من نوکري از نوکران حضرت ابوالفضلم
*********** شير دادن با وضو
مرحوم حجة الاسلام دکتر هادي اميني فرزند علامه اميني مي گويد:
مادر بزرگم ( مادر علامه اميني) يک روز آمده بودند منزل ما در نجف.
من مطالبي درباره زندگي علامه از ايشان پرسيدم. مادربزرگم به يکي از نکات عجيبي که اشاره کردند اين بود که مي گفت:
من بعد از اينکه ايشان متولد شد تا دو سال تمام هيچ وقت بدون وضو به ايشان شير نمي دادم و هر وقت موقع شير دادن ايشان مي شد مثل اينکه به من القاء مي شد و من مي رفتم وضو مي گرفتم و بعد به ايشان شير مي دادم ، به ياد ندارم بدون وضو به ايشان شير داده باشم و برکات زيادي در اين وضو گرفتن و شير دادن نصيبم شد.
************* سيراب شدن علامه اميني
از قول فرزند علامه اميني قدس سره نقل مي کند:
وقتي پدرم را دفن کرديم ، يکي از بزرگان آمد و به من تسليت گفت و فرمود:
من در اين فکر بودم ببينم مولا اميرالمؤمنين عليه السلام چه مرحمتي در مقابل زحمات و خدمات مرحوم اميني مي نمايند.
در عالم خواب ديدم:
حوضي است و آقا اميرالمؤمنين عليه السلام بر لب آن ايستاده اند. افراد مي آيند و مولا از آن حوض ، به آنها آب مي دهند. گفتند: اين حوض کوثر است.
در اين حال آقاي اميني به نزديک حوض رسيد حضرت ظرف را گذاشتند، آستينها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانيدند و خطاب به او فرمودند:
بيض الله وجهک کما بيضت وجهي ( پروردگار رو سفيد کند تو را کما اينکه مرا رو سفيد کرد)
علامه نسبت به حضرات معصومين عليه السلام بسيار ادب داشت. وقتي وارد حرم مطهر حضرت امير عليه السلام مي شد از پايين به بالاي سر نمي رفت. روبروي حضرت مي ايستاد و گريه شديدي مي نمود.
خود ايشان به من فرمودند:
" از آن وقتي که در نجف هستم از سمت بالاي سر حرم نرفته ام."
از پايين وارده شده و از همان سمت خارج مي شدند.
************* سفارشات علامه اميني
مرحوم حجة الاسلام دکتر اميني چنين مي نويسد:
پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم علامه اميني نجفي يعني سال 1394 هجري قمري ، شب جمعه اي قبل از اذان فجر ايشان را در خواب ديدم. او را شاداب و خرسند يافتم.
جلو رفته و پس از سلام و دست بوسي عرض کردم:
پدر جان! در آنجا چه عملي باعث سعادت و نجات شما گرديد؟
گفتند: چه مي گويي؟
مجددا" عرض کردم:
آقا جان! در آنجا که اقامت داريد، کدام عمل موجب نجات شما شد؟
کتاب الغدير ... يا ساير تأليفات .... يا تأسيس و بنياد کتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام؟
پاسخ دادند: نمي دانم چه مي گويي. قدري واضح تر و روشن تر بگو!
گفتم: آقا جان! شما اکنون از ميان ما رخت بر بستهايد و به جهان ديگر منتقل شده ايد. در آنجا که هستيد کدامين عمل باعث نجات شما گرديد از ميان صدها خدمت و کارهاي بزرگ علمي و ديني و مذهبي؟
مرحوم علامه اميني درنگ و تأملي نمودند. سپس فرمودند: فقط زيارت ابي عبدالله الحسين عليه السلام.
عرض کردم: شما مي دانيد اکنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه کربلا بسته ، چه کنم؟
فرمود: در مجالس و محافلي که جهت عزاداري امام حسين عليه السلام برپا مي شود شرکت کن. ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را به تو مي دهند.
سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را يادآور شدم و اکنون به تو توصيه مي کنم که زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترک و فراموش نکن.
مرتبا" زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان. اين زيارت داراي آثار و برکات و فوائد بسياري است که موجب نجات و سعادتمندي در دنيا و آخرت تو مي باشد ... و اميد دعا دارم.
آري! علامه اميني با کثرت مشاغل و تأليف و مطالعه و تنظيم و رسيدگي به ساختمان کتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام در نجف اشرف مواظبت کامل به خواندن زيارت عاشورا داشتند و سفارش به زيارت عاشورا مينمودند و به اين جهت (خودم) حدود سي سال است مداوم به زيارت عاشورا مي باشم.
*************** پشتکار براي تحصيل معارف
از قول فرزند علامه اميني نقل شده است :
بعضي ها خيال مي کنند کتاب الغدير به راحتي تأليف شد است.
مرحوم علامه اميني سختي ها متحمل شد که توصيف آن از عهده زبان خارج است.
مقابل خانه ما کتابخانه مرحوم کاشف الغطاء قرار داشت ايشان يک مدرسه اي هم داشتند که در جنب اين کتابخانه بود و داراي ده، دروازه حجره بود. کتابهاي اين کتابخانه از پدرشان شيخ علي کاشف الغطا به ايشان رسيده بود و هيچگونه امکانات رفاهي نداشت.
مرحوم اميني از اين کتابخانه به لحاظ نزديکي، خيلي استفاده مي کردند. ايشان از صبح مي رفتند براي مطالعه و آن چنان غرق در مطالعه مي شدند که حتي گذشت زمان را هم فراموش مي کردند.
يک بار مدير کتابخانه هنگام عصر از کتابخانه بيرون مي آيد و در کتابخانه را قفل مي زند. غافل از اينکه علامه اميني داخل کتابخانه است.
آن روز سپري مي شود. روز بعد او وقتي به کتابخانه مي آيد مي بيند علامه در حال مطالعه هست.
به ايشان مي گويد: شما کِي آمده ايد؟
علامه پاسخ مي دهد: از ديروز که من را در اين کتابخانه زنداني کردي تا الآن در اينجا به سر مي برم!
*************** ارادت به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام
مرحوم علامه تهراني در کتاب معاد شناسي خود مي نويسد:
از شخص موثقي شنيدم که مي گفت:
روزي يکي از معممين براي عيادت مرحوم علامه اميني در منزل موقت ايشان که در منطقه پيچ شميران تهران بود رفته بود.
علامه اميني (ره) سخت مريض و به پشت خوابيده بودند.
آن شخص ضمن احوالپرسي و صحبت از آقا سؤال کرده بود:
اگر انسان به حضرت عباس عليه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ايمان او صدمه مي خورد؟
علامه متغير شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند:
به حضرت ابوالفضل عليه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکري از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از اين جهت که نوکرم ، والله به رو در آتش خواهد افتاد!
مأخذ : سايت صالحين:
main.htm#up)
http://www.salehin.com/fa/salehin/hekayat/akhlaghi_1 )
به نقل از کتابهاي مردان علم درميدان عمل و داستانهايي از علما
مختصري از زندگينامه علامه اميني صاحب "الغدير"
شيخ عبد الحسين اميني معروف به علامه اميني صاحب اثر پر ارج "الغدير" در سال 1320 ه. ق، مطابق به 1281 ه. ش در روستاي "سردها" از توابع شهرستان سراب به دنيا آمد.
در آغاز كودكي در كنار پدر (كه از علماي پرهيزگار آن سامان بود) پرورش يافت. وي از نوجواني مقدمات علوم را در مدارس تبريز آموخت، آنگاه در محضر عالماني چون سيدمحمد مولانا، سيد مرتضي خسروشاهي و شيخ حسين، به فراگيري مراحل ديگري از علوم اسلامي پرداخت. سپس راهي نجف اشرف گرديد و در آنجا از محضر سيدمحمد فيروزآبادي، سيد ابوتراب خوانساري و ديگران استفاده برد.
علامه اميني از مراجع بزرگي چون سيدابوالحسن اصفهاني، ميرزا حسين نائيني، و شيخ عبدالكريم حايري و شيخ محمدحسين كمپاني اصفهاني به خطوط خود آن بزرگان اجازة اجتهاد دريافت داشت. وي مدتي بعد رهسپار تبريز شد و به مشاغل صنفي روي آورد. ولي مجدداً راهي نجف شد و به كار تأليف و تحقيق پرداخت.
علامه اميني در علوم اسلامي مانند تفسير، حديث، درايه و علم رجال، استاد بود و در علم فقه و تاريخ گوي سبقت را از همة محققان ربوده بود. هنگامي كه نخستين تأليف وي تحت عنوان "شهداي راه فضيلت "در سي و پنجمين سال عمرش منتشر شد، مراجع و علماي بزرگ زمان از جمله سيد ابوالحسن اصفهاني، حاج آقا حسين طباطبايي قمي، شيخ آقا بزرگ تهراني، شيخمحمدحسن كمپاني، و شيخ محمدخليل عاملي زبان به تحسين او گشودند و بر مقام علمي وي صحه گذاردند. اين زماني بود كه هنوز سخني از الغدير در ميان نبود و پس از اين مراحل بود كه علامه اميني عمر پربركت خويش را در راه تحقيق و تتبع گذرانده و كتاب نفيس خويش "الغدير" را به جهان اسلام تقديم داشت. با نگارش اين كتاب كه در حقيقت خود كتابخانهاي است، ناقدان، محققان، نويسندگان، روحانيون، شعرا، و ... با هماوايي به ستايش اين اثر و تكريم مؤلف آن پرداخته و آن را بزرگترين سند وحدت مسلمين و از كتب منبع و مرجع خويش دانستند.
الغدير در رأس تأليفات علامه و حاصل زحمات 40 ساله ايشان است كه بالغ بر بيست جلد ميشود. وي در نگارش اين اثر به دههزار جلد كتاب و رساله مراجعه و همه را مطالعه نموده است. علامه براي گردآوري مطالب الغدير سفرهاي پژوهشي بسيار كرد. اين سفرها عموماً به مطالعه و استنتاج و تهيه مأخذ و ملاقات با استادان ميگذشت. از جملة شهرهايي كه وي با اين هدف به آنها سفر كرد، ميتوان حيدرآباد، دكن، عليگره، لكنهو، كانپور، جلالي (در هند) رامپور، فوعه، معرفه، قاهره (در مصر)، حلب، نبل و دمشق (در سوريه) را برشمرد.
اسم الغدير حاكي از موضوع آن است. كتاب الغدير به اثبات خلافت حضرت علي (ع) از ناحية حضرت خاتمالانبياء محمد بن عبدالله (ص) و نقل نصهاي راجع به غدير خم و ساير نصوص از طرق غير شيعه و از كتب علماي اهل سنت و تواريخ فرق اسلامي و رسالههاي تاريخي (كتب خطي و چاپي) و اثبات اغراض بعضي از تاريخنگاران پيشين كه در نقل روايات تعصب ناروا به كار برده اند پرداخته است. اين كتاب در حسن تنظيم و انشاء بسيار ممتاز و كثرت منابع و نقل مدارك و استنتاج و تجزية و تحليل و كشف اغراض سوء مخالفان و پرده برداشتن از چهره شخصيتهاي مغرض و خيانتكار از امور بسيار استثنايي و بيمانند محسوب ميشود، به خصوص در فصاحت بيان و تنظيم جملات و انسجام و شيوائي عبارات فوقالعاده ممتاز است.
شهرت كتاب الغدير به بسياري از ممالك اسلامي و ساير مناطق جهان رسيده و همه جا منادي وحدت بين مسلمين گرديده است.
علامه اميني غير از الغدير تأليفات ارزشمند ديگري دارد، همچون: كاملالزيارات، سيرتنا و سنتنا، سيره نبينا، اعلام الانام في معرفهالملك، شهداي راه فضيلت، تفسير سورة حمد، ثمرات الاسفار، رساله در علم درايه، رساله در نيت، رياض الانس، راه و روش ما راه و روش پيامبر ماست.
علامه غير از تأليف كتب، به اقدامات حسنه ديگري نيز ميپرداخت از جمله تأسيس كتابخانة مكتبهالامام اميرالمؤمنين العامه در نجف كه از نظر كيفيت در شمار با ارزشترين كتابخانههاي علمي دنياي اسلام است.
علامه اميني روز جمعه 12 تير ماه 1349 هنگام اذان ظهر بعد از حدود دو سال بيماري در آستانه 70 سالگي به ملكوت اعلي پيوست. پيكر وي در تهران تشييع و سپس به نجف اشرف حمل و در آنجا بعد از طواف بر گرد مزار مولاي متقيان در كتابخانه عمومي كه خود تأسيس كرده بود (مكتبه الامام اميرالمؤمنين) به خاك سپرده شد.