چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۶
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل
تمثيلهاي عبرت آموز
گرفتن پاره هايى از اوامر و نواهى و قوانين دين و وانهادن پاره هايىديگر، گرچه در برخى از موارد و به همان مقدارِ اءخذ شده ، سودمند است ، امّا نمى تواناز آن انتظارى در خور داشت ، و اى بسا كه پاره پاره كردن دين و گرفتن برخى از آن ووانهادن بعضى ديگر، نتيجه معكوس بدهد و رهاوردى نامبارك به بار آورد.
از پيكرى ((مُثله شده )) و پاره پاره ، چه انتظارى مى توان داشت ؟!
هم بچيدى دانه مرغ از خرمنش
 
هم نيفتادى رَسَن در گردنش
 
طالبان بهشت كجايند؟!
خداوند رحمان به مردمان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. إِذا كانَتِ الْمُلُوكُ تَدْخُلُ النّارَ بِالْجَوْرِ.
2. وَالْعَرَبُ بِالْعَصَبيَّةِ.
3. وَالْعُلَماءُ بِالْحَسَدِ.
4. وَالْفُقَراءُ بِالْكِذْبِ.
5. وَالْتُجّارُ بِالْخيانَةِ.
6. وَالْحُرّاثُ بِالْجَهالَةِ.
7. وَالْعُبّادُ بِالرِّياءِ.
8. وَالاَْغْنياءُ بِالْكِبْرِ.
9. وَالْقُرّاءُ بِالْغَفْلَةِ.
10. وَالصُّبّاغُ بِالْغِشِّ.
11. وَ مانِعُ الزَّكاةِ بِمَنْعِ الزَّكاةِ.
فَاءيْنَ مَنْ يَطْلُبُ الْجَنَّةَ؟! .(12)
اى فرزندآدم !
1. اگر چنين است كه پادشاهان و حاكمان ، به خاطر ((ستمگرى )) به آتش جهنم مى روند،
2. و عربان ، به سبب ((تعصّب ورزى )) و نژادپرستى ،
3. و عالمان ، به وسيله ((حسدورزى ))،
5. و تاجران ، با ((خيانت ورزى ))،
6. و كشاورزان ، به خاطر ((جهالت )) و دانش نطلبيدن ،
7. و عابدان ، به سبب ((ريا ورزيدن در عبادت ))،
8. و ثروتمندان به وسيله ((تكبّر ورزيدن ))،
9. و خوانندگان كتابهاى آسمانى ، با ((غفلت ورزيدن )) [وعدم ژرفنگرى در معانى آنچه مى خوانند]،
10. و رَنگرَزان ، با ((تقلّب در كارشان ))،
11. و زكات نادهندگان ، به سبب ((ندادن زكات مالشان ))،
[اگر اينان به سبب اين امور و با اين رفتار و كردار، به جهنم مى روند،] پس ، طالبان بهشت ، كجايند [و به بهشت روندگان ، كيانند]؟!
در هر گام از راههاى اين جهان ، دامى نهفته است ، كه رهيدن از آنها هشيارى و بيدارىِهوشمندانه و زيركانه اى مى طلبد. به سلامت رساندن ((بار امانت )) به مقصد نهايى ،كياست و فطانتى عظيم مى خواهد. شيطان و هواهاى نفسانى ، هركس را به گونه اى ويژهمى فريبند، و هركس مسؤ وليت و موقعيتش سنگينتر و خطيرتر باشد، دام فريبش نيزمحكمتر و فريبنده تر است .
آدمى اگر به خود وانهاده شود و به دستاويزى استوار و مطمئن چنگ نزند، هلاكت و تباهىاش ‍ حتمى است ؛ همچنان كه گمراهى كودكِ راهْناشناس و بى راهنما.
اللّه ! به فرياد منِ بى كس رس
 
فضل و كرمت يار منِ بى كس ب
 هركس به كسى و حضرتى مى نازد
 جز حضرتِ تو ندارد اين بى كس ، كس
 بهترين و استوارترين و مطمئن ترين دستاويز ومشعل هدايت ، و يا تنها راه نجات آدميان از مهلكه ها، چنگ افكندن به دامان پر مهر خداونداست و پناه بردن به دژ استوار او. شيطان نيز در امانند.
قدِ بلند تو را تا به بر نمى گيرم
 درخت بختِ مرادم ((به بر)) نمى آيد
 مگر به روى دلاراى يار ما، ور نى
 به هيچ وجه دگر، كار بر نمى آيد
بالای صفحه

عطر صلوات
صلوات سبب شفاعت پيامبران
حضرت زهراعليها السلام فرمودند: پدرم رسول خدا صلى‏الله‏ عليه ‏و آله بر من وارد شد در حالى كه مهياى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى. اول اين كه: ختم قرآن كنى، دوم آن كه: پيامبران را شفيعان خود گردانى، سوم اين كه ، مؤمنين را از خود خشنود گردانى، چهارم آن كه: حج و عمره كنى. حضرت اين را فرموده و اقامه نماز كردند، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسيدم يا رسول ‏الله، مرا به چهار چيزى امر فرموديد كه در اين مدت زمان،  قدرت انجام آنها را ندارم.
پدرم تبسمي كرده ، فرمودند: هرگاه سه مرتبه سوره "اخلاص‏" را بخوانى گويا ختم قرآن كرده ‏اى، و هرگاه صلوات بفرستى بر من و پيامبران پيش از من ، همه ما شفيعان تو خواهيم بود و هرگاه براى مؤمنين استغفار كنى پس تمامى ايشان از تو خشنود مى‏شوند ، و هر گاه بگويى "سبحان‏ الله و الحمدلله و الله‏ اكبر" مثل اين است كه حج و عمره انجام داده باشى.
بوى عطر
مرحوم آخوند ملاعلى همدانى رحمة ‏الله‏ عليه ، حكايت نموده ‏اند كه: روزى پيرمردى جهت‏ حساب خمس و زكوة نزد من آمد ، متوجه شدم كه از آن پيرمرد بوى عطر عجيبى به مشامم مى‏رسد كه تا به حال نظير آن را استشمام نكرده ‏ام. از او پرسيدم از چه عطرى استفاده مى‏كنى؟ گفت:  اين بوى خوش ، قصه‏ اى دارد كه تاكنون آن را براى احدى نقل نكرده ‏ام. قصه اين است كه شبى در عالم خواب پيامبر خدا صلى ‏الله ‏عليه‏ و آله را زيارت نمودم ، در حالى كه آن حضرت نشسته بودند و حدود ده يا بيست نفر اطراف ايشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم.
حضرت فرمودند: كداميك از شما بر من زياد صلوات مى‏فرستيد ؟ مى‏خواستم بگويم كه من زياد صلوات مى‏فرستم ، اما ساكت‏ شدم. بار دوم پرسيدند: باز هم كسى پاسخ نگفت . براى بار سوم حضرت فرمودند: كدام يك از شما بر من زياد صلوات مى‏فرستد؟ مى‏خواستم بگويم من ، كه با خود فكر كردم شايد ديگران بيشتر از من صلوات مى‏فرستند. پس آنگاه پيامبر اكرم ، صلى ‏الله‏ عليه ‏و آله،  بلند شده و خطاب به من فرمودند: شما بر من زياد صلوات مى‏فرستى ، و مرا بوسيد ؛  از آن پس اين بوي عطر از من استشمام مي گردد.
صدقه زبان
پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏وآله فرمودند: اى مردم ، با اطاعت ‏خدا به خدا نزديك شويد تا اين كه خداوند شما را به خير برساند... و از اموال خودتان در حقوق لازمه انفاق كنيد. در اين حال ، مردم بلند شده و عرض كردند اى رسول خدا بدن ما ضعيف است و مال و منالى هم نداريم كه بذل و بخشش كنيم، پس چه كنيم؟
حضرت فرمودند: صدقات قلبى و زبانى بدهيد. باز مردم سؤال نمودند : چگونه صدقه بدهيم؟ حضرت فرمودند: صدقات قلبى ، اين است كه محبت‏ خدا و محمد رسول خدا و على ولى خدا  و همه كسانى كه براى قيام در راه دين خداوند انتخاب شده ‏اند ( ائمه معصومين ، عليهم‏السلام،) و محبت‏ پيروان آنها و كسانى را كه از دوستداران شيعيان هستند در دلتان ايجاد كنيد. اما صدقات زبان ، اين است كه مشغول به ذكر خداوند باشيد و صلوات بر محمد و آلش بفرستيد ، زيرا خداوند شما را به واسطه ي اين اعمال به بهترين درجات مى‏رساند.
صلوات و رنج ‏شيطان
روزى پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله از راهى عبور مى‏كرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده ‏اى؟ گفت: يا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى‏برم و در زحمت‏ بسيار هستم . پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟  گفت: يا رسول ‏الله امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم . اول اين كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى‏كنند. دوم اين كه با هم مصافحه ( دست دادن)  مى ‏كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند ان‏ شاء الله مى ‏گويند ، چهارم از اين خصلتها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ، پنجم اين كه تا نام شما را مى‏  شنوند صلوات مى‏فرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى " بسم الله الرحمن الرحيم‏" مى‏ گويند.
عاجزترين مردم
پيامبر خدا فرمودند: دوست داريد شما را به بخيل‏ ترين ، كسل ‏ترين ، عاجزترين ، دزدترين و جفاكارترين مردم راهنمايى كنم ؟ بخيل‏ترين مردم كسى است كه هنگام ملاقات با مسلمانى به او سلام نمى‏كند ، كسل‏ترين مردم كسى است كه در عين صحت و سلامتى و فراغت ‏خاطر ، خداى خود را حمد و ستايش نمى‏ كند ، دزدترين مردم كسى است كه از نمازش مى‏ دزدد ، جفاكارترين مردم كسى است كه نام مرا بشنود و صلوات بر من نفرستد و عاجزترين مردم كسى است كه قدرت و توانايى دعا كردن را ندارد.
منبع: برگرفته از كتاب حكايتهاى شنيدنى از فضائل و آثار صلوات
بالای صفحه

كوثر برادران در ميان غم و اندوه فراوان تشييع شد

اعتدال : پيكر كوثر برادران فرزند خردسال عليرضا برادران عكاس شهيد خبرگزاري فارس صبح ديروز در ميان غم و اندوه فراوان تشييع و در قطعه 45 به خاك سپرده شد.
اين مراسم ديروز در حالي برگزار شد كه جمع كثيري از دوستان و همكاران عليرضا برادران براي تسلي خاطر خانواده اين شهيد بزرگوار حضور يافته بودند.
فرزند خردسال شهيد برادران عصر روز دوشنبه پس از اين كه 17 روز در كما به سر مي‌برد، جان به جان آفرين تسليم كرد.
روزنامه اعتدال به سهم خود به اين خانواده داغدار تسليت مي گويد.

بالای صفحه

سخنان به ياد ماندني
بهترين سخنان حکيمانه از بزرگان

ژوبرت : جواني ستاره اي است که فقط يکبار در آسمان عمر طلوع مي کند .
ارد بزرگ : شروع هر روز، نو شدني دوباره است ، و  دمي براي پويايي بيشتر .
ژرژ هربرت : يا درست حرف بزن يا عاقلانه سکوت کن .
ارد بزرگ : شب زندگي براي مرد کهن ، همچون روز روشن است .
دين بريگز: کار خودتان را انجام دهيد ، اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکي بيشتر و از روي سخاوت . همين مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد.
فردريش  نيچه :آنچه والا بودن يک فرد را ثابت مي کند کرده هاي او نيست چون بيخ و بن آنها معلوم نيست و معاني مختلفي دارند ، والايي در ايمان به هدف و آرمان است.
نيچه : بشر در اين دنيا بيشتر از همه موجودات مصيبت و عذاب کشيده ، بهترين دليلش هم اين است که در بين تمام آنها فقط او مي تواند بخندد .
اُرد بزرگ : شکايتي برگ زرد از درخت ندارد ، چون مي داند راه  ديگري جز جدايي نيست ،  راهي  که هر آدمي نيز روزي به آن خواهد رسيد .
دسه گور : غضب ، نابيناترين ، شديدترين و زشت ترين ناصحان است .
اُرد بزرگ : شباهنگام براي خانواده و نزديکانت نامه بنويس و در روز براي اربابان و سرپرستان  .
فردوسي خردمند :  چراغ مايه دفع تاريکي است ، بدي جوهر تاريکي در زندگي آدمي است ، که از آن دوري بايد جست .
دموستن : آنکه تخم بدي را مي فشاند ، بدون شک همه محصول آن را درو مي کند .
فردريش  نيچه :آيا برده هستي؟
پس دوست نتواني بود
آيا خودکامه هستي؟
پس دوستي نتواني داشت
در زن دير زماني است که برده اي و خودکامه اي نهان گشته اند از اين رو زن را توان دوستي نيست او عشق را مي شناسد و بس .
ارد بزرگ : اساس گسترش هر کشور ، فرهنگ است .
فردريش  نيچه :آنچه در انسان بزرگ است اين است که او پل است نه غايت.
زکرياي رازي : طول کشيدن معالجه را دو سبب خواهد بود : ناداني پزشک ، يا نافرماني بيمار .
اُرد بزرگ : فرودستي (عوام زدگي)  به بهانه ، هم رنگ ديگران شدن ، باور هيچ  بزرگي نبوده است .
ديوژن : دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم .
دوگلاس مك آرتور : گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند
اُرد بزرگ :  شگفتا ، مي بينم ماتم سرا ، بزمگاهيست و بزمگاه ، ماتم سراي ديگر .
داويد هيوم : خوشبختي مانند پروانه اي است ، اگر او را دنبال کنيد از شما فرار مي کند ولي اگر آرام بنشينيد روي سر شما خواهد نشست .
فردريش  نيچه :آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همه نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك.
اُرد بزرگ : نوا زنده است يا مرده؟ رنگ ها بخشي از پيکره زنده اند يا مرده ؟ ! آذين بند ، پرده و پيرهن... آنها چگونه؟ !!!
اگر کسي در اين پرسش ها بنگرد خواهد ديد همه آنها داراي روان و نيرو هستند . يک نواي زيبا مي تواند شما را از خود بي خود کند ، رنگي ويژه مي تواند شما را آرامش و يا  به خشم آورد و  پديده هاي  بي جاني ، همچون نامه ، پرده و پيرهن  ...  به هزار زبان با شما گفتگو مي کنند ، همه آنها در حال ستايش دمادم زندگي اند ...
ژان روستان : من اگر در بهشت باشم ولي به من بگويند تو حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح بدهي از آن بهشت بيرون مي روم .
اُرد بزرگ : بدترين گونه اندرز ، همان رو راست پند دادن است .
فردوسي خردمند :  اين جهان سراسر افسانه است جز نيکي و بدي چيزي باقي نيست .
ژرژ هربرت: يک مادر خوب به صد استاد و آموزگار مي ارزد.
اُرد بزرگ : قهرمان هاي آدمهاي کوچک ، برسان آنها زود گذرند .
داويد وايت : تا بدبختي را نشناسيم هيچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختي را ياد نمي گيريم .
اُرد بزرگ : حرکت جانوران ريز هم بي چهار چوب نيست .
ژان داويد: راز بزرگ زندگي در شکيبايي است و نبايد به خاطر يک آينده ي مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد.
اُرد بزرگ : جدايي دو همسر مي تواند بافت يک دودمان بزرگ را از هم بپاشد .
ژوبرت : براي ياد گرفتن آنچه مي خواستم بدانم احتياج به پيري داشتم ، اکنون براي خوب به پا کردن آنچه که مي دانم ، احتياج به جواني دارم .
فردريش  نيچه :آن انديشه هايي را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمي بهر تنها زيستن مي بايد يا حيوان باشد يا خدا. ارسطو مي گويد: انگارهء سومي نيز هست بودن يکجاي هر دوي آنان ... آن هم فيلسوف وار ..حقايق همه ساده اند. اين نه مگر دروغي است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟
اُرد بزرگ : فرو رفتن خورشيد جان آدمي ، سپيده دمي به جهان ديگر است .
فردريش  نيچه :آدمي به خاطر نياز به مراقبت و کمک ديگران با آنها ارتباط برقرارمي کند.
کالوس کاستاندا : هيچ چيز عوض نمي شود ! شما ديدتان را عوض کنيد رمز کار اين است .
ارد بزرگ :  دودماني که مرد کهن خويش را خوار مي کند ، به تن بي جان آدمي ماند که در پايان خوراک جانوران پليد خواهد شد .
فردوسي خردمند :  کتاب زندگي گذشتگان ، جان تاريک را روشني مي بخشد .
کاترين پندر : خدا را شکر کنيد که نعمات و موهبت هايش به علت بينش محدود ما متوقف نمي شود .
اُرد بزرگ : دودمان بي نيا و مرد کهن ، به هزار آيين اهريمني اداره مي شود .
كلود مونه: براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست

بالای صفحه

جنايت تکان دهنده در پايتخت

مادري که خود و نوزادش را از طبقه پنجم خانه اي در تهران به پايين پرت کرده بود معجزه آسا زنده ماند اما فرزند، جان سپرد.
به گزارش ايسکانيوز:بامداد دوشنبه هفته جاري ، افسر نگهبان کلانتري 113 بازار مرگ مرموز دختر 17 ماهه اي به نام "زهرا" را در بيمارستان رسول اکرم (ص) با دادسراي ناحيه 27 پايتخت در ميان گذاشت.
سپس بازپرس "روشن" کشيک جنايي پايتخت و افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به بيمارستان مورد نظر رفتند و با ديدن جنازه دختر بچه که شواهد نشان مي داد از طبققه پنجم يک ساختمان به پايين پرت شده بود رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند.
خواهر 10 ساله "زهرا" گفت:صبح بود که مادرم مرا بيدار کرد و به بهانه پهن کردن لباس به پشت بام کشاند.بعد به زور دستم را گرفت و خواست مرا به پايين پرت کند.وحشتزده دستم را کشيدم و خواهر کوچکم به پايين پرت شد.
وي ادامه داد: مادرم تا دم پله دنبالم کرد ولي بازگشت و خودش را هم از بالاي ساختمان به پايين انداخت.حالا او در بيمارستان امام حسين بستري است.
رييس شعبه سوم دادسراي جنايي تهران ، اعلام کرد:پدر زهرا کوچولو تا اين لحظه شکايتي از همسرش که معجزه آسا زنده مانده ارايه نکرده است.با بررسي صحنه جنايت مشخص شده هيچ گونه احتمال نداشته که اکودک بيچاره ، خودش را به پايين انداخته باشد.
وي گفت:مادر زهرا کوچولو با صدور قرار قانوني در بيمارستان تحت نظر است تا پس از بهبودي در دادسرا انگيزه جنايت را فاش کند.
بازپرس "روشن" همچنين به مرگ پسر پنج ساله اي به نام "باربد" در حوزه استحفاظي کلانتري 140 باغ فيض اشاره و اضافه کرد:روز دوشنبه ، مادر اين بچه براي خريد از خانه اش در بلوار "ابوذر" بيرون رفته بود که "باربد" با بي تابي از بالکن طبقه پنجم خم شد. در نتيجه به پايين افتاد و و در دم جان سپرد. ديروز پس از بررسي دقيق و رفع ابهامها، جواز دفن او صادرشد.


در بدترين زلزله 30 سال اخير چين
شمار قربانيان زلزله چين به 12000 نفر رسيد

شمار تلفات زلزله مهيب چين در حالي به افزون بر 12000 نفر افزايش يافته که بيم اين مي رود برگزاري المپيک 2008 در پکن به کابوس تبديل شود.
زلزله اي به بزرگي 8/7 ريشتر 14:28 دوشنبه هفته جاري ، جنوب غرب استان "سي چوان" را ويران کرد.
به دنبال اين رخداد 80 درصدساختمان هاي "بي چوان"سي چوان ، فرو ريخت و اين شهر را تبديل به قربانگاه زنده به گوران کرد.
تا بامداد سه شنبه، افزون بر 10 هزار جنازه به دنبال جست و جوهاي 50 هزار کمک رسان ارتش، پليس ، آتش نشاني، صليب سرخ و داوطلبان چشم بادامي با سگ هاي زنده ياب از زير آوار بيرون کشيده شده است و دست کم 100 هزار زخمي در بيمارستانها بستري شده اند.
در حالي که لحظه شماري براي المپيک 2008 پکن ،شروع شده است اين رخداد جوي و انتشار ويروس مرگبار "اي. وي 71" سرزمين چشم بادامي ها را با مشکلات فراواني روبه رو کرده است.
در پکن 31 ورزشگاه ، آماده ميزباني المپيک است و آيين حمل مشعل در شهرهاي مختلف چين ادامه دارد.
بسياري از کارشناسان اما معتقدند اين بلاياي طبيعي ، آزمون بزرگي براي چين در آستان هبزرگ ترين رويداد ورزشي جهان است.
زلزله جنوب غرب چين که تاکنون جان افزون بر 12000 نفر را گرفته است بار ديگر سران و مردم اين کشور را در غم و اندوه فرو برده و اجازه نداده است آنان با روياي شيرين المپيک ، شاد بمانند.
اين در حالي است که ابعاد گسترده زلزله ، مصايب بيشتري در روزهاي آينده براي چين به دنبال خواهد داشت.
 براي مردم چين روياي برگزاري المپيک 2008 پکن ديرينه و 100 ساله است اما آنان هرگز خاطرات تلخ روزهاي نخستين اين سال را که توام با بيماري و فاجعه هاي طبيعي ، نظير سيل ، زلزله و نيز ناآرامي هاي داخلي بوده است فراموش نخواهند کرد.


شش كودك و چهار سقط جنين، حاصل 26 سال بردگي جنسي براي پدر
با شكايت دختري از پدرش، يك "خانه وحشت" ديگر در اسكاتلند كشف شد. به گزارش ايسنا، رسانه‌هاي انگليسي گزارش دادند: در پي انتشار خبر موسوم به "خانه وحشت" در اتريش كه در آن، يك مرد 73 ساله پس از سوءاستفاده جنسي از دختر خود، از وي صاحب هفت فرزند شده بود، رسانه‌هاي انگليسي حادثه مشابهي را در اسكاتلند گزارش كردند كه جامعه اين كشور را در بهت فرو برد.
براساس اين گزارش،"آن ماري ويلسون" 37 ساله، ساكن گلاسكو با مراجعه به پليس از پدر 62 ساله خود به دليل آزار جنسي شكايت كرد.
برمبناي اين شكايت "جان مك ميلان" پدر اين دختر از سن 11 سالگي او را مورد آزار جنسي قرار داده و در حال حاضر داراي شش فرزند نامشروع از اوست و همچنين اين دختر، چهار بار مجبور به سقط جنين شده است.
انگيزه اصلي جان مك ميلان از چنين جنايتي، دريافت كمك مالي از دولت به بهانه پرورش فرزندان نامشروع خود و دخترش بوده است.
قرباني اين واقعه در شكايت خود عنوان كرده است: در 26 سال بردگي جنسي براي پدرش، همواره با تبر از سوي وي تهديد مي‌شده است.
همچنين جان، سه سال پيش به خاطر تهديداتش به حبس محکوم شده بود، اما دستگيري او از حقايق پرده برنداشت، اما اين بار دختر او پس از افشاي خبر "خانه وحشت" در اتريش بار ديگر جرات كرد، تا با مراجعه به پليس، خواهان بررسي جدي‌تر مساله و پيگيري قضايي اين رسوايي شود.
رسيدگي به اين پرونده ادامه دارد.

تاوان لگد به زندگي رفيق
حکم اعدام مردي که دوست پيشين خود را کشت ديروز در ديوان عالي کشور تاييد شد و ضرباهنگ مرگ او به صدا درآمد.
به گزارش ايسکانيوز:در نشست پيش رسيدگي به اين پرونده که 21 آبان 86 در شعبه 74 دادگاه کيفري تهران به رياست قاضي "کوه کمره اي" برگزار شد ابتدا نماينده دادستان به تشريح کيفرخواست پرداخت.
"صفرخاکي" اعلام کرد:مهدي 24 ساله متهم است 17 تير 84 به دنبال درگيري در خيابان "فلاح" با کوبيدن پاي خود به سر دوستش "جعفر" نخاع او را قطع کرد و مرگش را رقم زد.
وي افزود: اکنون با توجه به مدرک هاي موجود و همچنين درخواست اولياي دم، براي "مهدي" اشد مجازات مي خواهم.
سپس پدر و مادر قرباني در جايگاه ويژه قرار گرفتند وبراي متهم ،حکم مرگ خواستند.پدر جعفر گفت: سالهاست با پدر مهدي همسايه هستيم و هيچ اختلافي نداشتيم.هنوز هم نمي دانم "مهدي" به چه دليل با پسرم درگير شد و او را کشت؟!
وقتي نوب دفاع به متهم رسيد گفت:"جعفر"دوست قديمي ام بود.ما سر به سرش مي گذاشتيم و "اوستا جعفر" صدايش مي زديم. آن روز وقتي او را با اين عنوان، صدا زدم عصباني شد و به من حمله کرد.
مهدي ادامه داد:"جعفر" با مشت به صورتم کوبيد اما درگيري با ميانجيگري بچه محلها پايان يافت. چند دقيقه بعد وقتي دوباره مرا در خيابان ديد به طرفم حمله کرد.ناگهان پايم را بلند کردم که به گردنش خورد و روي زمين افتاد."جعفر"را خيلي زود به بيمارستان رساندم اما قطع نخاع شده بود و يک هفته بعد جان باخت.
*قاضي :به قصد ضربه، پايت را بلند کردي؟
*مهدي: نه؛ ناخودآگاه پايم را بلند کردم. باور کنيد قصد ضربه زدن و کشتن مهدي را نداشتم و حالا از خانواده اش مي خواهم به جواني ام رحم کند و مرا ببخشد.
 با پايان حرفهاي متهم، رييس و چهار مستشار شعبه 74 دادگاه کيفري تهران وارد شور شدند و با توجه به مدرک هاي موجود، او رابه مرگ محکوم کرد.
ديروز حکم در شعبه 33 ديوان عالي کشور تاييد شد و نفس هايش به شماره افتاد. وکيل مهدي به حکم اعتراض کرده است.