان در مشتي شن ، و سپهر در گلي خودرو ، بي نهايت در کف دستهايت گير و جاودانگي را در ساعتي به دست آر " .
گاليله : " قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد " .