شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۲
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

بانگ رحيل !

خداوند سبحان خطاب به آدمى مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. اءَكْثِرْ مِنَ الزّادِ، فَإِنَّ الطَّريقَ بَعيدٌ بَعيدٌ.
2. وَجَدِّدِ السَّفيْنَةَ، فَإِنَّ الْبَحْرَ عَميقٌ عميقٌ.
3. وَخَفِّفِ الْحَمْلَ، فَإِنَّ الصِّراطَ دَقيقٌ دَقيقٌ.
4. وَاءَخْلِصِ الْعَمَلَ، فَإِنَّ النّاقِدَ بَصيرٌ بَصيرٌ.
5. وَاءَخِّرْ نَوْمَكَ إِلَى الْقَبْرِ.
6. وَفَخْرَكَ إِلَى الْميْزانِ.
7. وَشَهْوَتَكَ إِلَى الْجَنَّةِ.
8. وَراحَتَكَ إِلَى الاَّْخِرَةِ.
9. وَلَذَّتَكَ إِلَى الْحُورِ العينِ.
10. وَكُنْ لى ، اءَكُنْ لَكَ.
11. وَتَقَرَّبْ إِلَىَّ بِاسْتِهانَةِ الدُّنْيا.
12. وَتَبَعَّدْ عَنِ النّارِ لِبُغْضِ الْفُجّارِ وَحُبِّ الاَْبْرارِ.
13. فَإِنَّ اللّهَ لايُضيعُ اءَجْرَ الْمُحْسِنينَ.(3)
اى فرزندآدم !
1. ((توشه )) را افزون كن ، كه ((راهِ)) [آخرت و رسيدن به سعادت ]، دور است دور!
2. و ((كشتى )) را تعمير كن ، كه ((دريا)) عميق است عميق !
3. و ((بار))[هاى اضافى كه در اين سفر به كارت نمى آيند] را فروگذار و سبك گردان ، كه 4. و ((عمل ))[و كردار و گفتارت ] را خالص گردان ، كه ((حسابرس ))بيناست بينا!
5. و خفتن خويش را به تاءخير بينداز و آن را براى درون قبر بگذار!
6. و فخر كردنت را براى هنگامه برپايى ((ميزان )) [در قيامت ] بگذار.
7. و ميل [و برآوردن خواهشهاى دل ]ات را براى بهشت واگذار.
8. و راحتى و آسايشت را براى جهان آخرت بگذار.
9. و لذتجويى ات را براى [زيستن در كنار] همسران بهشتى واگذار.
10. و براى من باش تا من نيز براى تو باشم .
11. و با سبك شمردن دنيا، به من نزديك شو و تقرّب بجوى .
12. و با دشمن داشتن فاجران و بدكاران ، و نيز دوستى با ابرار و نيكان ، خويشتن رااز آتش ، دور بدار.
13. پس [بدان كه ] خداوند، پاداش نيكوكاران را تباه نمى سازد.
هوشمندى و فرزانگى چنين اقتضا مى كند كه آدمى ، هنگام سفر، زاد و راحله خويش رابررسى كند؛ مسافت راه و وسيله سفر و توشه راه را ارزيابى نمايد و نيز مدّتْ زمان سفر و ايّام ماندن در مقصد را محاسبه كند و خود را مهيّا سازد. و اگر قصد تجارت و يااهداى هديه به عزيزى را نيز در سر دارد، كالايى در خور و تحفه اى مناسب فراهم آورد.
آدميان ، مهاجرانى هستند كه ((بانگ رحيل )) هر دم آنان را به كوچ و سفر به سوى مقصدنهايى فرا مى خواند.
آيد آنروز كه من هجرت از اين خانه كنم
 از جهان پر زده ، در شاخ عدم لانه كنم
 رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار
 بال و پر سوخته ، كار شب پروانه كنم [...]
امير مؤ منان 7 بارها و بارها، با صدايى حزين كه از سويداىدل بيدارش برمى آمد و جانهاى خفته و غافل را به هشيارى فرا مى خواند، ندا مى داد:
((تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللّهُ فَقَدْ نُوديَ فيكُمْ بِالرَّحيلِ :(4)
مجهّز و آماده شويد خدايتان رحمت كند كه بانگ رحيل و نداى كوچ در ميانتان سرداده شد))!
مرا در منزل جانان چه امن و عيش ، چون هر دم
جَرَس فرياد مى دارد كه بربنديد محملها(5)
براى وصول به اهداف عالىِ حيات برين و رسيدن به خواسته هاى برتر، بايد ازخواهشهاى حقير، درگذشت و با فدا كردن امور كوچك و ناچيز، در راه آرمانهاى بلند وستُرگ ، به سعادت جاويد نائل آمد.
گر از پى شهوت و هوى خواهى رفت
از من خبرت ، كه بى نوا خواهى رفت
بنگر كه كئى و از كجا آمده اى
مى دان كه چه مى كنى ، كجا خواهى رفت
اى مرغ چمن ! از اين قفس ، بيرون شو
 فردوس ، تو را مى طلبد، مفتون شد
طاووسى و از ديار يار آمده اى
ياد آورِ روى دوست شو، مجنون شو(6)

بالای صفحه

متلک پسر همسايه، بوي جنايت مي داد

قضات هيات عمومي ديوان عالي کشور با بررسي موشکافانه يک پرونده اصراري- کيفري ، حکم مرگ مردي را که همسايه اش را کشت تاييد کردند.
رسيدگي به اين پرونده پس از آن آغاز شد که فريادهاي گوشخراش "احمد- ش" در "کريم آباد" تنکابن ، لرزه بر جان مردم انداخت. آنان که هراسان از خانه خود بيرون دويده بودند با "محمد.ت" 44 ساله روبه رو شدند؛ او چاقو به دست ، تسليم افسران کلانتري 12 کريم آباد شد.
"محمد" در بازجويي هاي مقدماتي جنايت را گردن گرفت و گفت: دخترم "آرزو" کلاس دوم راهنمايي است و زماني که رفت نان بخرد "اباذر" مزاحمش او شد.به همين خاطر پيش برادرش "احمد" رفتم و تذکر دادم اما کينه مرا به دل گرفت.
متهم ادامه داد: آن روز وقتي سوار بر موتور از خيابان مي گذشتم، "احمد" مرا صدا زد و به طرفم آمد.بعد با آچار فرانسه به سرم کوبيد و من هم که گيج شده بودم با چاقو ، يک ضربه به او زدم که ...
به دنبال اعتراف هاي "محمد" تحقيق محلي در دستور کار پليس قرار گرفت و پيمان 35 ساله شهادت داد: جلوي مکانيکي ايستاده بودم و با حامد (پسر محمد) صحبت مي کردم که "احمد" سر رسيد و با عصبانيت يک انبردست را بالاي سر او برد.همان موقع "محمد" که سوار بر موتور بود متوجه ماجرا شد و با "احمد" گلاويز شد.طي درگيري ، پدر "حامد" با چاقو به سينه "احمد" زد.
همچنين دومين شاهد، گفته هاي "پيمان" را تاييد کرد و محمد را عامل جنايت ناميد.بدين ترتيب پرونده با صدور کيفرخواست به شعبه 18 دادگاه تجديد نظر استان مازندران فرستاده شد و "محمد" بامداد 24 اسفند 1385 پاي ميز محاکمه نشست.
در اين نشست که با حضور چند نفر از ديگر شاهدان به نام هاي:"پاشا" ، "مرتضي - ق" و "رضا-ع" برگزار شد آنان اعلام کردند ضربه مرگ را "محمد" به قرباني زد.
سپس متهم از خود دفاع کرد:جنايت را قبول دارم. اباذر مزاحم دخترم شده بود و من به برادرش تذکر دادم تا جلوي او را يگيرد اما باور کنيد قصد کشتن نداشتم. حالا از خانواده داغدار مي خواهم مرا ببخشند.
در پايان اين نشست، قضات با استناد به مواد 233، 232، 231، 206 و 205 قانون مجازات، محمد را به مرگ محکوم و تاکيد کردند مطابق ماده 265 قانون مجازات ، راي پس از پرداخت سهم صغير قرباني از سوي خانواده داغدار، قابل اجرا است.
حکم اما با اعتراض وکيل مدافع متهم شکست و قضات شعبه 37 ديوان عالي کشور با توجه به اظهارات شاهدان که ديده اند قرباني جلوي متهم را گرفته و با او درگير شده بود محمد را مستحق پرداخت ديه دانستند و پرونده را به شعبه دوم دادگاه تجديد نظر استان مازندران فرستادند.
در اين نشست يکي از شاهدان به نام "پاشا- ن" توضيح داد: "احمد" با انبردست از سمت راست خيابان به طرف "محمد" آمد.در محل درگيري، مامور يا پاسگاهي وجود نداشت که کمک بخواهيم و وقتي "احمد" چاقو خورد در ماشين به برادرش "اباذر" گفت:زندگي ام را تباه کردي.
بدين ترتيب قضات شعبه دوم دادگاه تجديد نظر 17 مهر 1386 با توجه به اقرار متهم و اينکه کار او نوعا کشنده بوده و همچنين متناسب نبودن دفاع با حمله قرباني ، محمد را بر اساس بند "پ" ماده 206 ، قسمت اول ماده 207 و مواد 205، 232 و 233 قانون مجازات و ماده 264 همين قانون به قصاص نفس؛ پس از پرداخت سهم فرزند صغير "احمد" محکوم کردند.
حکم، اين بار نيز با اعتراض وکيل متهم ، در ديوان عالي کشور به شور گذاشته شد.از آنجا که قضات شعبه دوم دادگاه تجديد نظر مازندران با اکثريت آرا اصرار بر نظريه شعبه پيشين داشتند، حکم را از مصاديق بند "ج" ماده 266 قانون آيين دادرسي کيفري دانستند و پرونده را براي طرح در هيات عمومي ديوان عالي کشور به معاون رييس ديوان عالي سپردند.
بدين ترتيب هيات عمومي ديوان عالي کشور متشکل از 50 قاضي، نشست ويژه اي برگزار کرد و پرونده اصراري- کيفري به رياست آيت ا... مفيد (رييس ديوان عالي کشور) و با حضور آيت ا... دري نجف آبادي (دادستان کل کشور) و قضات شعبه کيفري ديوان عالي به شور گذاشته شد.
"ابوالفضل ملکي" مستشار شعبه 13 تشخيص ديوان عالي کشور با اشاره به شماري از نظريه هاي اداره کل حقوقي تصريح کرد : اگر کسي در مقام دفاع شخصي، مرتکب علمي شود که دفاع متناسب با خطر يا حمله نباشد بايد به مجازات برسد. يعني اگر در مقام دفاع مرتکب جنايت شود در حالي که با کم تر از آن هم امکان دفاع وجود داشته باشد بايد قصاص شود.در اين پرونده نيز محمد در دفاع از خود زياده روي کرده و احمد را کشته است.
همچنين "نيروي" معاون قضايي ديوان عالي کشور اعلام کرد: در اين پرونده ، مساله دفاع مطرح نبوده زيرا متهم ازقبل آمادگي داشته و همراه خود چاقويي با تيغه 10 سانتي متر داشته است.
حجت الاسلام "فاضل" مستشار شعبه ديوان عالي کشور اما کار متهم را دفاع دانست و خاطرنشان ساخت:اگر متهم به هر دليل در دفاع زياده روي کرده باشد به اين معني نيست که بايد قصاص شود.علت چنين جنايتي درگيري قبلي بوده و "احمد" با آچار حمله کره است.اگر با آن بر سر متهم مي زد به احتمال زياد "محمد" کشته مي شد.بنابراين همان طور که چاقو آلت قتاله است آچار هم مي تواند کشنده باشد.
اين مستشار ادامه داد:متقدم چون در دفاع زياده روي شده، پس متهم بايد ديه بدهد.
در همين حال "دري نجف آبادي" اظهار داشت: متهم با زدن چاقو ، قلب و ريه قرباني را رعايت کرده و هرگز شرايط دفاع را رعايت نکرده است؛ موضوع ناموسي نيز مربوط به برادر قرباني (اباذر) بود.دفاع از ناموس در اينجا مصداق نداشته و آلت قتل نيز نوعا کشنده و محل اصابت آن حساس بوده است.برفرض اينکه متهم قصد کشتن نداشته اما عمل او خطرناک و مصداق بارز بند "ب" ماده 296 قانون مجازات است. فرض نبود تناسب اقدام دفاعي متهم با قرباني ، منجر برائت او نمي شود و "محمد" از همه جهت مسووليت کيفري دارد.
در اين نشست، قضات پس از ساعت ها بحث و گفت و گو ، راي شعبه دوم دادگاه تجديد نظر استان مازندران مبني بر عمدي بودن آدمکشي را تاييد کردند و ضرباهنگ مرگ جاني به صدا در آمد.گزارش ايسکانيوز مي افزايد، خانواده داغدار اگر از خونخواهي نگذرند او به زودي اعدام مي شود.

بالای صفحه

بهترين سخنان حکيمانه از بزرگان 

لئوبوسكاليا : عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند.
جبران خليل جبران : چشمه ساري که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزي قد خواهد کشيد و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دريا را درپيش خواهد گرفت .
شوپنهاور : به من بگو قبل از آمدن به اين دنيا کجا بودي؟ تا بگويم بعد از مرگ کجا مي‌روي
ل - فوئر باخ : انسان هر قدر بيشتر بداند به همان اندازه نقطه هاي استتار بدست مي آورد .
بزرگمهر  :از دانش آموختن هيچ زمان غافل ممان ، گرچه در اين راه رنجها کشي ، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد .
نصيحه الملوک : خردمند آن نيست که چون در کاري مي‌افتد بکوشد تا از آن کار بيرون آيد، خردمند آنست که بکوشد در کاري نيفتد
وين داير : اينکه بعضي ها مي ترسند يا افسرده مي شوند به اين علت است که آنان سر رشته امور را از دست داده اند مسئوليت احساس  شان بابت احساس بدي که دارند مسئوليت را از سر خود باز مي  کنند چون براي شان راحت تر است که ديگران را مسئول زندگي خود بدانند تا بگويند:باعث بروز چنين احساساتي خودم هستم.
ارد بزرگ : اگر شناخت زن و مرد نسبت به ويژگي هاي دروني و بيروني يکديگر بيشتر گردد کمتر دچار گسست مي شوند .
ويليام تن : عقل بي عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نيست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه
فردريش  نيچه :افزوني دانش گذشته، افزوني تاريخ انسان را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حاليکه انسان  بايد قادر باشد گذ شته را در خد مت حال دربياورد. البته اگر بتوانيم خوب ياد بگيريم که تاريخ را وسيله اي براي زندگاني قرار دهيم .
اُرد بزرگ : اگر بستانکاري ديگران را در هنگام توانايي ندهي ، بويژه هنگامي که او درمانده باشد ، فر خود را باخته اي .
جبران خليل جبران : رابطه قلبي دو دوست نياز به بيان الفاظ و عبارات ندارد .
وين داير : تو، جدا از ديگران نيستي ، قضاوت در مورد کارهاي خوب ديگران هم دست کمي از قضاوت در مورد کارهاي بدشان ندارد.
آلن لاکيس: برنامه ريزي، آوردن زمان آينده به حال است تا بتوانيد اکنون براي آن کاري انجام دهيم.
شوپنهاور : جمال اگرچه ماي? شرافت است ولي مقرون به هزاران شر و آفت است .
اُرد بزرگ : هنر خوراک روان و هنرمند آفريننده آن است . بارگاه هنرمند با هيچ جايگاهي درخور ارزيابي نيست .
بزرگمهر  :اميد ، آهستگي و ملايمت زندگي را روشن و شيرين مي کند ، خشم و تيزي مايه رنج و بلاست . آهسته رو از عيبجوي مي گريزد و شرم و آهستگي را دوست مي دارد .
آگ ماندينو : تنها ابزار موفقيت که قطعا به آن نياز داريد ، صرف نظر از اينکه کارتان چيست ، اين است که بيشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار مي رود کارايي داشته باشيد و خدمات عرضه کنيد.
آلفونس کار : دوستان عبارت از خانواده اي هستند که انسان اعضاي آن را به اختيار خود انتخاب کرده است .
فردريش  نيچه :استعداد آدمي را مي پوشاند و وقتي استعدادش کاهش يافت آنچه هست نمايان مي شود.
ارد بزرگ : اگر شيفته کارت نباشي ، روانت بيمار مي شود و در نهايت پيکرت از پاي در خواهد آمد .
ويليام تن : زناشويي عبارتست از سه هفته آشنايي ، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل .
جبران خليل جبران : اگر گام در معبدي نهادي تا اوج فروتني و هراس خود را اظهار کني ، براي هميشه برتري کسي نسبت به کس ديگر نخواهي يافت . براي تو کافي است که گام در معبدي نهي ، بي آنکه کسي تو را ببيند .
والتر  : انسان در همان لحظه كه تصميم ميگيرد آزاد باشد آزاد است .
اُرد بزرگ : اگر نتوانيم به خاندان خويش آرايشي سامان يافته دهيم هميشه در خانه ايي بي ديوار زندگي مي کنيم.
علي شريعتي  : اساسا ، خوشبختي فرزند نامشروع حماقت است. همه کساني که در جست و جوي خوشبخت بودن هستند بي خود تلاشي در بيرون از خويش نکنند اگر بتوانند " نفهمند" مي توانند " خوشبخت " باشند.
باب هاپ : زنان تحصيلكرده همسران خوبي از آب در مي آيند , زيرا براي اينكه توضيح بدهند كه چرا غذا شور يا بيمزه شده است كلمات بيشتري در اختيار دارند.
شوپنهاور : هوش و استعداد خود را پرورش ده ولي نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسيله تفکر توام با عمل ، تمايل اکثر فضلا به مطالعه شبيه تلمبه است ، خالي بودن مغزهاي خودشان موجب مي شود که افکار مردم ديگر را به سوي خود بکشند؛ هرکس زياد  مطالعه کند به تدريج قدرت تفکر را از دست مي دهد.
بزرگمهر  :اگر باخردي ، هرگز گرد بدي مگرد ، که نيکوترين کسان آن بود که بيرون و درونش پاکيزه و نيک باشد .
ارد بزرگ : اسب رام شده ، نگران شلاق نيست ، دوري از سوار ، زين و يا حتي گاري براي او نگران کننده است .
اِريک کِستنِر : با سنگهايي که در سر راهت ميگذارند هم ميتواني چيز قشنگي براي خود بسازي
ويليام تن : مردم دنيا همچون ديوانگان کور و کر ، به جان هم مي افتند و يکديگر را نديده و نشناخته مي درند و بر اين ديوانگي نام جنگ افتخار مي گذارند .
فردريش  نيچه :انسان بايد بهتر و شريرتر شود  : من چنين مي آموزانم ! شريرانه ترين چيز براي بهترين چيز در ابرانسان نياز است.
جبران خليل جبران : پند آموز است ماجراي مردي که زمين را مي کاويد تا ريشه هاي بي ثمر را از اعماق زمين بيرون کشد ، اما ناگاه گنجي بزرگ يافت ؟!
اُرد بزرگ : انديشه برتر در روزهاي توفاني و آشوب و در همان حال خموشي و آرامش ، توانايي برتر خويش را از دست نمي دهد.
شاتوبريان : كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند
اُرد بزرگ : ارزش پيمان شکن ، باندازه کفن هم نيست .
اف. جي. بنسون : مردها به سه دسته تقسيم مي‌شوند: خوش قيافه‌ها ، باهوش‌ها و اكثريت.
شوپنهاور : به من بگو قبل از آمدن به اين دنيا كجا بودي ، تا بگويم بعد از مرگ كجا ميروي 
فردريش  نيچه :ابرانسان است كه مي آفريند .
جبران خليل جبران : مگر نه چيزي که امروز در تسلط توست ناچار روزي از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خويش ببخش و بگذار فصل عطا يکي از فصلهاي درخشان زندگي تو باشد .
شوپنهاور : افراد پست و فرو مايه از خطاهاي اشخاص بزرگ لذت فراوان مي برند.
ويليام تن : بدگويي حسود دليل برتري شماست .
بزرگمهر  :اگر اميدواري که رنجت بار نيکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپيچ
ارد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمين مادري را بپرس .
ويليام تن : با اينکه مي دانيم زيبايي و خوبي دشمن هم هستند ، چرا اين آب و آتش را در يک وجود طالبيم ؟
آلبرت هوبارد : انضباط فردي عبارت است از : توانايي مجبور کردن خود به انجام کاري که بايد در زمان معيني به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشيم چه نداشته باشيم.
اُرد بزرگ : اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آينده اند .
اقبال لاهوري :
زمين به دوش خود الوند و بيستون دارد    غبار ماست که بر دوش او گران بوده ست
ارد بزرگ : بسياري از جنگها و آوردهاي  توده آدميان از روي نبود شناخت و آگاهي نسبت به يکديگر بوده است .
جبران خليل جبران : اي که در رنج و عذابي ! تو آنگاه رستگاري که با ذات و هويت خويش يکي شوي .
فردريش  نيچه :انسان هاي آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تيررس نگاه ديگران پنهان مي کنند.
بزرگمهر  : براي نادان پيرايه اي سزاورتر و زيباتر از خاموشي نيست .
گادامر : هنر آموختن گوش کردن است.
اُرد بزرگ : بسياري از چيزهاي را که مي خواهيم داشته باشيم مي توانيم با نشان دادن توانمندي خويش به آساني بدست آوريم .
هوراس : در ميان امواج ، در جاده هاي پر فراز و نشيب و درد درياها به دنبال خوشبختي مي دويم ، در حاليکه خوشبختي در اينجاست .
جيمز بريانت: به لاک پشت ها نگاه کنيد، آنها تنها وقتي پيشرفت مي کنند که سرشان را از لاک خود بيرون مي آورد.
چارلي چاپلين : درخشان ترين تاجي که مردم بر سر مي نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .

بالای صفحه

سوخت نداريم جيگر

يک روز مراسم قرآني در پادگان امام خميني داشتم مسئوولين پادگان به من گفتند ازسربازان سوال بپرسيد تا ما به آنها جايزه بدهيم من گفتم سي ان جي يعني چه ؟ آنها هركدام يك جواب دادند (جواب واقعي آن علامت گاز طبيعي است )ولي من گفتم يعني سوخت نداريم جيگر ؛‌‌ دراين هنگام همه زدند زير خنده. هدف من از اين شوخي اين بود كه  به آ نها بفهمانم حافظان قران افراد بد اخلاق وبرج زهر مار نيستند  بلكه افرادبا اخلاق ومردم دار هستند


پافشاري بر اشتباه
يک روز صبح در پادگان امام رضا(ع)کازرون مراسم قرآني داشتم يک سرباز خواست از من سوال بپرسد گفت :اين آيه را ادامه بدهيد (والذين اذا اصابعهم البغَي هم ينتصرون )وکلمه (بغي) را به (ضم غ) خواند من به او گفتم: اين بغي است (به فتح غ) ولي او به گفته خودش اصرار داشت .به او گفتم اين آيه در سوره شوري وص 487 قران عثمان طه قرار دارد وقتي سربازها آن صفحه را آوردند و ديدند که اشتباه کرده همه آنها خنديدند و آن سرباز فهميد که در مسائلي که علم کافي در آنها ندارد زياد پافشاري نکند.

عمر گرانمايه!
ايت اللّه حسن زاده آملي:حيف و صد حيف كه من عمر خود را ضايع كردم و به جاي حفظ قرآن به حفظ اشعار پرداختم. آنگاه سفارش مي‌فرمودند:«عليكم بالمفصّلات» منظورشان از مفصّلات سوره‌هاي كوتاه آخر قرآن بود كه راحت‌تر در حفظ مي‌ماند.
منصوره رضائي

مادر و دختر،قرباني جهيزيه

جنازه هاي مادر و دختر بنگلادشي که قرباني جهيزيه شدند از سوي پليس اين کشور پيدا شد.
 "چامپا" هشت سال پيش با "نورال اسلا"ازدواج کرد.اما چون جهيزيه به خانه شوهر نياورده بود هر روز کتک مي خورد زن نگون بخت سال ها شکنجه و سختي را تحمل کرد تا اينکه مادر دو دختر شد.
"چامپا" که مي ترسيد فرزندانش هم به سرنوشت خودش دچار شوند تصميم شومي گرفت .
او مقداري زيادي سم در شير ريخت و همگي آن را نوشيدند.
در نتيجه مادر و دختر 45 روزه، جان باختند اما فرزند بزرگتر معجزه آسا زنده ماند.
پيش تر زن هندي نوزاد يک روزه اش را به خاطر اينکه دختر بود زير خاک زنده زنده مدفون کرد. اما اين بچه با کمک يک سگ زنده ماند.تازه ترين آمار نشان مي دهد در هند نزديک به دو هزار جنين دختر به طور غير قانوني سقط مي شوند که دليل اصلي اين معضل مساله جهيزيه است.


زمين لرزه قدرتمند ‌7/6 ريشتري شمال توكيو را تكان داد

آژانس هواشناسي تركيه اعلام ژاپن اعلام كرد: زمين لرزه قدرتمندي در مقياس ‌7/6 ريشتر شمال توكيو را تكان داد.
اين زمين لرزه كه در ساعت ‌1:45 بامداد به وقت محلي رخ داد، چندين ساختمان را در مركز پايتخت اين كشور به نوسان درآورد.
قدرت زمين لرزه در دو منطقه ايباراكي و توچيگي در شمال توكيو از ساير مناطق بيشتر بوده است.
گفتني است كه تاكنون گزارشي از تلفات يا خسارات احتمالي اين زمين لرزه دريافت نشده است. همچنين مقامات تاكنون هشدار سونامي اعلام نكرده‌اند.
اين زمين لرزه همچنين در ساحل اقيانوسيه چندين پس‌لرزه داشته است.
مطالعات نشان مي‌دهد كه ‌20 درصد از زمين لرزه‌هاي بزرگ جهان در ژاپن رخ مي‌دهد.


دختر معتاد توسط پدرش زنده به گور شد‌

دختر جوان 22 ساله‌اي كه توسط پدرش با انگيزه نامعلوم زنده به گور شده بود توسط مأموران نجات يافت.
عصر روز چهارشنبه مأموران كلانتري 166 لشگرك از وقوع يك فقره شكنجه يك دختر جوان توسط پدرش با خبر شدند.
مأموران با بررسي اظهارات شهروندان دريافتند دختر جواني ‌در جاده تلو، زمين‌هاي خاكي، داخل اراضي ارتش، در زير سنگ‌ها مدفون شده است كه احتمالا زنده است.
ماموران بلافاصله با حضور در محل مشخص شده از سوي شهروندان و پس از شناسايي مكان موردنظر، ‌نسبت به نجات اين دختر جوان اقدام كردند.
اين دختر جوان زماني كه از زير خاك ها و سنگهاي موجود بيرون آمده و نجات يافت خود را رويا 22 ساله معرفي كرده و مدعي شد پدرش وي را زنده به گور كرده است.
رويا مدعي شد معتاد بوده و قرص ترامادول مصرف مي‌كنم به همين علت پدرم مرا در منزل مورد ضرب و شتم قرار داد و وقتي بي‌رمق شدم به اين مكان منتقل و در زير سنگ‌ها مدفونم كرد.
رويا توسط عوامل اورژانس به بيمارستان شهداي تجريش انتقال يافت و تحت مداوا قرار گرفت.
در حال حاضر تحقيقات براي دستگيري پدر رويا و همچنين تحقيق از وي در خصوص انگيزه ارتكاب اين عمل خشونت آميز وي آغاز شده است.